سفارش تبلیغ
صبا

پروژه دانشجویی مقاله بحران مالی آمریکا از کجا آغاز شد؟ در pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله بحران مالی آمریکا از کجا آغاز شد؟ در pdf دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله بحران مالی آمریکا از کجا آغاز شد؟ در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله بحران مالی آمریکا از کجا آغاز شد؟ در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله بحران مالی آمریکا از کجا آغاز شد؟ در pdf :

بحران مالی آمریکا از کجا آغاز شد؟

ریشه بحران اقتصادی امریکا به 11 سپتامبر سال 2001 بر می گردد. به دنبال حملات 11 سپتامبر به برج‌های تجارت جهانی بازار آمریکا مستعد رکود اقتصادی شد که البته عمدتا روانی بود. دولت آمریکا که از رکود اقتصادی بیم داشت نرخ بهره را از 6 درصد به یک درصد کاهش داد. در نتیجه نرخ بهره در بازار هم کم شد. زمانی که نرخ بهره وام ها کم شود تقاضا برای دریافت وام افزایش می

یابد. به طور مشخص در آمریکا تقاضا برای وام خرید مسکن که بعضا تا حدود 95 درصد قیمت خانه را شامل می شود افزایش یافت و باعث افزایش قیمت مسکن گردید. در مقابل هم وام اعطایی

 

بانکها افزایش یافت. افزایش قیمت مسکن، ساخت خانه های جدید را رونق بخشید. به مرور ساخت مسکن در آمریکا افزایش یافت به حدی که در حدود سال 2006 تعداد خانه های موجود از میزان مورد نیاز بیشتر شد. (عرضه بیش از تقاضا) طبیعی است که این امر سبب کاهش قیمت مسکن بشود. افرادی که در چند سال اخیر خانه را به کمک وام و با قیمت بالا خریده بودند و شاهد کاهش قیمت خانه خریداری بودند، از پرداخت اقساط خانه سرباز زدند تا بانک خانه را

تصرف کند. چون در این حالت ضرر کمتری می کردند. لازم به ذکر است که در آمریکا اگر کسی وام خانه را ندهد بانک ها می توانند خانه اش را متصرف شوند.
بانکها برای تعداد بیشماری خانه وام داده بودند ولی اکنون صاحبان آنها دیگر اقساط را نداده و خانه را واگذار می کردند اما این خانه ها دیگر قیمت قبلی خود را نداشتند و حتی از میزان وام رداختی بسیار کمتر شده بودند. لذا اگر بانکها حتی خانه ها را می فروختند پول اولیه ای که وام داده بودند باز نمی گشت. مضافا بر این که در شرایطی که هر روز قیمتها کاهش می یابد کسی هم حاضر به خرید خانه ها نیست لذا دیگر نقد شونده هم نیستند.
زمانی که این وام ها را در تعداد بیشمارش ضرب کنید مبلغ هنگفتی کسری بانکها می شود و به این ترتیب به ناگهان موجودی بانکها به میزان زیادی کاهش یافت.
این نقطه سرآغاز بحران بود که با توجه به پیوستگی حوزه های اقتصادی در داخل و خارج از آمریکا بر سایر حوزه ها نیز تاثیر گذاشته است. از سوی دیگر هزینه های جنگ در عراق و افغانستان و نیز تراز منفی تجاری آمریکا در چند سال اخیر (یعنی میزان صادرات این کشور از واردات کمتر است که باعث خروج پول از کشور می شود) به این بحران دامن زد. دولت آمریکا با تزریق 700 میلیارد دلار به بانکها کوشید تا کسری و نقد ناشوندگی منابع آنها را جبران کند ولی آنقدر شدت بحران زیاد است که تاکنون کمک چندانی ننموده است.

تابلوی شمارشگر بدهی ملی آمریکا کم آورد

میزان بدهی های دولت آمریکا به قدری بالا رفته که تابلوی شمارشگر قروض ملی این کشور که در نیویورک نصب شده، فضای کافی برای ثبت رقم جدید ندارد.

این شمارشگر، میزان بدهی کشور آمریکا را ثبت کرده و نمایش می دهد اما ماه گذشته که میزان این بدهی از مرز 10 تریلیون دلار گذشت، این تابلو دیگر قادر نبود تمام ارقام را نشان دهد.
این تابلو در سال 1989 نصب شد تا وام 27 تریلیون دلاری آن زمان این کشور را نشان دهد.
صاحبان این شمارشگر می گویند که دو صفر دیگر به صفحه آن اضافه خواهند کرد که بتوانند رقم هزار تریلیون را ثبت کند.
داگلاس درست، پسر سیمور درست، مخترع این تابلو امیدوار است که بتواند شمارشگر جدید را اوایل سال آینده میلادی نصب کند.
ماه گذشته که میزان این بدهی از مرز 10 تریلیون دلار گذشت، این تابلو دیگر قادر نبود تمام ارقام را نشان دهد.
علامت دیجیتال دلار روی این صفحه هم با نمونه ارزانتری جایگزین شده تا نشان دهنده وضعیت بد اقتصادی در آمریکا باشد.
بحران مالی آمریکا و چند نکته
بحران مالی آمریکا که با ایجاد شدن حباب در بازار مسکن و بزرگ شدن و ترکیدن این حباب از چند ماه گذشته وارد فاز جدیدی شد، این روزها توجهات بسیاری را به خود معطوف داشته است.
توجه به این بحران نه تنها از جمع اقتصاددانان فراتر رفته، بلکه کل ک

شورها و دولت‌های دنیا را به خود معطوف داشته است. جامعه ما هم از این امر مستثنا نیست و خصوصا در چند هفته گذشته، اخبار و تحلیل‌های مربوط به بحران بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
بدتر از همه این است که در داخل کشور فضای تحلیل بسیار آشفته

شده و تحلیل درست که نیاز به تامل و جمع‌آوری داده‌های بیشتری دارد، به ندرت صورت می‌پذیرد. این آشفتگ ی فضای تحلیل تا بدان جا پیش رفت که اقتصاددانان مطرح کشور، آخرین کسانی بودند که راجع به بحران موضع گرفتند و تحلیل‌های خود را بیان کردند!
ماجرا از چه قرار است؟ آیا نظام بازار آزاد مسبب چنین بحرانی بوده است؟، آیا آزادی‌های فردی و مقررات‌زدایی بانک مرکزی از بخش مالی چنین بحرانی را به وجود آورده است؟ به منظور پاسخ به این پرسش‌ها، باید به چند نکته اصلی توجه کرد:
1 – هم اکنون اجماع نظری فراگیری میان غالب اقتصاددانان مطرح دنیا در خصوص نقش پررنگ دولت در ایجاد شدن این بحران به وجود آمده است. استدلال در این بخش به یک چهارضلعی تشبیه می‌شود.
ضلع اول دخالت‌های دولت و خصوصا کنگره آمریکا در ایجاد «فردی مک» و «فنی می» و کاهش کفایت سرمایه آنها (به یک چهارم کفایت سرمایه معمول در نظام بانکی آمریکا) در اوایل دهه 90 و حمایت‌های بی‌شمار دولتی و حمایت‌های مشهور کنگره از این دو نهاد است. به طوری که بسیاری از فعالان بازار، این دو شرکت را هنوز دولتی تصور می‌کردند و حتی شرکت‌های ارزیاب نیز با توجه به حمایت‌های کنگره، به اشتباه، بسته‌های وام‌های رهنی (MBS) این دو نهاد را با ریسک بسیار کم در نظر می‌گرفتند و همین باعث شد که اغلب بانک‌ها از این بسته‌های وام‌های رهنی خریداری کنند و سهم قابل توجهی از دارایی‌های با نقدینگی بالای خود را در این بسته‌ها قرار دهند. (به طور خلاصه؛ دخالت مخرب دولت و انحراف از ارزیابی‌ها)
دومین ضلع، فشار بر این دو شرکت برای اعطای وام به افراد کم‌درآمد

(خصوصا پس از رسوایی مالی مدیران این دو بنگاه در سال 2004) است. خصوصا قوانینی همچون ایجاد کف 10درصدی وام‌دهی بانک‌ها به افراد ساکن در محله همان بانک و غیره. فشاری که مشخصا از بلندپروازی‌ سیاست‌مداران برای ارتقای جایگاه خویش، حال ه هر قیمتی خبر می‌دهد. البته بخش اعظم این فشارها توسط دولت کلینتون در دور دوم و همچنین در 8سال اخیر از طریق کنگره آمریکا و حزب دموکرات و به منظور سیاست پوپولیستی خانه‌دار کردن فقرا صورت گرفته است. هر چند که حزب جمهوری‌خواه هم نسبت به آن بی‌میل نبوده است (دخالت مخرب دولت و انحراف تخصیص وام‌های رهنی).
ضلع سوم؛ کاهش نرخ‌های بهره پس از بحران دات‌کام‌ها و خصوصا در سال 2001 پس از یازده سپتامبر و به طور خلاصه سیاست‌های آلن گرین اسپن، رییس سابق فدرال

رزرو است. وی که قبل از کسب سمت ریاست فدرال رزرو، اقتصاددانی بسیار معتقد به اصول اقتصاد بازار بود، پس از کسب این سمت کاملا خلاف آن اصول رفتار کرد. سیاست‌های وی که به اصطلاح سیاست‌های «هر مشکلی پیش آمد، با دستکاری نرخ بهره قابل حل است» نامیده می‌شود، تاثیر بسیار تعیین‌کننده‌ای حداقل در گسترش و تشدید دامنه بح

ران داشته است.
ضلع چهارم نیز مقررات ناکارآمد (و نه مقررات اندک) فدرال رزرو و نقش آنها در شکل‌گیری بحران است. به عنوان مثال وقتی به مقررات مالی قبل از بحران دقیق می‌شویم، می‌بینیم که دولت کار مهمی برای تغییر ساختار نظام مقررات مالی در آمریکا نکرده بود، در حالی که این ساختار دهه‌ها قبل شکل گرفته بود و انبوهی از مقررات وجود داشت، اما مقرراتی که فایده‌ای نداشتند.
2 – از سوی دیگر این تمام ماجرا نیست؛ چرا که نظام بازار آزاد سیکل‌های رونق و رکود دارد و این بحران به قول برخی از اقتصاددانان بیش از هر چیز یک رکود است. رکودی که جزو ذاتی نظام بازار آزاد و البته طبیعت آدمی است.
اما مهم این است که بدانیم دولت‌ها می‌توانند در تشدید و یا تضعیف سیکل‌های تجاری نظام بازار آزاد، نقش ایفا کنند. البته با بررسی تاریخ دخالت‌های دولتی، می‌توان ادعا نمود که دولت‌ها در غالب موارد، وضعیت را خرابتر کرده‌اند و در این مورد نیز دقیقا همین اتفاق افتاده است و دولت و نهادهای دولتی همانند فدرال رزرو (هر چند که فدرال رزرو به اسم دولتی نیست، اما به رسم دولتی است) نه تنها وضعیت را خرابتر کرده‌اند، بلکه بذر بحران را پاشیده‌اند.
3 – همچنین نباید از یاد برد که وسعت یافتن اقتصاد جهانی، از بین رفتن مرزهای سرمایه برای حرکت جغرافیایی، به وجود آمدن ابزارهای مالی و مبادلاتی جدید و ; سبب

می‌شوند که ابعاد و عمق بحران‌ها بسیار گسترده‌تر از قبل باشند. همان‌طور که هم اکنون ملاحظه می‌کنیم، تبعات بحران، نه تنها گریبان آمریکا که گریبان اتحادیه اروپا، چین، روسیه و تقریبا تمام اقتصادهای باز و نیمه‌باز و حتی بسته دنیا را گرفته است.
این امر نباید ما را دچار مغالطه جابه‌جایی زمینه با علت نماید. به این معنا که ابزارها مالی جدید، گسترش آزادی‌های تجاری و آزادی جغرافیایی سرمایه و ; همگی بسیار مفید هستند و از دستاوردهای تکامل مبادلات بشری و علم اقتصاد دانسته می‌شوند و اینها ه

یچ‌کدام دلیل بحران نیستند. بلکه صرفا زمینه‌هایی هستند که باعث می‌شوند بحران‌ها با ابعاد بزرگ‌تری ظاهر شوند. دلیل بحران همان‌طور که به اختصار شرح داده شد، بلندپروازی سیاستمداران و وفادار نماندن اقتصاددان‌ها به اصول علم اقتصاد است.
به نظر می‌رسد دنیای جدید و عصر موزاییکی که در آن زندگی می‌کنیم، بیش از هر چیز به سیاستمدارانی محتاط و محافظه کار و اقتصاددانانی که اصول علم اقتصاد را در عمل به اجرا می‌گذارند و به اصولشان وفادارند، احتیاج دارد.
کالبد شکافی بحران مالی آمریکا
بحران اخیر موسسات مالی امریکا از نظر ابعاد بزرگترین بحران مالی تاریخ بشریت است. ممکن است نتایج این بحران به بدی بحران سال 1929 امریکا نباشد، اما به احتمال بسیار امریکا را به رکود اقتصادی خواهد کشاند.

برای درک ابعاد این بحران کافی است که فقط به ابعاد دارایی های شرکت هایی که دچار مشکلند توجه کنید. شرکت لمن برادرز بیش از 600 میلیارد دلار بدهی در تراز حساب خود دارد و برای ممانعت از گسترش بحران این شرکت به بقیه بازار (و حتی بعد اعلام ورشکستگی این شرکت در روز دوشنبه)، این شرکت (با پشتیبانی فدرال رزرو) به میزان 138 میلیارد دلار از شرکت جی پی مرگان قرض گرفته است. شرکت دیگری که تنها چند ساعت تا ورشکستگی فاصله دارشت تا آنکه دولت امریکا 85 میلیارد دلار به آن شرکت قرض داد AIG است که به مراتب بزرگتر از لمن برادرز است و در حقیقت بزرگترین شرکت بیمه امریکاست. یا دو شرکتی فنی می و فردی مک سرمایه ای بالغ بر 5000 میلیارد دلار در تراز خود دارند که به مشکل

برخورده اند و دولت فدرال به کمک آنها رفته است.
گمان بر این است که خرج نجات موسسات مالی امریکا بالغ بر یک تریلیون دلار شود که در مقایسه کل مخارج دولت مرکزی آمریکا در سال گذشته حدود 2700 میلیارد دلار بوده است. حدس من این است که کسی هزینه واقعی نجات موسسات مالی امریکا را نمی داند. دلیلش این است که بسته های دارایی که بانک هایی مانند لمن برادرز در اختیار دارند فعلا قابل ارزش گذاری نیستند. به عبارت دیگر خزانه داری امریکا و فدرال رزرو مجبورند برای نجات موسسات مالی این بسته های مالی را از آنها بخرند بدون اینکه واقعا بدانند ارزش آنها چقدر است. مدتها طول خواهد کشید که واقعا مشخص شود بحران اخیر چه خرجی بر روی دست مردم امریکا گذاشته است. سوال این است که ریشه این بحران چیست؟ و این بحران چگونه شروع شده است؟ سعی من آن است که در این یادداشت جوابی تا حد ممکن ساده و خلاصه به این سوال بدهم.
نکته اول: یکی از مهمترین وظایف دولت به حداقل رساندن نوسانات اقتصادی است.
واقعیت این است که اقتصاد کلان یک مملک

ت به آرامی رشد نمی کند. گاهی با رکود مواجه می شود و گاهی با رشد بسیار سریع. نه رکود خوب است و نه رشد سریع تر از روند درازمدت (دلیلش بماند برای یادداشت های دیگر). وقتی کشوری در حالت رکود است (یعنی تولید ناخالص داخلی کمتر از روند درازمدت آن است) دولت آن کشور یا مخارج خود را افزایش ویا مالیاتها را کاهش می دهد. بانک مرکزی آن کشور از سوی دیگر ممکن است نرخ بهره را کاهش دهد.

