پروژه دانشجویی مقاله آسیب شناسی اجتماعی در pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله آسیب شناسی اجتماعی در pdf دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله آسیب شناسی اجتماعی در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله آسیب شناسی اجتماعی در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله آسیب شناسی اجتماعی در pdf :

آسیب شناسی اجتماعی

مقدمه
ای خدای پاک و بی انباز ویار دست گیر وجرم ما را در گذار
«مولوی»
انسانها در فراز و نشیبهای تاریخ همیشه از دردها و آسیبهای اجتماعی بسیاری رنج برده اند و همواره در جستجوی یافتن علل و انگیزه های آنها بوده اند تا ر

هها و شیوه هایی را برای رهایی ازآنها بیابند. از مجموعه این آگاهیها و تجربه ها و آموخته ها، توانسته اند زمینه های مطالعاتی و رشته های مختلفی را برای تبیین بی هنجاریها و نابسامانیهای زندگی اجتماعی پی ریزی کنند. حاصل این کار پیدایی دانش آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحراف) است. آسیب شناسی اجتماع

ی مطالعه بی نظمیها و آسیبهای اجتماعی همراه با علل و انگیزه های پیدایی آنها و نیز شیوه های پیشگیری و درمان این پدیده ها، به انضمام مطالعه شرایط بیمار گونه اجتماعی است؛ زیرا خاستگاه اصلی تبهک

اری را باید در کل حیات اجتماعی از قبیل: فقر، تورم، گرانی، بیکاری، فقدان امنیت مالی و حقوقی و دیگر عواملی که باعث محرومیت می شوند. زمینه مساعدی را برای انواع مختلف آسیبهای اجتماعی چون: خودکشی، سرقت، اعتیاد به مواد مخدر، الکلیسم، طلاق، گدایی و… فراهم می آورند. از این رو مفهوم آسیب شناسی گسترده وسیعی پیدا می کند و از ابعد ارزشی و کاربردی فراوانی برخوردار می گردد.

 

تعریف آسیب شناسی اجتماعی
آسیب شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظیمها در ارگانیسم در پزشکی به فرآیند به علت یابی بیماریها، آسیب شناسی گویند. در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه می توان اسیب شناسی اجتماعی را مطالعه و ری

شه یابی بی نظمی های اجتماعی تعریف کرد.
در واقع، آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، روسپیگری، طلاق. ولگردی،

گدایی و; همراه با علل و شیوه های پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است.
اعتیاد چیست؟ معتاد کیست؟
اعتیاد چیست؟ اعتیاد را به عادت کردن خود گرفتن، خوگر شدن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند. به عبارت دیگر، ابتلای اسارات آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد.
اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست، اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی بدنی هویدا می شود.
در طب جدید به جای کلمه اعتیاد، وابستگی به دارو به کار می رود که دارای همان مفهوم ولی دقیق تر و صحیح تر است. مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کار برد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می

کند، به طوری که بر اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد؛ در حالی که نرسیدن دارو به خماری، دردهای جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تامین دچار می شود(فدائی و سجادیه، 1365: 19).
معتاد کیست؟
معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده باشد، یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر معتاد شناخته مس شود. (برژره، 1368:5) از نظر آسیب شناسی هر دار

ویی که پس از مصرف چنان تغییراتی را در انسان به وجود آورد که از نظر اجتماعی قابل قبول و پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنش نشان دهد، آن دارو مخدر است و کسی که چنین موادی را مصرف می کند معتاد شناخته می شود.
عوارض جسمی
1 تریاک و مشتقات آن دندانها را کثیف و آسیب پذیر کرده، مخاط دهان را ملتهب می سازد و موجب نقصان ترشحات غدد بزاقی می گردد.
2 ورود مرفین یا هروئین به بدن، کار دستگاه عصبی را در سطوح مختلف تغییر می دهد و در صورت تداوم، آن را به بدکاری مزمن و دایمی سوق می دهد. (تقوی: 1370: 97).
3 مواد فیونی موجب تنبل شدن کبد گردیده، راه ریختن صفرا به روده را منقبض و تنگ می کند و چون ترشحات پانکراس به خوبی در روده ها نمی ریزد، یرقان ا