نکته دوم: نرخ بهره در حقیقت قیمت وام دریافتی از بانکها است. اگر نرخ بهره کاهش یابد وام گرفتن ارزانتر می شود. به همین دلیل وقتی نرخ بهره کاهش می یابد مردم بیشتر وام می گیرند و با آن سرمایه گذاری می کنند. یکی از بزرگترین فرم های سرمایه گذاری در امریکا هم سرمایه گذاری در خرید و ساخت مسکن است.

نکته سوم: اکثریت قریب به اتفاق امریکائیان در هنگام خرید خانه وام می گیرند.
ارزش وام خانه هم گاهی تا 95% ارزش خانه است. مثلا برای خرید خانه 500 هزار دلاری به بیش از 25 هزار دلار آورده نیاز نیست و بقیه ارزش خانه، وام است. (البته اگر آورده بالاتر باشد نرخ بهره بانکی اعمال شده کاهش می یابد و .. )
نکته چهارم: وقتی که فرد وام گیرنده به هر دلیل

قادر به پرداخت اقساط خرید خانه نیست بانک وام دهنده خانه وی را تصاحب می کند.
نکته پنجم: نرخ بهره دریافتی توسط مشتری به اعتبار وی بستگی دارد.
هر چه اعتبار کمتر باشد نرخ بهره دریافتی بیشتر است.
نکته ششم: وقتی نرخ بهره افزایش یابد احتمال بازپرداخت اقساط وام کاهش می یابد و احتمال مصادره خانه به وسیله بانک افزایش می یابد.
داستان بحران اقتصادی امریکا از سپتامبر 2001 شروع می شود. بعد از حمله به برج‌های تجارت جهانی و به دلیل اینکه به ناگهان شوک عظیمی (روانی و ناشی از عدم اطمینان به آینده) به بازارهای مالی وارد شده بود و ترس ناشی از

رکودی که ممکن بود به همین دلیل عدم اطمینان از شرایط بازار ایجاد شود، دولت امریکا و بانک مرکزی (فدرال رزرو) این کشور وارد عمل شدند. (واکنش دولت امریکا بماند برای بعد و به این بحث ربطی ندارد).
در سال 2001 فدرال رزرو نرخ بهره (بین بانک

ی)را کاهش داد به طوری که نرخ بهره از حدود 6 درصد در مدت کوتاهی به یک درصد کاهش یافت. از نرخ بهره بازار به تبع این کاهش به صورت کم سابقه ای کاسته شد و (چون بهای وام کاهش یافت) تقاضا برای وام (مخصوصا برای خرید خانه)افزایش پیدا کرد. در نتیجه، تقاضا برای خرید مسکن در امریکا افزایش یافت. از سوی دیگر عرضه مسکن نمی تواند سریعا افزایش یابد(برای افزایش عرضه به زمان نیاز است که به این موضوع برمی گردیم). افزایش تقاضا (و عدم واکنش سریع عرضه) باعث افزایش قیمت مسکن در امریکا شد.
وقتی قیمت خانه در حال افزایش است بانک اعتباردهنده نگران بازپرداخت اقساط وام توسط خریدار خانه نیست. دلیل آن هم ساده است: اگر خریدار خانه به هر دلیل قادر به پرداخت اقساط خرید خانه نباشد خود خریدار خانه را به قیمت بالاتر می فروشد و یا بانک وام دهنده خانه وی را تصاحب می کند (و عملا کسی ضرر نمی کند، نه بانک و نه مشتری). اهمیتی هم ندارد که مشتری بانک با اعتبار باشد یا کم اعتبار. به همین دلیل و از سال 2003 تا 2005 بانکهای امریکا با شرایط بسیار آسانی اقدام به وام دادن کردند. به ویژه آن افراد کم اعتباری که در شرایط عادی قادر به دریافت وام نبودند قادر به دریافت وام شدند. (بازار وام به افراد کم اعتبار اصطلاحاSubprime Market) نامیده می شود. بانکها هم با خوشحالی به این افراد وام می پرداختند.
داخل پرانتز: وقتی قیمت خانه شروع به افزایش می کند، علاوه بر خریدار معمولی مسکن، تقاضای دلالانه برای مسکن نیز افزایش می یابد. همین اتفاق و در سالهای فوق الذکر در امریکا افتاد. خریدارنی از چهار گوشه جهان (از برزیل و ژاپن و نروژ ;) و به امید فروش مسکن به قیمت بالاتر اقدام به خرید خانه کردند که همین باعث افزایش بیشتر تقاضا و افزایش بیشتر قیمت مسکن می شود (شبیه یک فیدبک مثبت عمل می کند).
پرانتز دوم: در امریکا چند نوع موسسه مالی وجود دارد. بانک های سپرده گذاری (شبیه بانک سر کوچه) که مردم در آن حسابهای پس انداز باز می کنند. و بانک های سرمایه گذاری مانند همین لمن برادرز که سرکوچه شما نیست. در امریکا وقتی شما وامی می گیرید، بانک سپرده گذاری سر کوچه شما، این وامها را به صورت بسته ای در می آورد و آنرا به بانکهای سرمایه گذاری می فروشد. موسساتی مانند فردی مک و فنی می ه

م این وامها را تضمین می کنند.
برگردیم به اصل داستان: گفتیم که نرخ بهره کاهش پیدا کرد، تقاضا برای مسکن افزایش یافت و قیمت خانه هم افزایش می یافت;افزایش قیمت به تدریج و با کمی تاخیر عرضه مسکن را در امریکا افزایش داد. ساخت و ساز مسکن به تدریج به حدی افزایش یافت که به تدریج از تقاضا برای مسکن بیشتر شد (سال 2006). و در نتیجه انبوه

ی از خانه های ساخته شده بدون تقاضا ماند(از این قسمت داستان که مردم به هنگام کاهش تقاضا و قیمت در برابر کاهش قیمت مقاومت می کنند و آن را تا می توانند نگه می دارند می گذریم. همین امر باعث تشدید بحران شد. توجه کنید که نگه داشتن خانه خالی در امریکا بسیار پرهزینه است.). به محض آنکه اکثریت آدم های در بازار
متوجه این نکته شوند که قیمت خانه در حال کاهش است حباب قیمت خانه می ترکد واین دقیقا همان چیزی است که در سال گذشته و هم اکنون در امریکا در جریان است.
حال زمانی را در نظر بگیرید که قیمتها شروع به کاهش می کنند. مثلا فرض کنید که کسی خانه ای 500هزار دلاری خریده است، که 475000 دلار آن وام دریافتی از بانک است. پس از پرداخت چند قسط (مثلا 2500 دلار در ماه)، قیمت خانه اش ناگهان به کمتر از 350 هزار دلار می رسد. این فرد ترجیح می دهد که خانه را رها کند و اجازه ده

د که بانک خانه را تصاحب نماید (از مسائل حقوقی هم می گذریم). زیرا اگر خانه را رها کند کمی بیش از 25 هزار دلار ضرر کرده است ولی اگر در خانه بماند حداقل 150 هزار دلار ضرر می کند. بانکی که هم اکنون صاحب این بسته وام است (که معمولا بانکی سرمایه گذاری است)، در این مثال حداقل 100 هزار دلار ضرر کرده است. 100 هزار دلار نقدینگی در مرحله اول و با احتساب ضریب پولی صدها هزار دلار نقدینگی دیگر از سیست

م بانکی به اصطلاح خشک می شود و از بین می رود

.
حال بانکی مانند لمن برادرز را در نظر بگیرید که صدها میلیارد دلار از این نوع وام ها را خریداری کرده است. برای خرید این وامها، این بانک 600 میلیارد دلار از موسسات دیگر قرض کرده است. حال فرض کنید که ناگهان بازار بفهمد که تراز حسابهای این با

نک منفی است. به عبارت دیگر، میزان بدهی های بانک از دارائی های بانک بیشتر است. در این صورت، سرمایه گذاران در این بانک می دانند که این بانک قادر نیست بدهی همه طلب کارانش را بپردازد. هر کسی سعی می کند که آن آخرین نفری نباشد که پولش را از بانک نخواهد گرفت و لذا هجوم به بانک شروع می شود. مشکل بانکها این است که طلب مشتریان را بایستی عندالمطالبه بپردازند اما وام بانکها به مشتریان
طبق یک قرارداد معمولا دراز مدت به بانک برگردانده می شود.بنابراین حتی اگر درصد کمی از مشتریان عمده هم خواهان برداشت پول خود شوند بانک دچار مشکل می شود. اکثر سپرده گذاران عمده بانکهای عمده هم بانک ها و موسسات مالی دیگر هستند که اگر آنها هم موفق به دریافت طلب خود نشوند خودشان هم دچار کسری در تراز حس

ابشان می شوند. به این ترتیب مشکل یک بانک می تواند به بانکی دیگر و از این بانک به یک بانک جدید دیگر و به سرعت به کل بازار سرمایه منتقل شود و بازار را به صورت ناگهانی ساقط کند. همین واقعه در امریکا در حال اتفاق است.
AIG را در نظر بگیرید: همین دوشنبه اعلام کرده اند که این م

وسسه بایستی در عرض چند ساعت دهها میلیارد دلار نقدینگی تهیه کند و الا ورشکست می شود. واقعه ای که بسیار ترسناک است و پتانسیل آنرا دارد که اقتصاد جهان را به رکود کامل بکشاند. اتفاقی که در دهه 1930 در جهان شاهد آن بوده‌ایم.
بازارهای مالی و سرمایه گذاری در ایران، بر خلاف بازارهای عمده مالی جهان که در هم تنیده اند و در اثر این بحران سقوط عمده ای کرده اند، بازارهای ایزوله ای هستند و من شک دارم که مستقیما از این بحران تاثیر بپذیرند. اما اگر اقصاد جهان به تبع این سقوط در بازارهای مالی به رکود فرو رود (که احتمال آن وجود دارد)، قیمت نفت به شدت سقوط خواهد کرد.

سقوط قیمت نفت هم برای اقتصاد ایران که مانند معتادی به درآمدهای نفت وابسته است و به دز بالاتر(درآمد نفت بالاتر) هر چه بیشتر عادت کرده است، مانند ترمز بزرگی عمل خواهد کرد که باعث ایجاد رکود و افزایش تورم خواهد شد. ایران برای مقابله با این بحران او

لا باید بحران را بهتر بشناسد و ثانیا ذخیره ارزی فراهم کند که بتواند با استفاده از آن از نوسانات این بحران در امان بماند.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر

پروژه دانشجویی مقاله تکنیک چه می شد اگر در pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله تکنیک چه می شد اگر در pdf دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله تکنیک چه می شد اگر در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله تکنیک چه می شد اگر در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله تکنیک چه می شد اگر در pdf :

تکنیک چه می شد اگر

موانع عمده ی ذهنی ما برای دستیابی به خلاقیت زیاد هستند و یکی از عمده ترین آن ها این است که ذهن ما خیلی زیاد به واقعیت وابسته شده و به تعبیری به آن چسبیده است و همین عامل مهمی است که باعث می شود که ما خیلی عاقلانه رفتار کنیم و عاقلانه فکر کنیم و از چارچوب فکری معمولی مان بیرون نیاییم و به فراسوی آن نیندیشیم و این تکنیک یک ابزار خوب برای رها کردن ذهن است تا ما از این واقعیت ها جدا شویم .ساده ترین حالت این تکنیک

این است که ما تعاریفی از یک عمل تخیلی یا یک راه حل تخیلی را ارائه می کنیم و بعد آن را توضیح م یدهیم و احتمالات و توالی احتمالات و حوادث را در نظر می آوریم . در عوض ، به جای این که خیلی سریع بگوییم ک این کار بیخود و بیهوده است و به درد عمل نمی خورد و ی

 

ا به جای این که از آن انتقاد مبهم و گنگی داشته باشیم می توانیم افکار منطقی را دنبال کنیم و در پی آن به تولید و خلق ایده ها بپردازیم .
به طور مثال می توانیم فرض کنیم که : چی می شد که اگر اتومبیل ها متعلق به همه بودند و هر کسی یک کلید داشت و هر ماشینی را د رهر کجا که بود بر می داشت ؟ خب ،نتایج این ایده چیست؟ پارکینگ ها که مساله اصلی و دشواری است در همه جا شلوغ نبود و غیره و حالا یک ایده ی دیگر : اگر خود دولت مراقبت از این ماشین ها را به عهده می گرفت چه ؟ مثلاً د رآن صورت می دیدیم که ماشین ها وضع مرتبی دارند و تمییز هستند و.. هیچ کسی د رروابط بین

فردی اش به خاطر فلان ماشین مغرور نمی شد . البته در روزهای آفتابی ماشین ها خیلی زیاد دردسترس قرار می گرفتند ولی از آن طرف، روزهای سرد و بارانی ، ممکن بود که شما نتوانید به راحتی ماشین پیدا کنید و به این علت که ماشین ها همگانی بودند ، دیگر وسیله ی نقلیه شخصی نداشتید . یا ماشین هایی که خراب می شدند دیگر کسی به فکر تعمیر آن ها نمی افتاد و با انبوهی از ماشین های خراب و رها شده در خیابان مواجه می شدیم و یا این که

شما دیگر نمی توانستید لوازم خودتان را در ماشین بگذارید و درب آن را قفل کنید و بروید

و جالب تر این که شما اصلاً ماشینی را که با آن آمده اید را نمی شناسید که دوباره بخو

اهید با آن برگردید . یا در مثال دیگر : چه می شد اگر ما هیچ اقدامی برای ح

ل هر مشکلی انجام نمی دادیم؟ حالا خودتان نتایج درست و نادرست آن را تخمین بزنید و به همین ترتیب با استفاده از این تکنیک می توانیم به زنجیره ای از نتایج و آثار ایده ی خود دست پیدا کنیم که همهی آن ها به نوعی با یکدیگر مرتبط هستند به طور مثال : چه می شد اگر صخره ها نرم بودند ؟ نتایج : در آن صورت ما می توانستیم آن قطعات بزرگ را به خانه هایمان ببریم

و مانند بالش که در نشیمن به آن ها تکیه می دهیم به کار ببریم . یا می توانیم آن ها را مانند قرص بخوریم که ببینیم چه می شود و یا می توانیم آن ها رامانند حفاظ های آهنی کنار جاده ها امتداد بدهیم که هر گاه ماشینی به آن طرف جاده منحرف شد به آن ها برخورد کند و آسیبی نبیند یا می توانستیم از ساختمان های بلند روی آن ها بپریم یا در میادین ورزشی آن ها را به کار می بردیم که مانند تشک استفاده شوند ولی از آن طرف اگر اینطور باشد آن وقت سنگ آسیاب ها دیگر کارایی نخواهند داشت چرا که سفت نیستند و اصولاً هر چیزی که از این صخره ها ساخته می شد نیز نرم می شدند مانند اجاق داخل یک خانه و غیره که دیگر خوب کار نمی کردند . به مثال دیگر توجه کنید: چه می شد اگر ما می توانستیم بوی خوش یا بوی بد را ببینیم ؟ در آن صورت شما می توانستید عطرها را که دیگران به خودشان زده اند را ببینید و یا ببینید که هر ک

سی چه غذایی را در مدرسه با خودش آورده است و بسیاری از جزییات را که به سختی می فهمیدیم به راحتی در می یافتیم . خواه این طور باشد یا نه ، ایده ی طرح بوها ، به ما این ایده ی جدید را می دهد که ابزار یا ماشینی را اختراع کنیم که بتواند بو را تشخیص دهد یع