یجاد می شود و اثرات ناگواری بر دستگاه گوارش دارد.
4 کلیه ها در اثر مصرف مواد مخدر دچار ورم یا نفریت می گردد و این اثرات منجر به تکرر ادرار از یک سو و اشکال در دفع ادار یا ادرار ادارار توام با درد از سوی

دیگر می شود.
5 استعمال مواد مخدر سبب کم یا متوقف شدن میل جنسی می شود. زنان معتاد خیلی زود نازا می شوند و در زمان بار داری با احتمال سقط جنین مواجه خواهند بود.
6 مواد مخدر، تارهای صوتی حنجره را تحریک کرده، به التهاب مزمن می انجامد و در نتیجه آهنگ صوتی معتاد غیر طبیعی می شود به علاوه، گاه بیماری بر نشیت مزمن و آسم را در پی داشته، ریه ها به محیط سازگاری برای بروز سل تبدیل می شود.
7 چنانچه دود تریاک ریه را پر کرده باعث شود که اکسپژن لازم به خون نرسد، تپش قلب، تنگی نفس، و دوران سر ایجاد می شود. (آذرخش، 1334: 422)
8 از عوارض دیگر می توان خشکی پوست، قرمز شدن

، بالا رفتن حرارت پوست در نقاط مختلف بدن و شکننده شدن ناخنها و به طور کلی ضعف عمومی را نام برد.
مثال: زندگی نامه و مصاحبه بالینی یک معتاد
عباس 26 سال داشت ـ در خانواده ای محروم در جنوب تهران به دنیا آمد ـ روابط او با دیگر اعضا خانواده نه تنها گرم و صمیمی نبود؛ بلکه در خانواده ای

طرد کننده زندگی می کرد. ـ مرگ برادر بزرگ و عقب ماندگی ذهنی خواهرش، او را سخت ناراحت کرده بودـ در تعدادی از دروس دوره راهنمایی ضعیف بود. اما علاقه بسیاری به ورزش داشت؛ ولی خانواده او را از رفتن به باشگاه منع می کرد ـ رابطه گرمی با شوهر خواهر خود داشت و گاهی از سیگارهای حشیش دار او استفاده می کرد. در سال سوم راهنمایی با 6 مورد تجدیدی روبرو شد ـ همین امر موجب شد که به هم سن و سالهای خود روی آورد ـ اکثر دوستانش دچار انواع بزهکاری بودند و دزدی و اعتیاد میانشان رواج بسیار داشت. در 17 سالگی بعد از مردود شدن در سوم راهنمایی به سیگار وحشیش روی آورد و داماد خانه نیز به این مساله دامن زد و عرصه را برای او باز تر کرد و او را برای به این امر تشویق نمود;
مصاحبه بالینی:
در مصاحبه بالینی که از عباس به عمل آمد، وی مضطرب و افسرده بود و با تکیه کلامهای خاص خود صحبت می کرد و تا حدودی تیکهای عصبی در نقاط مختلف صورتش قابل مشاهده بود. البته از اعتیاد خود اظهار ناراحتی می کرد؛ ولی خود را در چنگال آن اسیر می دید و می گفت که به هیچ عنوان نمی تواند آن را ترک کند. شخصیت مایل به نو

روتیک او با گرایشهای شدید و افسردگی از طرز و محتوای کلامش مشخص بود. با ناامیدی صحبت می کرد و خود را بازنده ای می پنداشت. بازنده ای که به علل مبهم نتوانسته است از چیزهایی که میخواسته برخوردار باشد. ناامیدی شدیدی نسبت به آینده و سردرگمی در زندگی را مطرح می کرد. عین گفته او چنین است. گاه گاهی گیج گیجم رو ه

وام. به علاوه بیزاری نسبت به فعالیتهای روزمره را عنوان می کرد و خود به یکی از علائم افسردگی اش که اختلال در خواب و کم اشتهایی است اشاراتی داشت.
روابط نادرست خانوادگی سبب شده که دارای روحیه ای خجول و آن طور که خودش می گوید همواره از پایین بودن اعتماد به نفس در رنج باشد.