نی یک حس گر بوی قوی درست شبیه به آن چیزی که ارتش آمریکا برای یافتن سربازان دشمن به کار می برد . از این رو فایده ی عملی این تکنیک این است که کشفیات غیر واقعی را می تواند به واقعیت تبدیل کند . لازم است که ما برای چند دقیقه به نتایج عقلانی و یا نیازهای

واقعی آن فکر کنیم و آن را بفهمیم که در واقعیت چه می شود؟ مشکل این است افرادی که به نتایج آن در عمل فکر نمی کنند گویی که ایده ای را هرگز مطرح نکرده اند لذا باید به نتایج ایده ها فکرکرد برای مثال ما شنیده ایم که مردم آمریکا می گویند برای حل مصرف کوکایین در آمریکا باید مصرف آن را آزاد گذاشت و آن را قانونی کرد چون د رآن صورت است که افراد

 

مجرم و سازمان یافته دیگر نمی توانند از این راه پولدار شوند و مشکل افراد مساله دار و تحت تعقیب هم حل می شود بسیار خوب بیاییم ایده ای بدهیم که چه می شد اگر این مواد به صورت قانونی در می آمدند ؟ در آن صورت آیا آن ها برای هر کسی می توانستند قا

نونی باشند حتی برای بچه ها؟ بسیار خوب پس برای افراد بالای 18 سال قانونی باشند . بنابراین آیا همین فروشندگان فروش خود را روی بچه ها ی زیر 18 سال متمرکز نمی کردند ؟ به جای این که روی افراد 18 سال تمرکز کنند ؟ طبعاً یک وضعیت بدتر از آن چه که هست رخ می داد ! یا آیا بزرگسالان اگر می دیدند که کوکایین قانونی شده است دیگر آن را مصرف نمی کردند ؟ آیا اگر آن را قانونی کنیم ولی قیمت آن را بالا ببریم چه ؟ و سوالات و بررسی نتایج گونا

گون ایده را بررسی می کنیم . همین ام را می شود فرضاً برای مساله ی بنزین د رایران طرح کرد و به نتایج آن در عمل اندیشید . ما هنگامی که اموری را معکوس و وارونه

با واقعیت می بینیم یاد گرفته ایم که تفکرمان را متوقف کنیم کثلاً زمان یکه سوال می کنیم : چه می شد اگر آسمان سبز بود؟ بلافاصله پاسخی که به ما می دهند این است که خوب، آسمان که سبز نیست ! بنابراین چرا باید در مورد آن فکر کنیم ؟ ولی اگر غیر از این می شد ، طبعاً فکرکردن در مورد آن تمرین خوبی برای تفکر منطقی خواهد بود . تفکر در مورد آن چیزی که وجود ندارد راه مناسبی برای واقعیت های موجود است . واکن

ش اولیه ی افراد ممکن است به این ایده و تکنیک چه می شد؟ اگر ؟ خنده و تمسخر باشد به جای اینکه نتایج و احتمالات آن را درست بررسی کنند و به همین دلیل است که بسیاری از ایده ها از بین می روند .
اکنون خودتان کوشش به عمل آورید و از موارد ذیل یکی

را انتخاب کنید و سپس نتایج منطقی و قابل قبول آن را بنویسید : نتایج خوب و بد آن را حد اقل 10 مورد برای هر کدام و در یک یا دو جمله بنویسید.
– چه می شد اگر هر کسی می توانست پزشک باشد؟
– چه می شد اگردر هر خانه ای پخش ب

رنامه های تلوزیون فقط به مدت یک ساعت بود؟
– چه می شد اگر یک شهرند فقط تا آخر عمرش در یک اداره کار می کرد؟
– چه می شد اگر بنزین از طریق رشد درختان به دست می آمد ؟
– چه می شد اگر امتحانات و نمرات از دانشگاه ها برداشته می شد؟
– چه می شد اگر حیوانات اهلی و خانگ

ی می توانستند با ما حرف بزنند؟
– چه می شد اگر ما هیچگاه مجبور نبو

دیم بخوابیم ؟
– چه می شد اگر ما می توانستیم ذهن و افکار دیگران را بخوانیم یا آن ها نیز این کار را می توانستند انجام دهند ؟
– چه می شد اگر هر کسی شبیه دیگری بود؟
– چه می شد اگر ساعت ها وجود نداشتند و روزها فق

ط 6 ماه بودند؟

تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله کمک شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می نماید. به عبارت دیگر هر یک از تکنیک های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می کنند. این تکنیک ها فردی و گروهی می باشند که تکنیک های فردی شا

مل: توهم خلاق و DOIT و تکنیک های گروهی شامل طوفان فکری، دلفی، سینکتیکس و تکنیک های مشترک شامل اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژیک است. محور اصلی تمام این روش ها و تکنیک ها، شکستن قالب های ذهنی است.
تکنیک طوفان ذهنی:
طوفان ذهنی که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد در سال 1938 توسط الکس اس اسبورن ابداع شد. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می شود: اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که به طور خود به خود و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود بیابند.
تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی:
طوفان ذهنی فردی با تولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملی می شود. نکته ی جالب توجه این است که فرد به هنگام انزوا از گروه دیگر ترسی از انتقاد ندارد و بدون هیچ گونه محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد می باشد. اما مزیت طوفان گروهی این است که مشکلات ایده ی فرد به وسیله تجربه و خلا

قیت افراد دیگر حل می شود و از بین می رود. اگر بخواهیم نتیجه مطلوب تری از طوفان ذهنی داشته باشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم.
تکنیک “چرا؟”:
تکنیک “چرا” دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفت

ه هایمان را زیر سوال ببریم سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به کار می رود. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشن تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده های جدیدی دست یابیم.
تکنیک توهم خلاق:
خیلی اوقات آنچه را که فکر می کنیم واقعیت است، واقعیت نیست. واقعیت ها با پنج حس انسان درک می شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر می کند باعث این خطا می شود. چشم می بیند، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است. کار ذهن مرتب کردن، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هایی است که پس از دیدن، مغز آن را ایجاد می کند بنابراین تصا

ویری که در ذهن است، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد. منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه کرده تا بدین وسیله اصل و و

اقعیت موضوع را دریابید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکاف های موجود در بافت های عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد.
تکنیک پی. ام.آی (P.M.I):
یکی از ارزش های این تکنیک آن است که انسان را مجبور می سازد تا دقایقی بر خلاف قالب های ذهنی اش تفکر کند و به مرور نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و مسلط تر شود، لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند. نام این تکنیک بر گرفته از حروف اول سه کلمه به معنی افزودن، کاستن و جالب می باشد. روش کار چنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نکات منفی و نهایتا به نکات جالب و تازه ی آن که نه مثبت

است و نه منفی، معطوف می کند و در پایان نسبت به تهیه لیست نکات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نکات منفی موضوع و لیست نکات جالب و تازه ی موضوع اقدام می کند. یکی از مهم ترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم نه مواردی که نسبت به آن شک و ابهام داریم. به عبارت دیگر هر چه نسبت به موضوعی بی

شتر بدبین یا خوش بین باشیم استفاده از این تکنیک کار گشاتر و اثر بخش تر خواهد بود. برای یافتن نکات جالب کافی است که جمله ی ((چقدر جالب می شود اگر;;)) را کامل کنیم.
تکنیک DO IT:
نام این تکنیک از حروف اول چهار کلمه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردن Identify به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل کردن، تشکیل شده است. منظور از انتخاب این واژگان این است که برای حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود. و سپس ذهن را برای راه حل های مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.
تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی:
این تکنیک توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است. طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلو فر آبی می باشد بدین صورت که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به دور یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند. با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره های مورد استفاده در برنامه کامپیوتری، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی تقسیم بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی، مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراکز مجموعه های جدید پنجره را تشکیل می دهد.
تکنیک چه می شود اگر;.؟
به طور کلی برای خلاقیت باید فکر، از قالب های ذهنی، شرایط موجود، پیش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده های جدیدی را تداعی کند. بر همین اساس این تکنیک کمک شایانی به آزاد سازی فکر برای جمع آوری ایده های جدید می کند. در این روش توصیه می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات “چه می شود اگر;؟” استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک می توان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع به خصوصی استفاده کرد،ضمن اینکه به عنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.

تکنیک اسکمپر SCAMPER:
این تکنیک کاربرد اصلی آن بر پایه ایده یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار اثر بخشی برای گروه ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این تکنیک قدرت تصور است تا آن را در جهات و بعد مختلف وضروری به حرکت درآورد. این تحریک به وسیله یک سری سوالات تیپ

 

و ایده بر انگیز صورت می گیرد که شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش از خود سوال می کند و در نهایت با افزایش ایده ها، کیفیت ایده ها تضمین و ارتقاء می یابد. واژه SCAMPER

از ابتدای حروف واژه های سوال برانگیز گرفته شده که در دستیابی ایده های نو ب

سیار موثر است.
حرف S بر گرفته از کلمه Substitution به معنی جانشین سازی است
حرف C بر گرفته از کلمه Combine به معنی ترکیب کردن است.
حرف A بر گرفته از کلمه Adapt به معنی رفاه، سازگاری و تعدیل کردن است.
حرف M بر گرفته از کلمه Maginfy به معنی بزرگ سازی است.
حرف P بر گرفته از کلمه Put to other uses به معنی استفاده در سایر موارد است.
حرف E بر گرفته از کلمه Ellimination به معنی حذف کردن است.
حرف R بر گرفته از کلمه Reverse به معنی معکوس سازی است.
تکنیک در هم شکستن مفروضات:
یکی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که نا خودآگاه اجازه نمی دهد فکر در همه جهات به حرکت در آید بسیاری از مفروضات قبلی ممکن است در اصل همان زمانی که در ذهن ما ایجاد شده اند، غلط باشند، مثل خطر ناک بودن دوچرخه در ذهن کسی که خواب تصادف شدید با دوچرخه را دیده است. بسیاری از آنها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده اند

یا بسیاری از آنها به دلیل تغییر شرایط بی اعتبار شده اند. اما مسئله این است که فرد متوجه این تغییرات و اشتباهات نیست و هنوز با مفروضات قبلی به مسئله نگاه می کند. ازآنجائی که مفروضات مربوط به قسمت درونی ذهن می شوند و به عبارت دیگر چون آنها امری درونی هستند نمی توانیم آنها را به تنهایی فسخ یا از فکر خود جدا سازیم. مثل آن چاقو که نمی تواند دسته اش را ببرد. شناسایی مفروضات خود و دیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر

پروژه دانشجویی مقاله بیماری ماکروسفال در pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله بیماری ماکروسفال در pdf دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله بیماری ماکروسفال در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله بیماری ماکروسفال در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله بیماری ماکروسفال در pdf :

بیماری ماکروسفال

عقب ماندگی ذهنی و انواع آن
تعریف:
به معنای نقص هوشی در اوئل زندگی- در مقابل دمانس می باشد که با محدود شدن عملکرد اجتماعی همراه است.

 

با اقدامات آموزشی و اجتماعی می توان یک زندگی طبیعی در خارج از بیمارستان را برای این افراد فراهم کرد که شامل مدارس ویژه, انجام کار های خانه داری و صنایع دستی و حمایت از این افراد و خانواده آنان می باشد.
آمار:
در جمعیت 15-19 سال شیوع موارد متوسط و شدید حدود 3-4 مورد در 1000 است.
معادل 6-8 مورد در 2000بیمار یک پزشک عمومی.
این شیوع از سال 1930 اندکی تغییر کرده اما بروز موارد شدید به علت مراقبت های خوب نوزادی و جنینی تا حد یک سوم تا یک دوم کاهش یافته است.
علت ثابت ماندن شیوع, زندگی طولانی تر افراد عقب مانده ذهنی است.
مشکلات جنسی:
شایعترین آن استمناء در معرض عموم است.
برخی مثل بچه ها در مورد بدن سایرین کنجکاو هستند که ممکن است

از آن تعبیر جنسی شود.
بسیاری از عوامل عقب ماندگی ذهنی ارثی نیست و آن دسته که ارثی است باعث ناباروری نیز می شود.
بنا بر این نگرانی اصلی از مقاربت این افراد تولد کودکان عقب مانده نیست بلکه توانائی آنان به عنوان یک پدر یا مادر برای نگهداری یک کودک طبیعی است.
استفاده از روش های جلوگیری مفید است.

بیماریهای جسمی:
شایعترین حالت در موارد شدید و بسیار شدید عقب ماندگی ذهنی دیده میشود که اکثرا ناتوانائی های حسی یا حرکتی و یا صرع دارند.
فقط یک سوم این افراد تحرک دارند و یک چهارم به دیگران وابسته هستند.
مشکلات شنوائی و بینائی مانع دیگری برای توانائی شناختی است.
ناتوانی های حرکتی که شایع نیز می باشد عبارتند از: اسپاستیسیتی-اتاکسی-آتتوز
اثر عقب ماندگی ذهنی بر خانواده:

به محض تشخیص عقب ماندگی ذهنی در نوزاد والدین دچار دیسترس می شوند.
برخی کودک را نمیپذیرند. گرچه این طرد کردن مدت طولانی دوام ندارد معمولا تشخیص پس از سال اول گذاشته می شود.
والدین مجبورند امید ها و انتظارات خود را تغییر دهند که گاهی باعث افسردگی طولانی والدین همراه با احساس گناه و شرم و خشم می شود.
تعداد کمی کودک را نمیپذیرند.
در حالی که بقیه در مورد مشخصات سایر فرزندان شدیدا احساس می شوند.
سرانجام اکثر والدین تطابق پیدا میکنند.
این والدین نیازمند حمایت طولانی مدت هستند.

مشکلات هیجانی و رفتاری:
واکنش ها به وقایع استرس زا:
واکنش آنان مشابه افراد عادی است.

با این حال آنان دیسترس را بیشتر در رفتار خود نشان می دهند تا در کلمات.
تحریک پذیری , آژیتاسیون ترس یا رفتار های دراماتیک ممکن است نشانه یک اختلال حاد استرس باشد. همیشه باید این نکته را در نظر داشت که گاهی این واکنش به یک بیماری جسمی تشخیص داده نشده است.
مشکلات رفتار:

این مشکلات , نسبت به کودکان عادی در سنین بالاتری رخ داده و بیشتر طول میکشند گرچه طی زمان بهبود می یابند.
بسیاری از عقب ماندگان ذهنی, پرفعالیت و حواس پرت تکانشی (impulsive) هستند.
مشکلات جدی تر عبارتند از خود آزاری و رفتار های اوتیسمی
( مثل فعایتهای تکراری بی هدف و استرئو تایپی خم شدن به عقب جلو کوبیدن سر به دیوار).
این مشکلات جدی در عقب ماندگان ذهنی شدید شایعتر است
( 40% کودکان و 20% بزرگسالان).
در تعداد کمی از بیماران رفتار های تهاجمی به حدی شدید است که احتمال آسیب به خود بیمار و مراقبت وی وجود دارد که به آن رفتار های چالشی برانگیز (challenging) میگویند.
تظاهرات بالینی:
نمای کلی عبارت است از کاهش کارائی در همه انواع کار های هوشمندانه مثل یادگیری, حافظه کوتاه مدت, استفاده از مفاهیم و حل مشکل.
گاهی یک عملکرد بیشتر از بقیه مختل میشود مثل زبان.
عقب ماندگی ذهنی خفیف: 70-50
80 % افراد عقب ماندگی دهنی در این گروه هستند.
از نظر ظاهری طبیعی هستند و نقایص حسی و حرکتی آنان خفیف

است.
بنابراین عقب ماندگی ذهنی آنان تا شروع مدرسه تشخیص داده نمیشود.
در سنین بزرگسالی می توانند زندگی مستقلی داشته باشند.
گرچه در مواردی مثل خانه داری, اشتغال و مواجه با موقعیت های استرس زا نیازمند کمک هستند.
عقب ماندگی ذهنی متوسط: 49-35
12 درصد کل بیماران را تشکیل می دهند , یادگیری زبانی در حد برقراری ارتباط کافی است و اکثرا می توانند نحوه مراقبت از خود را یاد بگیرند.
در دوران بزرگسالی اکثرا قادرند کارهای روزمره را انجام بدهند.