علل و انگیزه های اعتیاد را می توان در موارد یاد شده برشمرد:
1ـ زندگی در گذر جوانی به زمزمه ای پایان ناپذیر می ماند، رازها و جاذبه های این برهه از عمر آدمی به گونه ای است که بسیاری را به ورطه تباهی می کشاند. نتایج بررسی ها نشان داده است که 16% از معتادان کمتر از 19 درصد سن دارند و 28 در افراد بین 51 تا 59 سالگی تشکیل می دهند.
2ـ افراد سست عنصر و بی اراده
3ـ عوامل روانی و فشار عصبی
4ـ نابسامانی های زندگی، بیکاری، فرار از مشکلات و عدم توانایی فرد از رو به رو شدن با مسائل اجتماعی
5ـ ماده ای است عده ای از افراد تصوری نادرست برای پیدا کردن آرزوهای گم شده خود می پندارند.
6ـ اختلالات خانوادگی و تضاد و کشمکش بین والدین
7ـ فراوانی مواد مخدر و تهیه آسان آن
8ـ در نزد فرد معتاد، ترس و وحشت، بزدلی، جانشین شجاعت، شهامت و از خود گذشتگی می شود.
اصلی ترین راه مبارزه با مواد مخدر و خشکاندن ریشه اعتیاد، برچیدن زمینه و انگیزه اعتیاد در نزد جوان است. آموزش عمومی و پیشگیری از اعتیاد باید به عنوان یک فرهنگ همگانی شود. و مقدم بر همه باید با شناخت دقیق نیازهای جوانان که متاسفانه بیشتری شمار معتادان را تشکیل می دهد به علل و ریشه های اعتیاد پی برد. و خانواده به عنوان اساسی ترین واحد جامعه نقش به سزایی در دور نگه داشتن فرزندان از مواد مخدر را دارد.
تعریف طلاق
طلاق مهمترین عامل از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده است طلاق در لغت به معنی رها شدن از عقد نکاح و فسخ کردن عقد نکاح بوده و پدیده ای است قرار دادی که به زن و مرد امکان میدهد تا تحت شرایط پی

وند زناشویی خود راگسیخته و از یکدیگر جدا شو

ند.
طلاق بر انحلال یک ازدواج رسمی در زمانی که طرفین آن هنوز در قید حیاتند و بعد از آن آزادند تا دوباره ازدواج کنند دلالت می کند. یا به عبارت دیگر طلاق شیوه نهادی شده اختیاری پایان یک ازدواج است.
متفکران و جامعه شناسان طلاق را یکی از آسیبهای اجتماعی به شمار آورده بالا رفتن میزان آن را نشانه بارز اختلال در اصول اخلاقی و به هم خوردن آرامش خانوادگی در مجموع دگرگونی در هنجارهای اجتماعی محسوب می دارند.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر

پروژه دانشجویی مقاله اقمار منظومه شمسی در pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله اقمار منظومه شمسی در pdf دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله اقمار منظومه شمسی در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله اقمار منظومه شمسی در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله اقمار منظومه شمسی در pdf :

اقمار منظومه شمسی
مریخ
چهارمین سیاره منظومه شمسی. مریخ آخرین سیاره سنگی است که بر گرد خورشید می چرخد. در طول تاریخ بشر همواره این سیاره در کانون توجهات نجومی بوده است.بابلیان قدیم برای مثال حرکات این نور قرمزسرگردان آسمان شب را دنبال کردند ونام nargel یا نام خدای جنگ را برآن گذاشتند.در همان زمان رومی ها بخاطر گرامیداشت خدای جنگشان اسم کنونی آنرا انتخاب کردند. یونانی ها نیز این سیاره را آرس که بیانگر خدای جنگ آنان است می نامیدند. این سیاره نزد کسانی که به آسمان می نگریستند مظهر جنگ و خون بود.