عقب ماندگی ذهنی شدید: 34-20
حدود 7% کل بیماران هستند. رشد آنان در دوران پیش دبستانی شدید کاهش یافته است و بنابراین یادگیری آنان در مدرسه نیز همینطور است. البته بسیاری از آنان میتوانند نحوه مراقبت از خود را بیاموزند و با جملات ساده ارتباط برقرار کنند.
در بزرگسالی می توانند وظایف ساده ای را انجام دهند و فعالیتهای اجتمائی محدودی دارند.
بسیاری مشکلات جسمانی همراه دارند.
تعداد اندکی از آنان توانائی شناختی

ویژه ای دارند که در حالت طبیعی نیازمند هوش بالاست مثل محاسبات ریاضی ذهنی یا حافظه قوی .
عقب ماندگی ذهنی بسیار شدید :
کمتر از 21% عقب ماندگان ذهن

ی در این گروهند. تعداد اندکی از آنان می توانند کاملا از خود مراقبت کنند و نیز تعداد کمی می توانند رفتار های اجتماعی یا توانائی سخن گفتن داشته باشند.
کودکان استثنایی;
همواره یکی از دلایلی که ما نمی توانیم اطلاعات کاملاً‌ مربوط و جامعی در مورد کودکان و دانش آموزان استثنایی بدست بیاوریم اینست که معمولاً وقتی با کودک استثنایی مواجه می شویم ذهن ما بخاطر انباشته شدن ، از غیر عادی بودن ذهنی یا جسمی کودک پیشداوری می کند و غالباً ویژگیهای خاصی که کودکان استثنایی دارند ( نابینایی – ناشنوایی – عقب ماندگی و ) مشخصه اصلی آنها می شود .
متاسفانه اکثر والدین از داشتن چنین فرزندانی احساس شرمندگی می کنند ودر قالب موارد سعی در مخفی کردن کودکشان در انظار عمومی دارند .
تعریف کودک استثنایی :
کودک استثنایی اول یک کودک است ( انسان است با همه خصوصیات و صفات یک انسان و بعد کودکی است با خصوصیات و تفاوتهای استثنایی نسبت به سایر کودکان .
و همین ویژگیها و خصوصیات است که معلمان و اولیا باید خودشان را با آن سازگار کنند .
در واقع بین تمام خصوصیات روانی و جسمانی و تمام استعدادهای مختلف هر فرد تفاوتهای مشهودی موجود است پس می توان گفت که هر فرد نسبت به افراد دیگر استثنایی است و کلمه استثنایی بطور اعم و به معنای د

قیق علمی خود نمی تواند فقط به گروههای خاصی از افراد جامعه اطلاق شود .
بنابراین آنچه که ما اصطلاحاً « کودک استثنایی » می گوئیم بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی بمیزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد و نمی تواند بنحو مطلوب حداکثر استفاده از برنامه های آموزش و پرورش عادی ببرد .
در اینگونه کودکان واکنشها ،

 

ویژگیهای خاص دارد بدلیل اینکه کودک رشد فکری کامل ندارد و بدلیل اینکه نمی تواند بر رفتارهای خود کنترل داشته باشد و یا اگر عمل خلافی از او سر زد احساس گناه و تقصیر کند ، چون از نظر شخصیتی نارس و نابالغ است ، ناگزیر نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده ای است .
عنوان کودکان استثنایی در مکاتب امریکا و انگلستان فرق می کند .
در امریکا به تمام کودکانی که بنحوی با کودکان طبیعی و همسن خود از نظر فکری ، جسمی ، عاطفی عقلانی ، رفتاری و … فرق داشته باشد استثنایی گفته می شود و مسلماً با قبول این تعریف یک کودک نابغه ، نابینا ، ناشنوا و عقب مانده ذهنی همه استثنایی هستند .
کلمات کلیدی مطلب : عقب ماندگی – ذهن – مغز –
عقب ماندگی ذهنی
بهره هوشی جمعیت نرمال جامعه از 70 تا 135 متغیر است و میزان
( 100 _ 110 ) حد متوسط آن است .
به افرادی که بهره هوشی کمتر از 70 داشته باشند عقب مانده ذهنی گفته می شود .
« انواع عقب ماندگی ذهنی و شیوع آنها در جامعه »
عقب ماندگی ذهنی میزان بهره هوشی درصد
خفیف 50 تا 70 85
متوسط 35 تا 45 10
شدید 20 تا 34 5/3
عمیق کمتر از 20 5/1
علل عقب مانده ذهنی :
عوامل به چهاردسته تقسیم می شوند :
1_ عوامل پیش از تولد
2_ عوامل زمان تولدسبب شناسی عقب

ماندگی ذهن
1-عوامل قبل از تولد :
بیشتر شامل تأثیرات ژنتیک و تغییرات کروموز می شود .
ضمن این که عفونت های رحمی و ابتلای به بیماری سرخچه و توکسوپلاسموز ( بیماری خطرناکی که از طریق گربه منتقل می شود ) نیز در بروز عارضه نقش دارند .
آنچه مسلم است بیشترین علل عقب ماندگی ذهنی همین عوامل قبل از تولد است که از نظر پیشگیری نیز اهمیت دارند ، به ویژه عوامل کروموزومی مانند سندرم داون و عوامل عفونی مثل سرخچه و توکسوپلاسموز مادرزادی .

در این بین عوامل حین تولد مثل زایمان مشکل و خونریزی جمجمه و اشکالات تنفسی حین زایمان و ;.. نیز مؤثر می باشند .
2-عوامل پس از تولد :
شامل ضربات شدید به جمجه کودک ( یرقان ) سیانوز ( سیاه شدن )، عفونتهای دوران نوزادی به همراه تب و تشنج ، کم کاری تیروئید و ;. اس

ت که با مواظبت از کودک بخصوص قبل از سن چهارسالگی می توان از بروز عقب ماندگی ذهنی تا حدی جلوگیری نمود.
3-عوامل محیطی اجتماعی :
تأثیرات محدودتری در بروز عقب ماندگی ذهنی دارند و شامل فقر ، تغذیه ، ناپایداری خانواده ، وضعیت اقتصادی – اجتماعی بد و محرومیت های فرهنگی و استرسهای مکرر و فوق تحمل در محیط زندگی کودک است.
پیشگیری:
پیشگیری اولیه : جلوگیری از ظهور عوامل ایجادکننده عقب ماندگی ذهنی بخصوص عوامل قبل از تولد ، اهمیت ویژه ای دارند.
آموزش خانواده ، ممانعت از ازدواجهای فامیلی ، جلوگیری از حاملگی بعد از سنین 35 سالگی ، رعایت بهداشت حاملگی ( پرهیز از اشعه ، دارو ، ضربه به شکم ، تغذیه مناسب مادر ، جلوگیری و کنترل نمودن عفونت های مادرزادی و ;. ) در پیشگیری اولیه بسیار مؤثر هستند.
محافظت کودک پس از تولد بخصوص در دوره نوزادی و مداخله ی درمانی به موقع در موارد بیماری ، مثل کم کاری تیروئیدی
( هیپوتیروئیدی ) نیز در جلوگیری از بروز عقب ماندگی ذهنی اهمیت دارد .
پیشگیری ثانویه :
عقب ماندگی ذهنی درمان ندارد و بهترین راه کنترل آن جلوگیری از بروز آن است .
به نظر نمی رسد داروهای خاصی نیز در کنترل پی

شرفت اختلال مؤثر باشد.
مهمترین روش درمانی افراد عقب مانده ذهنی افزایش میزان سازگازی آنها ، محیط زندگی و تنظیم توقعات محیطی و سطح کارآیی این افراد در خانواده و جامعه است.
پیشگیری ثالث

انجام مشاوره خانواده و مشاوره فردی در جهت محدود کردن تأثیرات عقب ماندگی ذهنی ضرورت دارد .
استفاده از روشهای توصیه شده توسط افراد متخصص در تقویت و حفظ کارآیی عملی این افراد می تواند باعث افزایش اعتماد به نفس و سازگاری مناسب تر با استرسهای معمول زندگی افراد عقب مانده ذهنی گردد.
آموزش کودک و خانواده ، آموزش مهارت های کلامی ، محی

طی ، ارتباطی ، اجتماعی ، همچنین آموزش های ویژه و فیزیوتراپی و آموزش های مهارت های جسمی همگی می توانند در سازگاری و رشد بهتر این افراد و توانبخشی آنان کمک مؤثری باشند.
4_ عوامل بعد از تولد.

5_ عوامل محیطی ، اجتماعی ، فرهنگی .
عقب ماندگی ذهنی توان هوشی کمتر از میانگین جامعه (ضریب هوشی کمتر از 70) که با یک آزمون استاندارد ضریب هوشی سنجیده می شود. ضریب هوشی 130-80 طبیعی در نظر گرفته می شود؛ میانگین طبیعی 100 است . اختلال عملکرد هوشی منجر به عدم توانایی فرد در انجام مسؤولیت های عادی زندگی می گردد. عقب ماندگی ذهنی به چهار گروه خفیف (ضریب هوشی 70-50)، متوسط (ضریب هوشی 49-35)، شدید (ضریب هوشی 34-20) و بسیار شدید (ضریب هوشی کمتر از 20) تقسیم بندی می گردد. عقب ماندگی خفیف شایع ترین نوع است .
علایم شایع عقب ماندگی ذهنی خفیف در بسیاری از موارد تا هنگامی ورود کودک به مدرسه تشخیص داده نمی شوند. فعالیت های ذهنی نظیر ریاضیات و حساب کُندتر از معمول انجام می شود، توانایی خواندن مختل بوده و هیجانات کودک ممکن است بچه گانه تر از سن واقعی اش باشد. کودک ممکن است فعال تر از حد معمول بوده و یا حرکات غیرارادی مکرر داشته باشد.
بیمار ممکن است دچار تأخیر تکاملی به صورت مشکلات تکلم و زبان ، تأخیر در مهارت های حرکتی ، نقایص حسی (کُندی در پاسخ دادن به مردم ، صداها، اسباب بازی ها یا غیره )، یا اختلالات عصبی باشد.
تشنج ، بی اختیاری مدفوع و ادرار و مشکلات شنوایی نیز ممکن است وجود داشته باشد.
عقب ماندگی شدید و بسیار شدید اغلب در بدو تولد تشخیص داده می شوند.
علل اختلالات ژنتیکی ـ مادرزادی متابولیسم یا اختلالات کروم

وزومی . نشانگان داون شایع ترین اختلالات کروموزومی عامل عقب ماندگی ذهنی است .
عفونت های مادرزادی داخل رحمی ، اختلال خونرسانی جفت به جنین ، عوارض بارداری (عفونت ها، پره اکلامپسی ، اکلامپسی ، مصرف الکل یا داروها توسط مادر یا سوءتغذیه مادر) قبل از تولد ـ زودرس یا دیررس بودن نوزاد، آسیب های حین تولد و اختلالات متابولیکپس از تولد ـ اختلالات متابولیک یا غددی ، عفونت ها، صدمات ، عوامل سمی یا سایر علل آسیب مغزی ، سوءرفتار با کودک عوامل افزایشدهنده خطرمراقبت های پیش از زا

یمانی ضعیف در مورد مادرسابقه خانوادگی عقب ماندگی ذهنی وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی نامطلوب خانواده پیشگیری در بعضی موارد، علت شناسایی نشده و پیشگیری خاصی وجود ندارد.
مشاوره ژنتیک و تشخیص ژنتیکی قبل از زایمان ممکن است در بعضی موارد کمک کننده باشد.
مراقبت های پیش از زایمانی مناسب و خودداری مادر از سوءمصرف الکل یا داروها نیز کمک کننده است .
درمان ها و فن آوری های جدیدی در دست بررسی است که ممکن است میزان بروز عقب ماندگی ذهنی را کاهش دهد.
عواقب موردانتظارافراد دچار عقب ماندگی خفیف ، قابلیت فراگیری برای اداره یک زندگی مفید و بدون وابستگی به دیگران را دارا هستند.
افراد دچار عقب ماندگی متوسط آموزش پذیر هستند، ولی اغلب نیازمند مراقبت های حفاظتی (نظیر خانه گروهی ) می باشند.
افراد دچار عقب ماندگی شدید یا بسیار شدید معمولاً نیازمند مراقبت دایمی هستند.
عوارض احتمالی مشکلات روانی و رفتاری در کودکان تحمیل استرس به خانواده برای تطبیق دادن خود با فرد دچار عقب ماندگی ذهنی سوءاستفاده از فرد دچار عقب ماندگی از جمله سوءاستفاده جنسی درمان اصول کلی اقدامات تشخیصی شامل مشاهده نشانه های عقب ماندگی در فرد توسط اعضای خانواده است .
معاینه فیزیکی و آزمون های هوش توسط یک پزشک در مرحله بعد
بیشتر خانواده ها چنین کودکانی را در منزل نگهداری می کنند.
تمرین های ویژه ، آموزش و اصلاح رفتار باعث افزایش مهارت

 

های کودک خواهد شد. عقب ماندگی قابل برگشت نیست ، ولی باید سعی شود تا قابلیت های کودک به حداکثر برسد.
حمایت های خانواده از کودک در این زمینه حیاتی است ؛ درمان در جهت آموزش به خانواده در مورد چگونگی پذیرفتن و تطبیق دادن خود با خواسته های کودک و فعالیت های زمان بر لازم برای مراقبت چنین کودکانی سودمند خواهد بود.
داروهای پزشکی ممکن است داروهایی برای درمان مشکلات طبی همراه تجویز نماید مثلاً داروهای ضدتشنج برای موارد تشنج .در مجموع مراقبت افراد عقب

مانده بیشتر آموزشی است نه طبی .
فعالیت تا حدی که وضعیت فیزیکی کودک اجازه می دهد.
رژیم غذایی رژیم خاصی نیاز نیست .
در این شرایط به پزشک خود مراجعه نماید تا نگرانی در مورد روند تکاملی کودک خو دبروز هرگونه علایم جدید یا غیرمعمول در کودک پس از تشخیص عقب ماندگی ذهنی یا ناتوانی در تطبیق دادن خود با وضعیت کودک کمک کند.

منابع:
1)پژوهش در حیطه کودکان استثنایی( 1385شماره19).
2)مقالات علوم پزشکی وروان پزشکی (دانشگاه پزشکی ایران).
3)روان شناسی مرضی کودکان (دکتر حسین آزاد)انتشارات( پاژنگ تهران)سال 1368
4)روانشناسی رفتارغیرعادی بیرجندی

پروین (دهخدا)تهران1362
5)روانشناسی رشد کودکپارسامحمدچاپ پنجمانتشارات پیوندتهران1367
6)روانشناسی کودکان ونوجوانان استثنایی میلانی فر بهروزانتشارات مدرسه عالی پارستهران1356
http://www.mvm.blogfa.com
http://www.mvmm.blogfa.ir

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر

پروژه دانشجویی مقاله پول و ارز در pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله پول و ارز در pdf دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله پول و ارز در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله پول و ارز در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله پول و ارز در pdf :

پول و ارز

نظام پول کالا
با عنایت به مشکلات اشاره شده و گسترش نظام تجاری کم کم نظامی کاراتر جایگزین نظام تجاری مستقیم شد که به آن نظام پایاپای غیر مستقیم یا بعبارتی (Indiect barter) یا نضام پول و کالا نامیده می شود .