این سیاره در یک مدار بیضی شکل و با سرعتی حدود 1/24 کیلومتر در ثانیه به دور خورشید می چرخد که اوج یا دورترین فاصله آن از خورشید 258 میلیون کیلومتر و در حضیض یانزدیکترین فاصله208 میلیون کیلومتر از خورشید فاصله می گیرد. ولی به طور متوسط 228 میلیون کیلومتر از خورشید فاصله دارد. این سیاره همسایه بعدی زمین است که گاهی به ما نزدیک می شود و به حدود 58 میلیون کیلومتری ما می رسد و گاهی در آن سوی خورشید به فاصله 403 میلیون کیلومتری از ما قرار می گیرد. از جهاتی هم شبیه زمین است و یک شبانه روز آن حدود24 ساعت و43 دقیقه طول می کشد.اگر هرشب در یک ساعت خاص مریخ را رصد کنید حدود 33 شب وقت لازم است تا بتوانید کل سیاره را رصد کنید. محور گردش آن نسبت به خط عمود حدود 24 درجه است. هر یک سال آن معادل 2 سال (687 روز) زمینی است و قطر آن حدود 6794 کیلومتر است (جالب است بدانید مساحت مریخ با مساحت خشکیهای زمین برابر است.) به علت دوری از خورشید حداقل دمای آن به 100 درجه زیر صفر و حداکثر آن به 27 درجه سانتیگراد می رسد.

قمرهای مریخ
در سال 1877 میلادی هنگامی که شیپارلی به دقت در حال ترسیم کانالها بر روی نقشه هایش بود یک ستاره شناس آمریکایی به نام آسف هال نیز در حال مشاهده مریخ بود. او از نوعی تلسکوپ انعکاسی جدید 66 سانتیمتری واقع در رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده در شهر واشنگتن استفاده می کرد.ستاره شناسان سالها به دنبال قمرهای مریخ بودند. یوهان کپلر در قرن هفدهم میلادی اعلام کرده بود که مریخ باید دو قمر داشته باشد. او معتقد بود که در ورای منظومه شمسی یک الگوی ریاضی نهفته است. طبق این الگو تعداد قمرهای سیاراتی که پس از زمین قرار دارند باید افزایش یابد. به این ترتیب که تعداد آنها هر دفعه باید دو برابر شود. با توجه به این که زمین دارای یک قمر است و در زمان کپلر تصور می شد که سیاره مشتری چهار قمر دارد بنابراین طبق ریاضیات حاکم بر این تئوری مریخ باید دو قمر داشته باشد.

آسف هال در ابتدای اوت 1877 میلادی مشاهدات طاقت فرسایی را برای یافتن اقمار مریخ آغاز کرد. در آن زمان نزدیکی مریخ به زمین مشکلاتی را ایجاد می کرد. مریخ آنقدر نزدیک بود که به هنگام مشاهده آن توسط تلسکوپ درخشندگی قابل توجهش اشکالاتی را در رصد این سیاره ایجاد می کرد. هال در یازدهم اوت متقاعد شد که چیزی نمی تواند بیابد. ولی همسرش به او اصرار کرد که بار دیگر نگاه کند. بالاخره در آن شب او متوجه چیزی شد. آن جرم آسمانی خیلی کوچک بود ولی قطعا” وجود داشت. بعد از مدتی آسمان ابری شد.

در شانزدهم اوت آسمان دوباره صاف شد و هال توانست قمر مریخ را به وضوح مشاهده کند. در روز هفدهم اوت هال با پیدا کردن قمر دوم مریخ به هیجان آمد. به این ترتیب نظریه دو برابر شدن اقمار درست به نظر می رسید. دانشمندان همچنان تصور می کردند که سیاره مشتری دارای چهار قمر و سیاره زحل دارای هشت قمر است. اما آنها در سال 1892 میلادی قمر پنجم مشتری و در سال 1898 میلادی قمر نهم سیاره زحل را کشف کردند. به این ترتیب نظریه کپلر برای همیشه منسوخ شد.

آسف هال اقمار مریخ را به صورت نقاطی نورانی و متحرک مشاهده کرد. ولی تصاویری که در سال 1969 میلادی توسط فضاپیمای مارینر و در سال 1975 توسط وایکینگ ارسال شد نشان داد که اقمار دوقلوی مریخ ظاهری بسیار ناهنجار و بی قاعده دارند. هال این اقمار را به افتخار اسبهای کالسکه خدای جنگ در افسانه یونان فوبوس (به معنای ترس) و دیموس (به معنای وحشت) نامید.

آساف هال نتوانست اندازه اقمار مریخ را تعیین کند. اما مشاهدات بعدی نشان داد که طول قمر بزرگتر مریخ یعنی فوبوس تقریبا” 27 کیلومتر است. فوبوس خیلی به مریخ نزدیک است و دریک مدار دایره ای شکل و به فاصله 9380 کیلومتری آن قرار دارد. نزدیکی زیاد باعث می شود که این قمر با سرعت زیادی حول مریخ بچرخد. به طوری که هر چرخش کامل آن 7 ساعت و 51 دقیقه طول می کشد.

دیموس هم مانند فوبوس دارای یک مدار دایره ای شکل است ولی در فاصله 23500 کیلومتری مریخ قرار دارد. طول دیموس در حدود 15 کیلومتر است و 31 ساعت و 5 دقیقه طول می کشد تا یکبار به دور مریخ بچرخد.فوبوس و دیموس هر دو تاریکند و به خاطر وجود دهانه های آتشفشانی شبیه شهاب سنگهای آبله گون اند. این دو قمر هم مانند قمر زمین همیشه یک روی خود را به مریخ نشان می دهند.

عقیده بر این است که حداقل 12 شهاب سنگ غیر عادی کشف شده بر سطح زمین در واقع تکه هایی از مریخ بوده اند که بر اثر برخوردهای شدید شهابی از سیاره قرمز جدا شده ودر دام جاذبه زمین گیر افتاده اند.یک نمونه آن شهاب سنگ معروف ALH 84001 می باشد .در تابستان 1996 یک تیم پژوهشی ناسا در مرکز فضایی جانسون اعلام کردند که شواهدی از وجود حیات ابتدایی در این سنگ یافته اند.کارشناسان این تیم عقیده داشتند اولین مولکولهای ارگانیک واصلی که به نظر می رسید دارای منشاء مریخی باشند چندین ترکیب معدنی که از ویژگیهای فعالیت زیستی بوده واحتمالا” میکروفسیل ها(فسیل هایی بسیار ریز) از ساختار باکتری شکل اولیه را درون سنگ مریخی یافته اند.نتایج کار این گروه هنوز بطور قطعی اثبات نشده است.

مشتری
مشتری، پرجرم ترین سیاره منظومه شمسی ما با چهار قمر با اندازه های سیاره ای و بسیاری قمرهای کوچک تر، برای خود منظومه ای مینیاتوری است. مشتری سیاره ای گازی و از نظر ترکیبات مانند یک ستاره است. در واقع، اگر حدود 80 برابر بیشتر از جرم اکنونش جرم داشت، به یک ستاره تبدیل می شد.

در 7 ژانویه سال 1610میلادی ، گالیله با تلسکوپ ساده و ابتدایی خود چهار “ستاره” در اطراف مشتری دید. او چهار قمر بزرگ مشتری را که اکنون آیو ، کالیستو، گانیمد و اروپا نامیده می شوند، کشف کرده بود. امروزه این چهار قمر به قمرهای گالیله ای مشهورند.