در نظام پایاپای غیرمستقیم فرو شندگان کالا کالی خویش را مستقیماً با کالا یا کالا هائی که به آن نیاز دارد معاوضه نمی کند. بلکه کالا ، یا کالاهای مازاد بر مصرف

خانوارشان را می فروشند ودر عوض کالائی می خرند که در باور دارند (نیاز دارند) که این کالا مورئد نیاز خوانواده دیگر خواهد بود که آن خانوارها کالا یا کالاهای مورد درخواست آنها را برای فروش دارند .

مثال: آقای الف کره برای فروش دارد و کره را به آقای ب می فروشد و در عوض تنباکو می گیرد. هر چند آقای الف به تنباکو نیازی ندارد (نیاز آقای الف کفش است) بنابرین تنباکو را به آقای ج که تنباکو نیاز دارد میدهد و از او کفش می گیرد . مشاهده می شود که تنباکو به عنوان کاتالیزور (واسطه) عمل می نماید و موجب تسهیل و تسریع امر تجارت میشود .
در این نظام نقش تنباکو مانند نقش پول است و شکا اولیه پول را دارا می باشد . در نظام مبادله پول کالائی که نسیت به نظام مبادله پایاپای مستقیم پیشرفته

تر می باشد. در هر جامعه کالائی وسیله مبادله یا بهتر بگوییم کالائی واسطه مبادله و داد و ستد قرار می گیرد . به این کالای واسطه که عامه پذیر باشد پول کسیاری نقش پول کالا را بازی می کردند مانند چهارپایان- غلات- روغن زیتون-شراب- کنیز-نمک-ط

لا-آهن-نقره-نیکل-و;.. در مقایسه بعضی از کالاها قابل تقسیم بودند و حتی بعضی از کالاها مانند چهارپایان زاد و ولد می کردند. وخلاصه آنکه دارای مزایا و معایبی بودند که در میان آنها طلا و نقره به سبب خواص شیمیایی و فیزیکی (زنگ نمی زد و قابل تقسیم بود ) مهمترین نقش را در امر پول کالا ها دارا میباشد. بطور خلاصه کالایی که نقش پول را به عهده داشت دارای دو خصیصه عمده ذیل بوده است :
عامه پذیر بود. مردم پول کالارا بهخاطر ارزش ذاتی و اصلی آن میپذیرفتند نه پول بودن آن.
یعنی اینکه روغن زیتون را به خاطرارزش آن قبول داشتند نه بخاطر اینکه روغن زیتون نقش پول را ایفا می نماید.
سیستم های پول فلزی :
همان طوری که بیان شد در عصر پول کالائی ، به تدریجنقش پول

به فلزات واگذارشد. بین فلزات طلا و نقره به دلیل کمیابی و دارا بودن ویژگی های فیزیکی و عامه پذیر بودن و قابل قبول بودن در مبادلات بین همه کشورها در مقایسه با سایر فلزات نقش پول کالایی را بهتر انجام داده است.
لیدی ها اولینملتی بودند که در قرن هفتم قبل از میلاد سکه ضرب کردند و از مسکوک طلا و نقره برای مبادلات استفاده میکردند .
در ایران برای اولین بار داریوش اقدام به ضرب سکه های طلا و نقره نمودکه در آن زمان سکه های طلا را دری ، و سکه های نقره را شکل می نامیدند و را بطه بین

دری و شکل 1 به 5/13 بوده است .
نقش پول داخلی این دو فلز تاسال 1933 تداوم یافت و به نقش پولی و بین المللی در سال 1971 میلادی خاتمه یافت.
به طور کلی کشور ها را می توان از نظر نظام پولی طلا و نقره به صورت های ذیل طبقه بندی کرد :
کشور های دارای سیستم پولی دو فلزی پایه طلا و نقره(standard Gold &silver)
کشور های دارا ی سیستم پولی تک فلزی پایه طلا (Gold standard)
کشور های دارای سیستم پولی تک فلزی پایه نقره(silver standard)
در سیستم های پولی پایه فلزی ، واحد پول کشور بر مبنای مقداری معین طلا یا نقره با عیار مشخص تعریف می شود . به این مقدار معین با عیار مشخص که علامت رسمی کشور روی آن منقوش و حک میشود سکه گفته می شود.
سیستم پولی دو فلزی طلا و نقره :
این سیستم به دو صورت وجود داشته است . یکی به شکل سکه های طلاو نقره بدون آنکه رابطه قانونی تبدیل بین آنها موجود باشد. و بعنوان و به عنوان پول اصلی در جریان بود.
شکل دوم بین سکه های طلا و نقره یک رابطه تبدیل قانونی (Bimentalism) حاکم بوده است.
در این صورت ضرابخانه ها با دریافت شمش طلا و نقره نسبت به ضرب سکه طبق نظر سفارش دهنده اقدام نموده ، امّا به واسطه تقلبات و مشکلات تبدیل

، دولتها در امر ضرب سکه دخالت و نسبت به استاندارد کردن مسکوک اقدام کردندتا امر تجارت و معاملات با سهولت بیشتری انجام پذیرد.
با توجه به نوسانات قیمت و تغییر عیار مسکوک در معاملا

ت مدت دار اشکالاتی بوجود امده که باعث بوجود امدن دو اصطلاح پول حساب و پول پرداخت شده است .
پول حساب پولی بود که در زمان انجام معامله ملاک محاسبه قرار می گرفت.
پول پرداخت پولی بود که در زمان تسویه بدان عمل می شد.
در شکل دوم یعنی پول پرداخت سیستم پولی خزانه داری یک رابطه تبدیل بین سکّه طلا و سکّه نقره تعریف و اعلام کرده بود وطبق رابطه مذکور ملزم و متعهد بود که نسبت به تبدیل مسکوک اقدام نماید.
از مشکلات این سیستم:
بوجود امدن بازار سیاه بوده است به دلیل اینکه همیشه ارزش نسبی طلا و نقره در بازار تغییرکرده و با نسبتی که برای تبدیل در نظر گرفته می شد در تغایر بود.
قیمت سکه طلا در بازار از 15 سکّه بیشتر بوده (بر اساس عرضه و تقاضا) که این خود باعث میشد که قیمت نقره در ضرابخانه از قیمت بازاری نقره بیشتر تعیین شده بود بدین ترتیب مردم در بازار طلا داده و نقره گرفته و به ضرابخانه میدادند تا در عوض طلا بگیرند و نتیجه این داد وستد این شد که سکه نقره بجای سکّه طلا به جریان افتاد.
(بنابراین همیشه رابطه قانونی و رابطه تجاری اختلافی به نفع نقره یا طلا رخ می داده که به عیب معروف این سیستم پولی منجر می شده است)
عیب این سیستم پولی پایه به سیستم گرشام معروف شد، که

طبق این قانون پوا بد پوا خوب را از جریان خارج می سازد.
پول بد پولی است که ضرابخانه قیمت ان را بیشتر قیمت ان در بازار تعیین کرده باشد.(این سیستم پولی یک قرن سیستم پولی امریکا بوده است)
سیستم پولی تک فلزی پایه طلا یا پایه نقره :
سیستمی است که در ان فقط سکه طلا رایج و ارزش قانونی

دارد و پول اصلی و پایه محسوب می گردد.
در این سیستم برای مبادلات جزئی از مسکوک مس –نیکل-سایر آلیاژ استفاده میشد.ایران، چین و هندوستان دارای سیستم پولی تک فلزی نقره و انگلستان دارای سیستم پولی تک فلزی طلا بوده است.
نظام پولی اعتباری:
در اواسط قرن 17 میلادی در اروپا این نظام متداول شد .
پل ساموئلسون(1915)اقتصاد دان آمریکائی عقیده داشت استفاده از پول کاغذی به عنوان وسیله مبادله متضمن تسهیلاتی است .پول کاغذی را باسهولت بیشتری میتوتن حمل و نقل کرد .با چاپ کردن چند صفر زیاد تر یا کمتر ارزش اسکناس را می توان تغییر داد . بااستفاده از اعشار به راحتی قابل تقسیم میباشد . همچنین از تقلب و تنزل در امان داشت. هر شخص هم به میل خود نمی تواند پول کاغذی را با هر مقادیری که میخواهد چاپ نماید .
خلاصه آن که این نظام پولی ، پول برای اینکه ،پول است، نه برای اینکه کالاست مورد تقاضا می باشد . به عبارتی دیگر اسکناس نه بخاطر خود بلکه به واسطه ی آن می توان

ک

الا یا خدمات را خریداری نمود پذیرفته می شود.
پس از زمانی که بانک ناشر اسکناس تعهدی در قبال دارنده اسکناس برای تعویض آن با طلا یا نقرهیا ارز پشتوانه ، نداشت، نظام پول اعتباری جایگزین نظام پول کالا شده است به بیان دیگر تازمانی که اسکناس قابل تبدیل به پشتوانه باشد، نظلم پول کالا حاکم است.
البته بعداً برای تسهیل در امر تجارت چک وانواع کارتهای اعتباری الکترونیکی جایگزین و حتی انقلابی در شکل فیزیکی پول بوجود آورده است.
در نظام پول اعتباری اسکناس ورقه قرضه ای است بدون تاریخ و بدون بهره است لذا در ترازنامه بانک ناشر اسکناس در ستون بدهی درج می گردد.

تحولات نظام پولی ایران کار تحقیقی
سئوالات فصل اول
1-علت مبادله و معامله چیست؟
2-چگونگی معمله و مبادله قبل از پیدایش پول را بنویسید ؟
3-چرا ریشه کلمه چول در زمانهای مختلفبه چهار پایان مربوط میشود ؟
4-اشکالات نظام پایاپای چه بوده و نتیجه آن اششکالات چیست؟
5- اقسام پول کالا را که در جوامع مختلف به کار می رفت را بنویسید؟

6- پول کالا را تعریف کنید ؟
7- معایب پول کالا را بنویسید ؟
8- دو خصیصه عمده کالاهائی که نقش پول را به عهده داشتند را بنویسید ؟
9- چه کالائی بهتر توانست نقش پول را از میان بقیه کالاها انجام دهد ؟
10- دری و شِکِل چیست و چه رابطه ای باهم داشتند؟
11- تقسیمات کشور ها از نظر نظام پولی را بنویسید؟
12- سکه را تعریف کنید؟

13- اقسام سیستم پولی دو فلزی را بیان کنید ؟
14- شکل مبادله در نظام پایاپای و پول کالا چگونه است ؟

تعریف پول
پول چیست؟ واژه پول برای اقتصاددانان دقیق و معلوم نیست. از این رو سعی می شود پول را بر اساس وظیفه ای که انجام میدهد تعریف نمود.
جان هیکس(اقتصاددان انگلیسی) مینویسد ، پول چیزی است که وظایف پول را راانجام میدهد.
امروزه میدانیم اسکناس ،چک، سکه،از نقطه نظر پرداخت تفاوتهایی با هم دارند.معاملات کلان دیگر با اسکناس مشکل و حتی ممکن نیست لذا باید بدانیم هر شی که توا

ن انجام وظایف پول را داشته باشد پول بشمار می آید.
جان مینارد کینز برای پول سه (3) وظیفه در نظر گرفت و عقیده داشت هر چیزی که بتواند این سه وظیفه را انجام دهد ، پول نامیده می شود.
وسیله مبادله
وسیله اندازه گیری ارزش های اقتصادی
وسیله پس انداز ارزش های اقتصادی
ژان مارشال میگوید:
پول وسیله مبادله

پس اندازهای ارزش های اقتصادی است
پل ساموئلسون می نویسد:
در مورد پول اضافه میکند که پول غیر از دو وظیفه اساسی مورد اشاره دارای دو وظیفه دیگر نیز است
پول وسیله مبادله
معیار واحد ارزش و محاسبه ارزش های اقتصادی است
وسیله ذخیره ارزش های اقتصادی
وسیله پرداخت های آتی
(بطور خلاصه تعریف پول از وظایفی که پول انجام می دهد تبعیت می کند)
وظایف پول
الف)پول معیار واحد ارزش و محاسبه ارزش (یا وسیله سنجش ارزش یا واحد شمارش) standard of value lontic of accounting
یکی از اساسی ترین وظایف پول معیار و واحد

اندازه گیری ارزش های اقتصادی می باشد.
برای فهم بهتر مطلب نقش پول در سیستم مبادله پایاپای را در نظر گرفته ایم.پول با دارا بودن این نقش داد و ستد(نقش محاسباتی) و امر مبادله را ساده کرده است .نقش پول موجب می گردد که کالا ها و خدمات را بتوان با یکدیگر مقایسه نمود
در هر اقتصادی هر کالایی را با یک واحدی به راحتی می توان اندازه گیری نمود . مثلاً غلات را به تن و سیگار را به نخ ،نفت را به بشکه و بر همین

اساس تولیدات مقیاس ناهمگن دارند ، نمی توان با هم جمع کرد مثلاً نمی توان غلات را با تولیدات نفت باهم جمع کرد. امّا پول این کار را براحتی انجام می دهد.
پول سبب می شود اقلام مختلف را ارزیابی و با یکدیگر مقایسه نمود.
ارزش یک تن غلات و یک بشکه نفت را مشخص نمود(براساس قیمت آنها )
به طور خلاصه پول مقیاسی است که به اشخاص امکان میدهد قیمت های نسبی کالا ها و خدمات مختلف رابا یکدیگر مقایسه نمود و نتیجه گیری نماید کدام کالا گران تر است.
ب) پول وسیله مبادله:
بعد از مشخص شدن ارزش کالا و خدمات به وسیله پول ، امر مبادله به سهولت انجام میگیرد. در این حالت خریداران و فرو شندگان حاضرند تا داد و ستد را با پول معاوضه نمایند.بنابراین پول عامّه پذیراست . یعنی اینکه تمامی افراد حاضر کالا و خدماتشان را با پول معاوضه نمایند و به این امر هم آگاه می باشند که هر زمانی که بخاهند می توانند پولی که به دست آورده اند با کالا و خدمات مورد نیازشان معاوضه کنند .
حامل آن به عنوان واسطه انجام معاملات و مبادلات تخصصی شدن اقتصاد است و با تخصصی شدن اقتصاد کارائی اقتصاد افزایش می یابد.
بطور خلاصه وجود پول انجام مبادله را به مراتب ساده ، سریعتر، کم هزینهتز از زمانی که پول نباشد می نمایدو به عبارتی چون باعث مبدله می شود ، کارائی اقتصاد هم بالا می رود.
ج)پول وسیله پس اداز ارزش های اقتصادی :
یعنی اینکه مثلاً کشاورز بافروش محصولات خود پولی بدست می آورد بتواند محصولات مورد نظر را معادل ارزش محصولش قدرت خرید را در اختیار داشته باشد . به عبارتی دیگر کشاورز بتواند معدل ارزش فروش محصول ، کالاها یا خدمات مورد نیازش را خریداری نماید.
د)پول وسیله پرداخت آتی :
یعنی اینکه از پول به عنوان وسیله پرداخت و محاسبه در انعقاد واحد های قراردادهای مدّت دار استفاده می شود .
ه) پول وسیله اجرای سیاست های اقتصادی :

چهار وظیفه قبلی نقش پول از دیدگاه اقتصاد کلان بوده است ، ولی این نقش وظیفه کلان اقتصادی را نشان می هد . در نظام پولی اعتباری نقش اصلی و ذاتی پول مشخص می شود . از این نظر اهرم فرماندهی و یکی از ابزار های اصلی و اساسی اجرای سیاست های اقتصادی دولت است برای درک بهتر این نقش لازم، حجم پول در گردش را شناخت.
ارزش پول