در 30 سال اخیر اکتشافات بسیاری درباره مشتری و قمرهایش صورت گرفته است که اگر گالیله زنده بود و آنها را می شنید، بسیار شگفت زده می شد. آیو، فعال ترین جرم آتشفشانی منظومه شمسی است. گانیمد بزرگترین قمر منظومه است و تنها قمر شناخته شده ای است که میدان مغناطیسی خودش را دارد. اقیانوس مایعی ممکن است زیر پوسته یخ زده سطح اروپا نهفته باشد. اقیانوس های یخ زده ای نیز ممکن است زیر سطح گانیمد و کالیستو وجود داشته باشند. فقط در سال 2003 میلادی، ستاره شناسان 23 قمر جدید برای مشتری کشف کردند که تعداد اقمار آن را به 63 عدد، بیشترین تعداد قمر برای یک سیاره در منظومه شمسی، رساند. بسیاری از اقمار کوچک مشتری ممکن است سیارکهایی باشند که در دام گرانش سیاره افتاده اند.

اقمار مشتری:
آیو:
داخلی ترین قمر گالیله ای از اقمار بزرگ مشتری قطر آن 3632 کیلومتر قدر 9/4 فاصله متوسط از مرکز مشتری421600 کیلومتر .این قمر بعد از زمین تنها عضو منظومه شمسی است که دارای حدود 100آتشفشان فعال است.مدت زمان گردش نجومی این قمر 769/1 روز است.

کالیستو:
چهارمین بیرونی ترین و تیره ترین قمر از اقمار گالیله ای مشتری با قطر 4820 کیلومتر قدر 6/5 .فاصله متوسط از مرکز مشتری 1883000 کیلومتر ومدت زمان گردش نجومی آن 689/16 روز است.

ضریب بازتاب سطحی آن 02 از حفره های بسیاری تشکیل شده وبرخلا ف بقیه اقمار گالیله ای هیچ نشانی از فعالیت های ساختمانی سطحی جدید یا قدیمی در آن بچشم نمیخورد.چگالی آن 19 گرم در سانتی متر مکعب است واین چگالی نشان می ده که به نسبت 40 به 60 از صخره ویخ تشکیل شده است.مطالعات انجام گرفته توسط مدارنورد گالیله نشان میدهد که توده صخرهای بطور متمرکز در هسته قرار ندارد.ظاهرا”بدلیل عبور قمراز میان میدان مغناطیسی مشتری یک میدان مغناطیسی درست زیر نواحی پوسته ای آن ایجاد شده است.دلیل بوجود آمدن حفره های سطح آن با حفره های سطح ماه متفاوت است واین نشان می دهد که گونه ای دیگر از اجرام سماوی سطح آن را بمباران کرده اند.چندین دشت برخوردی (basin) که دارای گسلهای مستقیم وشعاعی در سطح آن وجود دارد که بزرگترین آنها با طول 4000 کیلومتر Valhallaنامیده می شود.چندرشته حفره های برخوردی زنجیره ای نیز وجود دارد که احتمالا”از برخورد تکه های دنباله دار هایی که توسط مشتری تکه تکه شده اند(مانند دنباله دار شومیکر-لوی) بوجود آمده اند.

گانیمد:
سومین قمر از اقمار گالیله ای مشتری باقطر 5276 کیلومتر قدر آن 6/4 فاصله متوسط از مرکز مشتری 1070000 کیلومتر است.مدت زمان گردش نجومی آن 155/7 روز است. چگالی این قمر 19 وترکیب آن نیمی آب (یخ) و نیمی ماده سنگی است. گانیمید سیمای ماه زمین را دارد ، بعضی از نواحی آن تاریک و نواحی دیگر روشن به نظر میرسد . نواحی تاریکتر پر دهانه اند و گمان میرود بسیار قدیمی باشند ، نواحی روشن تر تراکمهای دهانه ای گوناگونی نشان میدهد و با یک سیستم خاکی شیار دار شده مشخص میشود که به هیچ چیزی که در ماه خودمان دیده میشود شباهتی ندارد .