پشتوانه پول:
پول کاغذی مشکلاتی که طلا و نقره در امر تجارت و داد و ستد داشت بر طرف نمود مشکلاتی از قبیل :
– سنگینی وزن مسکوک
– سائیدگی مسکوک
– تقلبات در عیار مسکوک
– مشکلات حمل و نقل
– خطرات دستبرد و سرقت مسکوک
پوا کاغذی که نماینده مقدار معینی طلا با عیار مشخص بوده است در واقع در ابتدا نماینده و رسیدی بود که بانک ناشر اسکناس به عنوان امانت دار مسکوک طلا در اختیار صاحب مسکوک می گذاشت ، یعنی هر موقع صاحب اسکناس اراده می کرد بانک می بایستی بلافاصله مسکوک را با اسکناس معاوضه نماید. بدین ترتیب در آن ایام که اسکناس به عنوان رسید تلقی می شد و صحبت از پشتوانه مطرح نبود امّا در اوایل قرن 19 به واسطه جنگ های ناپلئونی و مسائل بقا و نابودی امپراطوری بریتانیا مطرح شد ، دولت بریتانیا مجبور شد برای تامین مخارج سنگین جنگ مقادیر زیادی اسکناس چاپ کند.
چاپ اسکناس باعث کاهش ارزش اسکناس شد که به زبان امروزی اقتصاد بریتانیا با تورم و کاهش ارزش مواجه شد. طوری شد که مسئله به پارلمان بریتانیا ک

شانده شد و به دنبال آن اقتصاددانان دو نظریه را مطرح نمودند :
1- اصل پولی 2- اصل بانکی
اصل پولی :
از طرفداران دیودید ریکاردو (1773-1823) انگلیسی
بانک ناشر اسکناس باید صد در صد ارزش اسکناس منتشره ، طلا داشته باشد تا بتواند از حفظ ارز پول پشتیبانی کند به عبارت دیگر :

اصل پولی : ارزش پول بستگی به حفظ صد در صد پشتوانه طلا دارد .
بنابراین بانک ناشر اسکناس حق ندارد بیشتر از موجودی طلا خود اسکناس منتشر نماید حتی اگر شرایط اقتصادی نیاز به پول بیشتری داشته باشد .
اصل بانکی :
از طرفداران جان استوارت میل قرن 19 (1806-1873) انگلیسی
اصل بانکی می گوید حجم اسکناسدر گردش باید متناسب با نیاز اقتصاد جامعه باشد و هرگاه اقتصاد جامعه اسکناس بیشتری نیاز داشته باشد ، بانک ناشر اسکناس باید اقدام به نشر اسکناس نماید .
عملاً در نیمه دوم قرن 19 تلفیقی از اصل پولی و اصل بانکی موضوع مشکلات را حل و فصل نمود بدین نحو که بانک ناشر اسکناس مطابق قانون باید در صدی از ارزش اسکناس منتشره را به صورت موجودی طلا داشته باشد که به مفهوم پورسانتاژ می باشد.
اندازه گیری تغییرات ارزش پول :
گفتیم که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 چاپ اسکناس (پول کاغذی ) به این صورت مطرح شد که با پشتوانه طلا باشد یا این که نیاز به پشتوانه طلا نمی باشد به عبارت دیگر ارزش پول در طول زمان بستگی به پشتوانه طلا دارد یا مسئله دیگری نیاز دارد .
گفتیم پس از جنگ جهانی دوم اسکناس بدون پشتوانه طلا چاپ می شد و اقتصاد دانان عقیده داشتند پول بدون پشتوانه فلزی (Fiat money) پول ا

عتباری واقعی می باشد چونکه پول کاغذی می تواند بدون پشتوانه کلیه وظایف پول را انجام دهد. و ابزار سیاست اقتصادی دولت نیز می باشد.
پس ارزش پول بستگی به حفظ پشتوانه فلزی طلا ندارد بلکه مسئله مدیریت و اداره پول مطرح است که به آن پول اداره شده (Manged money) که مراحل پیشرفت و تکامل را طی نموده است صحبت می شود.

قبلاً دیدیم که یکی از وظایف اساسی و اصلی پول اندازه گیری ارزش اقتصادی است. پس این سؤال مطرح است که ارزش خود پول چگونه اندازه گیری می شود. یا ارزش پول چیست؟
پول دارای دو ارزش می باشد: یکی ارزش داخلی و دیگری ارزش خارجی.
ارزش داخلی: عبارت از قدرت خرید پول یعنی ارزش پول و قدرت خرید کلمات مترادفی هستند.
قدرت خرید پول: یعنی قدرت پول برای خرید کالا و خدمات اقتصادی. بنابراین چنانچه بتوان با یک واحد پول در طی مدّت مدیدی مقدار معینی کالا و خدمات اقتصادی خریداری نماید می گویند پول ارزش خود را حفظ نموده است.
امروزه می دانیم قیمت ، یعنی عرض پولی کالا و خدمات اقتصادی.
نتیجه:
ارزش واحد پول و سطح عمومی قیمتها نسبت عکس دارد و افزایش سطح عمومی قیمت کالا و خدمات اقتصادی بین کاهش ارزش واحد پول می باشد پس ارزش واحد پول و سطح عمومی قیمت ها در جهت عکس مسیر حرکت می نمایند.
در مجموع می خواهیم از تغییرات ارزش واحد پول اطلاع داشته باشیم باید در طول زمان از سطح عمومی قیمت ها اطلاع کامل داشته و مطالعه کنیم. در اقتصاد دیدیم که سطح عمومی قیمتها با شاخص قیمت ها قابل اندازه گیری می باشد. به عبارت دیگر به کمک شاخص قیمتهای هر کشور تغییرات ارزش واحد پول آن کشور را اندازه گیری می نماییم در حال حاضر پولی که ارزش آن برای مدّت مدیدی تقریباً ثابت باقی مانده باشد پول م

عتبر (Sound money) یا پول خوب خوانده می شود.
پس اگر ارزش پولی در طول زمان ثابت باشد مشخصه و ممیزه پول معتبر است و پولی که دارای ثبات ارزش نباشد و ارزش آن مرتب در جهت کاهش تغییر کند به پول قلّابی (unsound mane) موسوم است.

عرضه و تقاضای پول – تورّم
نظریه مقداری پول: دیوید ریکاردو (1823 – 1772م) برای اولین بار رابطه مستقیم بین مقدار پول در گردش و سطح قیمتها در سال 1810م را بیان کرد. این اقتصاددان انگلیسی عقیده داشت در طول دوران جنگ ناپلئونی سطح قیمتها تابع مستقیم مقدار پول در گردش در جامعه است. به عبارتی دیگر یعنی با عرضه بیشتر پول ارزش پول کمتر می شود ارزش پول معکوس مقدار پول در گردش است.به نظر این دانشمند بین مقدار پول در گردش(حجم پول درگردش
و سطح قیمتها(میانگین قیمتها) رابطه مستقیم وجود دارد.
M = P . T

در رابطه فوق حجم مبادلات و معاملات (حجم کالا و خدمات) ثابت فرض می شود لذا P به دنبال حجم M در همان جهت تغییر می کند. از فرمول فوق اگر بخواهیم سطح قیمتها یا میانگین قیمتها را به دست آوریم یعنی اگر مقدار M (صورت کسر) حجم پول در گردش بزرگتر یا بیشتر شود و مخرج کسر T ثابت باشد مقدار سطح قیمتها (P) افزایش پیدا خواهد کرد.
جان استوارت میل (1873 – 1806م) با وارد کردن سرعت گردش پول در جامعه V رابطه فوق را کامل تر نمود و در بعضی از کتابها نظریه فوق را به فیشر ربط دادند.
استوارت میل برای بدست آوردن سطح عمومی قیمتها چه عواملی را دخالت داده.
استوارت میل در این رابطه حجم پول حقیقی و سرعت گردش پول و حجم تولیدات در تعیین سطح عمومی قیمتها دخالت دارند. شرح فوق (فرمول) خلاصه ای از نظریه پول می باشد. این نظریه تا دورانی که کینز کتاب نظریه عمومی این فرمول منشأ تشخیص تورّم نیز بوده است. یعنی هرچه سطح عمومی قیمتها افزایش یابد تورّم نیز بوجود آمده. از مشخصه فرمول
نظریه مقداری پول یک ابزار مهم تجزیه و تحلیل اقتصادی کلانی بوده. در این نظریه طرف چپ رابطه مبادله (عرضه پول MV) مستقل از طرف راست مبادله (تقاضای P.T) است.
یعنی عواملی عرضه پول را تعیین می کند از عواملی که تقاضای آن را مشخص می کنند مستقل می باشد.
در سیستم پایه فلزی عرضه پول چگونه بدست می آمد؟
مثلاً در سیستم پول پایه فلزی طلا ، عرضه پول توسط استخراج طلا از معادن یا غارت سایر کشورها تعیین خواهد شد. هرچند قیمتهای زیاد برای طلا باعث تشویق و استخراج ببیشتر طلا بشود اما مقدار عرضه پول توسط سطح درآمد ملّی تعیین نخواهد شد.
این نظریه پول به عنوان وسیله مبادله توجه شد ولی نقش پول به عنوان پس انداز در ریشه های اقتصادی مورد توجه قرار نگرفته است.
کینز فرمول مارشال را به صورت N=P(K+KR) اعلام کرد. هرچند کینز این نظریه را رد کرد فرمول فیشر و مارشال چون مربوط به یک دوره زمانی خاص می باشد و به فرمول کینز که مربوط به یک لحظه زمان است ریزی دارد.
N= اسکناس منتشره

ست
K= بهای نقداً
K= بهای توسط چک
R= نسبت موجوی صندوق بانک به سپرده اشخاص.
اما دولت می تواند با تغییر N و R موجب تغییر P گردد.
نتیجه کلی:
در رابطه با نظریه مقداری پول همانطوریکه دیدیم فرمولهای زیادی ارائه شده است ولی وجود اشتراک کلیه فرمولها این است.
ارزش پول به عکس مقدار آن بستگی دارد.
و تغییرات حجم پول تأثیری بر متغیرهای واقعی اقتصار مانند تولید ملّی و اشتغال نداشته و فقط موجب تغییر متغیرهای پولی مانند مزد پولی (نه فرد واقعی) و قیمتها خواهد شد.
یعنی پول فقط وسیله مبادله و اندازه گیری ارزش عمر اقتصادی است. به قول بیگت پول فقط حسابی است که در زیر آن نیروهای اساسی تر اقتصادی بر اساس اصول از این عرضه و تقاضا به فعالیت مشغولند.
نظریه پولی کامبریج یا تراز نقدینگی
اولین شق نظریه مقداری پول فرمول فیشر MG=PT بود.
دومین شق فرمول برای نظریه مقداری پول به معادل

ه کمبریج مشهور است که شکل غالب آن به صورت ذیل است:
M = K P G
در نظریه مذکور M , P , G تغییر نکرده فقط باید K بین را به K ی مارشال معروف است و K مارشال عکس V فیشر
سئوال: پس تفاوت رابطه مبادله فیشر و کامبریج در چیست؟
یا به عبارتی اقتصاددانان مکتب کامبریج می خواهند پاسخ سؤال اینکه چرا مردم پول نگه می دارند و یا مهمترین عوامل تعیین کننده تقاضا برای پول کدامند پاسخ مردم برای پاسخگویی به نیازهای روزمره خود باید همراه بخشی از درآمد خود را به صورت پول نقد نگهداری نمایند.
حال کل افراد جامعه را در نظر بگیریم در طول سال باید مقدار موجودی پول برای انجام معاملات (رفع نیازها) خویش داشته باشند به موجودی پول K و مارشال گفته می شود.
تقاضای پول: تقاضای پول به صورت موجودی پول است نه جریان پول و آن عبارت است از:
اینکه اشخاص حاضرند چه بخشی از درآمد و ثروت خویش را به صورت پول و نه سایر اشکالی دارایی مانند اداراتی قرضه به سهام ساختمان و ملک و غیره نگهداری نمایند.
در معادله فیشر تقاضای پول به وضوح مشخص نیست.
در معادله کامبریج تقاضای پول در شکل K بهتر و مشخصتر است.
عدم توجه به نرخ بهره
خانم جان رابینسون ایرادی که بر فرمول گرفت گفت هیچ اشاره به نرخ بهره نشده است بنابراین نمی تواند تئوری به حساب آید.

تورم به صورتهای مختلف تعریف شده است.
برخی تورم به علت وقوع تورم برخی دیگر به آثار و برخی دیگر به سرعت افزایش قیمتها توجه نموده اند. به طور خلاصه تورم عبارت است از پدیده تداوم در افزایش قیمتها لذا به نظر تئورسین ها نظریه مقداری پولی افزایش مداوم عرضه برای علت اصلی و اساس

ی تورم خواهد بود.
خانم جان رابینسون تورم عبارت است از افزایش نامنظم و افسار گسیخته قیمتها
تشخیص منشأ تورم بر اساس وقایعی که قبل از جنگ جهانی و بعد از جنگ جهانی رخ داد را به دو دسته تقسیم کردند:
نظریات مکتب پولی
نظریات ساختارگرایان
نظریات مکتب پولی: طرفداران این مکتب تورم را منحصراً پدیده ای از افزایش عرضه پول می گیرند.
نظریات ساختارگرایان: طرفداران این مکتب اساساً تورم را عدم تعادل های اساسی در نظام اقتصادی می دانند.
کینز – افتالیون – نوگارو
انتقادات از نظریه مقداری پول: چون تغذیه مقداری نتوانست

واقعیتی که بعد از جنگ جهانی اول رخ داد تغییر یا حل کند
طبق نظریه کلاسیک مقداری پول V در کوتاه مدت ثابت فرض شده است ولی برای زمان طولانی (واقع پولی سالهای 23 و 1922) آلمان ثابت کرد V ثابت نمی باشد در نتیجه این گونه واقع افزایش سرعت گردش پول باعث افزایش سطح قیمتها می گردد.

ب: تابع بودن سطح قیمتها

در نظریه مقداری پول کلاسیک سطح قیمتها پیوسته متغیر تابع می باشد که به دنبال تغییر M و همسو با N نوسان می نماید.
ولی با مطالعات آماری افتالیون در واقع پولی فرانسه ثابت شد به دنبال ارزش فرانک (ارزش پول) تغییر کرد و نه به خاطر افزایش حجم پول در گردش.
به خاطر همین جان رابینسون می گوید که اگر سطح قیمتها افزایش یابد به دنبال آن حجم پول در گردش بالا می رود بنابر همیشه اول حجم پول تغییر نمی کند و بعد قیمتها تغییر کند.
ج: کامل نبودن نقش پول
پول نتوانست یکی از وظایفش را یعنی پس انداز ارزشهای اقتصادی در این نظریه انجام دهد.
د: معادله ، مبادله صرفاً یک رابطه تساوی است.
تردی تیک در رابطه با تورم مطالعه کرد و متوجه شد منظور این است طرف چپ M.V عبارت است از مقدار پولی که برابر خرید کل محصول (P.T) خرج می شود. در حالی که P.T کل ارزش همان محصول است. به عبارت دیگر کل مخارج یک اقتصاد مساوی کل درآمد آن خواهد بود ولی در عمل باید کل مخارج یک اقتصاد مساوی درآمد کل V ارزش کل همان محصول است.
MU=PT
در نظریه مکتب پولی (خلاصه تئوریسین های مکتب پولی به شرح ذیل)در بلند مدت تورم یک پدیده صرف پولی است یعنی رشد بالا و مداوم عرضه پول باعث ایجاد تورم می گردد پس اگر رشدمذبور صفر شود میزان تورم پولی نیز پائین خواهد امد اگر سطح عمومی قیمت با میزان عرضه پول رابطه مستقیم دارندیعنی هر چه قدر عرضه پول افزایش یابد نرخ تورم نیز به همان مقدار افزایش خواهد یافت اگر15% افزایش عرضه پول داشته باشیم در مقابل 15درصد تورم خواهد داشت :
M V = PV
در رابطه بین عرضه پول و سطح قیمت ها عرضه پول یک متغییر مستقل سطح عمومی قیمت ها یک متغییر وابسته است.
یعنی ابتدا عرضه پول تغیر می کند ، سپس سطح

عمومی

قیمت ها واکنش نشان داده و بالا می رود.
عرضه پول یک متغییر کلان بروز او مستقل است ، یعنی عرضه پول تابع فعالیت های اقتصادی و یا سایر متغییر های کلان اقتصادی نمی باشد پس اگر بتوانیم

عرضه پول را کاهش دهیم می توانیم به همان نسبت نرخ تورم را بکاهیم

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر

پروژه دانشجویی مقاله جوش ارگون در pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله جوش ارگون در pdf دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله جوش ارگون در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله جوش ارگون در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله جوش ارگون در pdf :

جوش ارگون

ساختمان تورچ: تورچ جوشکاری الکترود را نگهداشته و جریان الکتریکی را به سمت قوس هدایت می کند و گاز لازم برای محافظت قوس و مذاب را به محل جوش انتقال می دهد. قطعات تورچ در شکل 3 نشان داده می شود.

تورچهای جوشکاری که زیر جریان 200 A بکار میروند،معمولا با هوا سرد می شوند،به عبارتی گاز خنثی از اطراف کابل حرکت میکند و سردایش لازم را فراهم می کند.اما در جوشکاری های پیوسته که با آمپراژهای بالا سروکار دارد،و نیز در روش ماشینی از تورچهایی استفاده می شود که با آب سرد می شوند.
الکترودها.الکترودهای غیرمصرفی که در روش GTAW بکار می روند ، از تنگستن و یا آلیاژهای آن ساخته می شوند.متداولترین این آلیاژها،آلیاژ 2% ThO2-W یا EWTh-2 می باشد.این آلیاژ از ویژگی های کاری خوبی برخوردار است و پایداری بهتری دارد.توریا رادیواکتیو بوده وفلذا هنگام تیز کردن آن باید مواظب بود که گرد و غبار آن استنشاق نشود.سنگ زنی می تواند خطرات جدی در پی داشته باشد و باید قوانین زیست محیطی را رعایت کرد.الکترودهای لانتانوم دار EWLa-1 و ایتریم دار الکترودهایی هستند که ویژگی های شروع خوبی داشته و پایداری قوس آنها حتی در ولتاژهای کم نیز قابل قبول و مناسب است.الکترودهای تنگستن سریم دار EWCe-2 نسبت به الکترودهای توریم دار از لحاظ پایداری قوس و نرخ ذوب کردن کمی بهترند.هرکدام از الکترودهای مذکور جوش های قابل قبولی تولید می کنند.توانایی آسان ساطع کردن الکترون در ولتاژ پایین الکترودهای لانتالوم دار ازعلل اصلی کارکرد خوب آنهاست.
تنگستن خالص در جوشکاری ac استفاده می شود وبالاترین نرخ مصرف را دارند.گاهی اوقات از الکترودهای زیرکنی نیز استفاده میشود.الکترودهای تنگستن براساس ترکیب شیمایی شان طبقه بندی می شوند.(جدول1)شرایط لازم برای این الکترودها در AWS A5.12 ذکر می شود.شکل نوک الکترودها بر شکل حوضچه مذاب موثر است.الکترودهایی که زاویه 60-120° دارند،پایدارترند و عمق نفوذ خوبی را دارند.الکترودهای با زاویه کمتر 5-30° برای جوش شیاری مناسب هستند تا از ایجاد قوس بین دیواره های محل اتصال جلوگیری کند.

سیستم تغذیه سیم:از تعدادی قطعه تشکیل شده است که از سیستم ساده تا پیجیده را در بردارند.سیستم اصلی آن درواقع وسیله ای است که سیم را با قلاب گرفته و سپس آن را از قرقره کشیده و بعد آنرا از طریق لوله راهنما به سمت محل جوشکاری انتقال می دهد.برای حرکت موتور و نیز کنترل آن از کنترل و سوئیچ های الکترونیکی استفاده می شود..

کابل،شلنگ و رگولاتورها برای انتقال جریان الکتریکی،آب و گاز خنثی به محل جوشکاری لازم می باشند.

________________________________________
جوِشکاری آرگون (GTAW)-
نوسان قوس در هر دو حالت جوشکاری دستی و ماشینی استفاده می شود.مزایای موجوددر جوشکاری دستی پایه و اساس کنترل جوش هنگام تنظیم تغییرات اتصال جوش و گپ موجود است.در جوشکاری ماشینی،نوسان از طریق حرکت مکانیکی تورچ جوشکاری و یا حرکت دادن پلاسمای قوس با کمک میدان مغناطیسی خارجی انجام می شود.نوسان باعث می شود که گرمای تولیدی در محل های دقیق انتقال داده شود.این وضعیت برای زمانی که جوشکاری قطعات با اشکال پیچیده انجام می شود،یک مزیت بشمار می رود.وقتی از نوسان جوش استفاده می شود،تعداد پاس ها و نیز مقدار کل گرمای تولیدی کاهش می یابد زیرا هزینه حذف انقباض ها و عیوب دیگر را از هزینه کلی جوش کم می کند.
شکل 4 اثر نوسانات مغناطیسی بر اعوجاج را نشان می دهد.در برخی از آلیاژها لازم است که از چند پاس برای ایجاد اثر برگشتی پاس های بعدی و بصورت جوش مستقیم string استفاده شود که در این صورت نوسان Oscillation بکار نمی رود.برای پایداری قوس،کمتر کردن وزش قوس و نیز حرکت دادن پلاسمای قوس در امتداد حرکت تورچ می توان از میدان مغناطیس خارجی استفاده کرد.اینکار سبب می شود ظاهر جوش بهتر شده و سرعت جوشکاری افزایش یابد.
پارامترهای فرآیند
جریان جوشکاری: جریان جوشکاری یکی از مهمترین پارامتر های جوشکاری است که باید در هر روش جوشی کنترل شود زیرا بر عمق نفوذ،سرعت جوشکاری،کیفیت جوش و نرخ رسوب موثر است.

در کل سه نوع انتخاب برای جریان جوشکاری وجود دارد:
• جریان مستقیم الکترود منفی DCEN
• جریان مستقیم الکترود مثبت DCEP
• جریان متناوب
در شکل های 5 و6 تاثیر نوع جریان (ac,dc) بر شکل ظاهری جوش نشان داده می شوند. هم چنین نوع جریان نسبت به ماده انتخابی در جدول 2 آورده شده است.

در جریان متناوب ،در 60 Hz پولاریته بین قطعه کار و الکترود تغییر می کند. این تغییر سریع در پولاریته باعث می شود که یک نوع فرآیند کاتدی ایجاد شود که در حذف لایه های اکسیدی در سطح فلزات بالاخص فلزات آلومینوم ومنیزیم بسیار مفید است.در هر نیم سیکل که شرایط DCEP برقرار می شود، الکترودها گرم می شوند.لازمه این کار اینست که از الکترودهای با قطر بزرگ که از تنگستن خالص ساخته شده اند، استفاده شود. در فرآیند GTAW بیشتر از جریان مستقیم با الکترود منفی استفاده می شود.در این حالت، گرمای بیشتری وارد قطعه کار شده و در نتیجه نرخ ذوب افزایش می یابد.

________________________________________
جوِشکاری آرگون (GTAW)
جوشکاری قوسی با الکترود تنگستنی و در پناه گاز محافظ که گاهی اوقات Heliarc و یا جوش تیگ TIG(جوشکاری با تنگستن و گاز خنثی) نیز نامیده می شود، در سال 1930 برای جوشکاری فلز منیزیم اختراع شد.Russell Meredith از الکترود تنگستنی همراه با گاز خنثی هلیوم برای جوشکاری فلز منیزیم استفاده کرد.این روش جایگزین روش پرچ برای اتصال قطعات هواپیما از جنس آلومینوم و منیزیم شد.روش جوشکاری Heliarc در طی این مدت تا کنون اصلاح زیادی یافته است ولی مکانیسم اصلی آن همان است که مردیت آن را بکار برده بود.
درجه حرارت ذوب برای اتصال از نگهداری قوس بین الکترود تنگستن و قطعه کار فراهم می شود.(شکل1)دمای حوضچه مذاب تا 2500 C میرسد.گاز خنثی حوضچه مذاب را احاطه می کند وآنرا در مقابل آلودگی های اتمسفری محافظت می کند.معمولا گاز خنثی آرگون،هلیوم و یا مخلوطی از آن دو است.

کاربردها:
روش جوشکاری با الکترود تنگستن و گاز محافظ برای جوشکاری فولادهای زنگ نزن ،آلومینوم ،منیزیم،مس و فلزات فعال(مثل تیتانیوم و تانتالوم) ونیز فولادهای کربنی و آلیاژی استفاده می شود.در جوشکاری فولادهای کربنی معمولا برای جوشکاری پاس های ریشه کار می رود.
مزایا و محدودیت ها
مزایای روش GTAW عبارتند از:
• جوش با کیفیت بالا و اعوجاج کم تولید می کند.
• پاشش مذاب در مقایسه با روش های دیگر در این روش وجود ندارد.
• در هر دو حالت با و بدون فلزپرکننده می توان استفاده کرد.
• منابع نیروی مختلفی رامی توان بکار گرفت.
• انواع مختلفی از فلزات حتی فلزات غیرمشابه را می توان با این روش جوشکاری کرد
• کنترل دقیقی بر روی میزان گرمای تولیدی و ورودی می توان دشات.
روش GTAW زمانی استفاده می شود که به جوش با کیفیت بالا نیاز باشد.همانطوریکه در بالا اشاره شد، گرمای تولیدی که میتواند اثر منفی بر فلز داشته باشد،بدقت کنترل می شود و نیز حوزه دید جوشکار بوسیله دودهای حاصله محدود نمی شود.
محدودیت های این روش در زیر آمده اند:
• نرخ رسوب آن در مقایسه با جوشکاری با الکترودهای مصرفی پایین تر است.
• به جوشکار ماهر نیاز دارد.(نسبت به SMAW,GMAW)
• برای جوشکاری ضخامت های بیشتر از 95 mm مقرون به صرفه نمی باشد.
• در وضعیت های جوشکاری غیر تخت جوشکاری مشکل است زیرا حفاظت قوس کامل نیست.
علاوه بر مشکلات یادشده می توان به برخی از مشکلات این روش نیز در ذیل اشاره کرد:
• در صورتیکه الکترود تنگستنی با حوضچه مذاب تماس داشته باشد، آخالهای تنگستن می تواند وارد فلز جوش شود.
• اگر حفاظت قوس و مذاب توسط جریان مداوم گاز خنثی انجام نشود و یا مختل شود،فلز مذاب آوده می شود.
• آلودگی یا حفره در مذاب تحت تاثیر نشتی آب از تورچها سرد شونده با آب
• وزش و یا انحراف قوس مثل روش های دیگر
منابع نیرو برای GTAW از نوع جریان ثابت همراه با منحنی ولتاژ – آمراژ منفی می باشند.راکتورهای قابل اشباع و نیز واحدهای کنترل شده با تریستور نیز مرسوم هستند.پیشرفت هایی که در صنایع الکتریکی اتفاق افتاده است،در این حوزه نیز موثر بوده وباعث شده است که منابع نیروی با کارایی بیشتر و با وزن کمتر تولید شوند.امروزه منابع نیروی ترانزیستوری با جربان مستقیم نیز بسیار استفاده می شوند و منابع نیرو یکسوکننده –مبدل ها بسیار پیچیده تر هستند.مبدل های نیرو شامل سه نوع تبدیل هستند:
• جریان متناوب اولیه 60 mHz به جریان مستقیم تبدیل می شود.
• جریان مستقیم به جریان متناوب با فرکانس بالا تبدیل می شود.
• این جریان متناوب به جریان مستقیم تبدیل می شود.
مبدل ها را می توان از حالت جریان مستقیم به جریان متناوب برای جوشکاری GMAW تغییر داد و بکار برد که این سبب کاهش هزینه و صرفه جویی در آن خواهد شد.منابع نیرو که با مبدل کنترل می شوند در مقایسه با منابع سیلیکونی SCR زمان های پاسخ سریعتری دارند.در شکل 2 رفتار دو نوع ماشین جوشکاری با کنترل مبدلی و با کنترل تریستوری نشان داده می شود.

در جوش آرگون یا تیگ (TIG) برای ایجاد قوس جوشکاری از الکترود تنگستن استفاده می شود که این الکترود برخلاف دیگر فرایندهای جوشکاری حین عملیات جوشکاری مصرف نمی شود.

حین جوشکاری گاز خنثی هوا را از ناحیه جوشکاری بیرون رانده و از اکسیده شدن الکترود جلوگیری
می کند.در جوشکاری تیگ الکترود فقط برای ایجاد قوس بکار برده می شود و خود الکترود در جوش مصرف نمی شود در حالیکه در جوش قوس فلزی الکترود در جوش مصرف می شود. در این نوع جوشکاری از سیم جوش(Filler metal)بعنوان فلز پرکننده استفاده می شود.و سیم جوش شبیه جوشکاری با اشعه اکسی استیلن(MIG/MAG)در جوش تغذیه می شود.
در بین صنعتکاران ایرانی این جوش بانام جوش آلومینیوم شناخته می شود.نامهای تجارتی هلی آرک یا هلی ولد نیز به دلیل معروفیت نام این سازندگان در خصوص ماشینهای جوش تیگ باعث شده بعضا این نوع جوشکاری با نام سازندگان هم شناخته شود. نام جدید این فرایند G.T.A.W و نام آلمانی آن WIG می باشد. همانطور که از نام این فرایند پیداست گاز محافظ آرگون میباشد که ترکیب این گاز با هلیم بیشتر کاربرد دارد.

علت استفاده از هلیم این است که هلیم باعث افزایش توان قوس می شود و به همین دلیل سرعت جوشکاری را میتوان بالا برد و همینطور باعث خروج بهتر گازها از محدوده جوش میشود.

کاربرد این جوش عموما در جوشکاری موارد زیر است:

1- فلزات رنگین از قبیل آلومینیوم;نیکل;مس و برنج(مس و روی) است.

2- جوشکاری پاس ریشه در لوله ها و مخازن

3- ورقهای نازک(زیر1mm)

مزایای TIG :

1- بعلت اینکه تزریق فلز پرکننده از خارج قوس صورت میگیرد.اغتشاش در جریان قوس پدید نمی آید.در نتیجه کیفیت فلز جوش بالاتر است.

2- بدلیل عدم وجود سرباره و دود و جرقه ,منطقه قوس و حوضچه مذاب بوضوح قابل رویت است.

3- امکان جوشکاری فلزات رنگین و ورقهای نازک با دقت بسیار زیاد.

انواع الکترودها در TIG :

1- الکترود تنگستن خالص (سبز رنگ)برای جوش آلومینیوم استفاده می شود و حین جوشکاری پت پت می کند.

2- الکترود تنگستن توریم دار که دو نوع دارد الف-1% توریوم دار که قرمز رنگ است ب-2% توریم دار که زرد رنگ می باشد.

3- الکترود تنگستن زیرکونیم دار که علامت مشخصه آن رنگ سفید است.

4- الکترود تنگستن لانتان دار که مشکی رنگ است.

5- الکترود تنگستن سزیم دار که طلایی رنگ است.

این دو نوع آخر جدیدا در بازار آمده اند.

چند نکته در مورد مزایای تنگستن:

1- افزایش عمر الکترود

2- سهولت در خروج الکترونها در جریان DC

3- ثبات و پایداری قوس را بیشتر می کند

4- شروع قوس راحت تر است.

نوع قطبیت مناسب در جوشکاری TIG :

جریان DCEN برای جوشکاری چدن-مس-برنج-تیتانیوم-انواع فولادها

جریان ACبرای جوشکاری آلومینیوم و منیزیوم و ترکیبات آن

پیچیدگیDistortion
پیچیدگی وتغییرابعاد یکی ازمشکلاتی است که در اثراشتباه طراحی و تکنیک عملیات جوشکاری ناشی میشود. با فرض اجتناب از ورود به مباحث تئوریک تنها به این مورد اشاره میکنیم که حین عملیات جوشکاری به دلیل عدم فرصت کافی برای توزیع یکنواخت بار حرارتی داده شده به موضع جوش و سرد شدن سریع محل جوش انقباضی که میبایست در تمام قطعه پخش میشد به ناچار در همان محدوده خلاصه میشود و این انقباض اگر در محلی باشد که از نظر هندسی قطعه زاویه دار باشد منجر به اعوجاج زاویه ای(Angular distortion) میشود.در نظر بگیرید تغییر زاویه ای هرچند کوچک در قطعات بزرگ و طویل چه ایراد اساسی در قطعه نهایی ایجاد می کند.

حال اگر خط جوش در راستای طولی و یا عرضی قطعه باشد اعوجاج طولی و عرضی(Longitudinal shrinkage or Transverse shrinkage) نمایان میشود.اعوجاج طولی و عرضی همان کاهش طول قطعه نهایی قطعه میباشد. این موارد هم بسیار حساس و مهم هستند.

نوع دیگری از اعوجاج تاول زدن یا طبله کردن و یا قپه Bowing)) میباشد.

ذکر یکی از تجربیات در این زمینه شاید مفید باشد. قطعه ای به طول 20 متر آماده ارسال برای نصب بود که بنا به خواسته ناظرمیبایست چند پاس دیگر در تمام طول قطعه جوش داده میشد.تا ساق جوش 2-3میلیمتر بیشتر شود.بعد از انجام اینکارکاهش 27میلیمتری در قطعه بوجود آمد. واین یعنی فاجعه .چون اصلاح کاهش طول معمولا امکان پذیر نیست و اگر هم با روشهای کارگاهی کلکی سوار کنیم تنها هندسه شکل رااصلاح کرده ایم و چه بسا حین استفاده از قطعه آن وصله کاری توان تحمل بارهای وارده را نداشته باشد وایرادات بعدی نمایان شود.

بهترین راه برای رفع این ایراد جلوگیری ازبروز Distortion است. و(طراح یا سرپرست جوشکاری خوب) کسی که بتواند پیچیدگی قطعه را قبل ازجوش حدس بزند و راه جلوگیری از آن راهم پیشنهاد بدهد.

بعضی راهکارهای مقابله با اعوجاج:

1- اندازه ابعاد را کمی بزرگتر انتخاب کرده ;بگذاریم هر چقدر که میخواهد در ضمن عملیات تغییر ابعاد و پیچیدگی در آن ایجاد شود.پس از خاتمه جوشکاری عملیات خاص نظیر ماشین کاری;حرارت دادن موضعی و یا پرسکاری برای برطرف کردن تاب برداشتن و تصحیح ابعادانجام میگیرد.

2- حین طراحی و ساخت قطعه با تدابیر خاصی اعوجاج را خنثی کنیم.

3- از تعداد جوش کمتر با اندازه کوچکتر برای بدست آوردن استحکام مورد نیاز استفاده شود.

4- تشدید حرارت و تمرکز آن بر حوزه جوش در اینصورت نفوذ بهتری داریم و نیازی به جوش اضافه نیست.

5- ازدیاد سرعت جوشکاری که باعث کمتر حرارت دیدن قطعه میشود.

6- در صورت امکان بالا بردن ضخامت چراکه در قطعات با ضخامت کم اعوجاج بیشتر نمود دارد.

7- تا حد امکان انجام جوش در دوطرف کار حول محور خنثی

8- طرح مناسب لبه مورد اتصال که اگر صحیح طراحی شده باشد میتواند فرضا مصالح جوش را در اطاف محور خنثی پخش کند و تاحد زیادی از میزان اعوجاج بکاهد.

9- بکار بردن گیره و بست و نگهدارنده باری مهار کردن انبساط و انقباض ناخواسته درقطعه

عوامل مهم بوجود آمدن اعوجاج :

1- حرارت داده شده موضعی , طبیعت و شدت منبع حرارتی و روشی که این حرارت به کار رفته و همچنین نحوه سرد شدن

2- درجه آزادی یا ممانعت بکار رفته برای جلوگیری از تغییرات انبساطی و انقباظی. این ممانعت ممکن است در طرح قطعه وجود داشته باشد و یا از طریق مکانیکی (گیره یا بست یا نگهدارنده و خالجوش)اعمال شود.

3- تنش های پسماند قبلی در قطعات و اجزا مورد جوش گاهی اوقات موجب تشدید تنش های ناشی از جوشکاری شده و در مواردی مقداری از این تنش ها را خنثی میکند.

4- خواص فلز قطعه کار واضح است که در شرایط مساوی طرح اتصال(هندسه جوش) و جوشکاری مواردی مانندمیزان حرارت جذب شده در منطقه جوش و چگونگی نرخ انتقال حرارت و ضریب انبساط حرارتی و قابلیت تغییر فرم پذیری و استحکام و بعضی خواص دیگر فلز مورد جوش تاثیر قابل توجهی در میزان تاب برداشتن دارد.مثلا در قطعات فولاد آستنیتی زنگ نزن مشکل پیچیدگی به مراتب بیشتر از فولاد کم کربن معمولی میباشد.
________________________________________
جوشکاری فولادهای ضد زنگ و ضد خوردگی
خصلت اصلی فولادهای استنلس مقاومت در برابر زنگ خوردگی است (داشتن کرم بیش از 12% موید همین مطلب است).نیکل موجود در این فولادها حتی به مقدار زیاد هم نمیتواند به تنهایی مقاومت در برابر خوردگی را زیاد کند.ولی با حضور کرم میتواند تا حد زیادی این وظیفه را بخوبی انجام دهد.مزیت اصلی نیکل تسهیل ایجاد فاز آستنیت و بهبود خاصیت مقاوم به ضربه فولادهای کرم نیکل دار است. مولیبدن شرائط خنثی سازی این فولاد را تثبیت می کند و عموما عامل افزایش مقاومت به خوردگی موضعی(Pitting) است.

به منظور اطمینان از تشکیل کاربیدهای پایدار که باعث افزایش مقاومت به خوردگی بین دانه ای میشود افزودن Ti و Nb به انواع معینی از فولادهای کرم-نیکل دار ضروری است.

1-فولادهای ضد زنگ

کرم و کربن عناصر اصلی اینگونه از فولادها را تشکیل میدهد. هر چند که مقدار کربن کمتر از 04/0درصد است تاثیر کرم بر استحکام کششی حتی در مقادیر 13 و 17و 20درصد بسیار ناچیز است. در حالیکه در مقادیر زیادتر کربن با عملیات حرارتی مناسب امکان دستیابی به استحکام کششی منایب و عملیات مکانیکی مورد نظر فراهم میشود.

با توجه به ریزساختار فولادهای کرم دار را به شرح زیر میتوان دسته بندی کرد:

الف-فولادهای کرم دار-فریتی(12 تا 18 درصد کرم -1/0درصد کربن)

ب- فولادهای کرم دار-نیمه فریتی(12 تا 14 درصد کرم -08/0 تا 12/0 درصد کربن)

ج-فولادهای کرم دار-مارتنزیتی(12 تا 18 درصد کرم و بیش از 3/0 درصد کربن)

د- فولادهای کرم دار-قابل عملیات حرارتی(12 تا 18 درصد کرم -15/0 تا 20/0 درصد کربن)

این دسته بندی را در مورد جوش پذیری نیز میتوان تکرار کرد.

تحت شرایط حرارتی نامناسب فولادهای فریتی(گروه الف) تمایل به تشکیل دانه های درشت نشان میدهند. انرژی حرارتی ناشی از جوشکاری منجر به رشد دانه بندی میشود که نمیتوان آنرا با پس گرمایش برطرف نمود.در نتیجه کاربید رسوب میکند و در مرز دانه های فریت باعث شکنندگی و کاهش شىیى مقاومت به ضربه فلؤ جوش میشود.برای غلبه بر این حالت باید از الکترود آستنیتی تثبیت شده با 19 درصد کرم و 9 درصد نیکل استفاده نمود.فلز جوشی که بدین ترتیب حاصل میشود دارای خاصیت آستنیتی و مقاومت به ضربه بالا است.فلز جوشی که بدین طریق حاصل میشود از نظر مقاومت به خوردگی مطابق فولددهای ضدزنگ فریتی میباشد اما از نظر ظاهر با فلز مبنا تفاوت رنگ دارد.در صورتیکه اجبار در یکرنگی باشد باید از فیلر متال مشابه( مثلا 18 درصد کرم به همراه کمی Ti)استفاده شود.Tiدر مقادیر جزیی نقش موثر در ریز دانه کردن فلز جوش دارد.

بعلت رابطه گریز ناپذیر بین رشد دانه ها با از دست رفتن استحکام ضربه ای چاره ای جز کاستن از تنش های حرارتی ناشی از عملیات جوشکاری وجود ندارد و برای نیل به این منظور تمهیداتی نظیر الکترود با قطر کم و سرعت جوشکاری بیشتر و پیش گرمایش 200تا 300 درجه سانتیگراد باید به کار رود.

پس گرمایش در حدود 700 تا 800 درجه سانتیگراد خاصیت استحکام به ضربه فلز جوش را بهبود میدهد.

همچنین آنیلینگ(Annealing)به مدت کم نیز باعث تجمع کاربید شده و تا حدی شکنندگی فلز جوش را جبران میکند و همینطور به تنش گیری نیز کمک میکند. ولی هرگز باعث رفع کامل درشت دانگی HAZنمیشود.

اقدامات مشابهی حین جوشکاری فولادهای نیمه فریتی و کوئنچ تمر شده با 12 تا 14 درصد کربن (دسته ب ) نیز ضروری است. میدانیم که سرد کردن سریع باعث تشکیل فاز شکننده مارتنزیتی میشود لذا ضرورت دارد که درجه حرارت قطعه حین انجام جوش بالا نگهداشته شود. قطعه کار ابتدا 300 تا 350 درجه پیش گرم میشود.درجه حرارت بین پاسی(Inter pass) 300 درجه مناسب است و از این کمتر نباید شود.ضمنا قطعه کار باید بلافاصله در دمای 700 تا 760 درجه پس گرم شود.این سیکل حرارتی در مجموع باعث ایجاد فلز جوشی با ساختار یکنواخت و چقرمه در کل طول درز جوش مسشود و خطر شکنندگی و رشد دانه ها را تا حدود زیادی مرتفع میکند.

فولادهای کرم دار مارتنزیتی (دسته ج)معمولا قابل جوش نیستند و صرفا به منظور تعمیر و اصلاح عیوب جوشکاری بر روی آنها انجام میپذیرد. برای جوشکاری فولادهای کرم دار با 12 تا 14 درصد کرم مقدار کربن در فیلر متال نباید از 25/0درصد تجاوز کند.این نوع فولاد در هوا سخت میشود.از اینرو هیچ اقدام پیشگیرانه موثری به منظور غلبه بر سخت شده HAZوجود ندارد.اما با اعمال پیش گرم زیاد که با پس گرم بلافاصله قطعه همراه باشد میتوان تاحدودی مشکل را برطرف کرد و سختی نامطلوب را در حد پایینی نگاه داشت.دمای پس گرم 750 تا 800 توصیه میشود و کمتر از این دما ممکن است باعث تاثسر منفی در مقاومت به خوردگی شود.

آنیلینگ در حرارتی بین650 تا 650 درجه ممکن است باعث رسوب کاربید و بروز خوردگی بین دانه ای شود.

2-فولادهای مقاوم به خوردگی

فولادهای آستنیتی مقاوم به خوردگی کرم-نیکل دار عموما دارای خواش جوشکاری مطلوبی هستند(جوش پذیرند). اما خصوصیاتی چند از این فلزات باید مدنظر قرار گیرد.

الف-ضریب هدایت حرارتی کم.

ب- ضریب انبساط حرارتی زیاد.

ج-سرشت انجماد اولیه این نوع فولادها که تاثیر مهم و تعیین کننده ای بر مکانیزم وقوع ترگ گرم در آنها دارد.وجود مقدار مشخصی از فریت در فلز جوش بیانگر مقاومت ـن به ترک گرم است.

به کمک نمودار شفلر-دولانگ امکان تعیین ریز ساختار بر اساس ترکیبات فلز جوش ممکن است.

نمودار شفلر-دولانگ کمکی عملی در تعیین مقدار تقریبی فریت(فریت دلتا)و سرشت ریز ساختار تشکیل شده حین جوشکاری فولادهای آلیازی غیر همجنس اراوه میدهد.علاوه بر این برآوردی کلی از تاثیرات مقادیر کم فریت بر مقاومت به ترک گرم فلز جوش آستنیتی را مقدور میسازد.تجربه ثابت کرده که روشهای متفاوت تعیین درصد فریت عملا مساله ساز است و طبق توافق جهانی به جای درصد فریت تعداد فریت را مبنا و ماخذ محاسبات قرار میدهند .

دوستانیکه احتمالا از مطالب مربوط به نمودار شفلر آنچنان برداشت منسجم و دقیقی نداشتند کاملا حق دارند و پیشنهاد میکنم به کتب و منابع معتبر برای فهم بهتر مطلب مراجعه کنند. و فرصت بهتر پرداختن به این مطالب مهم فعلا در توان بنده نیست.

3-فولادهای مقاوم به حرارت

الف-فولادهای فریتی یا فولادهای فریتی-پرلیتی از نوع (Cr یا Cr-Si و Cr-Si-Al) و فولدهای فریتی-آستنیتی

ب-فولادهای مقاوم به حرارت از نوع آستنیتی از نوع Cr-Ni-Si

در حالیکه در جوشکاری قطعات فولادی از نوع آستنیتی با الکترودها ی همجنس آن پیشگرم قطعه ضرورتی ندارد فولادهای مقاوم به حرارت از نوع فریتی کرم دار را معمولا 100 تا 300 درجه پیش گرم و در 750 درجه هم پس گرم و آنیل میکنند.علت اینکار هم غلبه بر درشت دانگی و تمایل به ترد شدن HAZ است.

قطعات ریختگی از جنش فریت_آستنیت را باید در حالت گرم 700تا800 درجه جوش داد و اجازه داد که به تدریج سرد گردد.

جوشکاری فولادهای فریتی و فریتی-پرلیتی با الکترودهای هم جنس قطعه کار کاهش در استحکام ضربه ضربه ای فلز جوش را نشان میدهد لذا پیشنهاد میشود این نوع فولادها را باالکترودهای آستنیتی مقاوم به حرارت جوش داد.در این حالت نیز باید توجه داشت که مقاومت به حرارت فلز جوش آستنیتی در محیط احتراق با گازهای اکسید کننده با هوا تقویت میشود و طبیعتا این مقاومت به حرارت در محیط گازهای احیا کننده به مقدار زیادی کاهش می یابد برای غلبه بر محیط احتراق با مقدار زیاد گاز گوگرد استفاده از الکترودهایی با کرم زیاد توصیه میگردد.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر
   1   2   3   4   5   >>   >