اروپا:
دومین قمر از اقمار گالیله ای مشتری با قطر 3126 کیلومتر وقدر 3/5 .فاصله متوسط از مرکز مشتری برابربا 670900 کیلومتر ومدت زمان گردش نجومی 551/3 روز است.اروپا احتمالا ترکیب سنگی با چگالی 309 گرم بر سانتیمتر مکعب دارد . تفاوت اروپا با آیو در این است که به نظر میرسد با لایه ای از یخ ، احتمالا به عمق 100km پوشیده شده است .گمان ما این است که سطح این قمر در اوایل تشکیلش ، ضربات فراوانی از خرده پاره هایی که سبب بزرگتر شدن سیاره میشود ، دریافت کرده است. در این صورت ممکن است سطح آن بر اثر گرمای حاصل از واپاشی عناصر رادیو اکتیو گرم شده و دهانه های اولیه را حفظ کرده باشد، یا ممکن است لایه ی یخی که سطح آن را پوشانده امروز چنین آثاری را مخفی میکند .

تصویر معادل فارسی توضیح معادل لاتین

آناهیتا (زهره) نام دومین سیاره منظومه خورشیدی در زبان پهلوی ، به معنی پاک و نیالوده است و فرشته موکل آبها را نیز به همین نام خوانده‌اند. زهره یا ناهید یکی از سیاره‌هایی است که می‌توان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی ‘ستاره شام’ نامیده می‌شود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگر ، به زمین نزدیک می‌شود و در نزدیکترین نقطه به 42 میلیون کیلومتری ما می‌رسد. در روشنترین حالت ، پس از ماه ، درخشنده‌ترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع خورشید در مشرق دیده می‌شود و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک به 6100 کیلومتر و چگالی آن 501 گرم بر سانتیمتر مکعب است Venus
آئرولیت شهاب سنگی با آلیاژی مرکب از آلومینیوم ، مس و منگنز که تقریبا 86 درصد آن را آلومینیوم تشکیل می‌دهد. aerolite
آپولو ، آپولون سیارکی که در سال 1932 م. کشف شد. مدار این سیارک در نزدیکترین وضعیت به یازده میلیون کیلومتری زمین می‌رسد. نام رب النوع اساطیری ، آفتاب و روشنایی یونان (آپولون) ، بر روی این سیارک گذاشته شده است. Appollo
آدراسیت یکی از شانزده قمر “مشتری” نام این قمر از نام “آدرست” یکی از پادشاهان اساطیری “آرگوش” اخذ شده است. Adrastea
آدرنیس سیارکی که در سال 1936 م. کشف شد. این سیارک در نزدیکترین وضعیت به 4/2 میلیون کیلومتری زمین می‌رسد. تمام اساطیری “آدونیس” قهرمان یونانی که زیباروی بود و افرودیت دلباخته او شد، بر روی این سیارک گذاشته شده است.
آریل یکی از پانزده قمر “اورانوس” که قطری در حدود 160/1 کیلومتر دارد. Ariel
آستانه دمای ذرات درجه حرارتی که هرگاه دما از آن فراتر رود مقادیر زیادی ذرات مادی از انرژی تشعشعی پرتو جسم سیاه ایجاد می‌گردد. برای هر ذره مادی “آستانه دمای” خاصی وجود دارد. temperature

آستروئید سیارک asteroid
آمالیتا یکی از شانزده قمر “مشتری” نام اساطیری رایه روزگار کودکی “زئوس” خدای خدایان یونان بر روی این قمر گذاشته شده است. Amalthea
آمور سیارکی که در سال 1932 م. کشف شد. مدار این سیارک در نزدیکترین وضعیت به 16 میلیون کیلومتری زمین می‌رسد. Amor
آنانک نام یکی از شانزده قمر “مشتری” نام اساطیری رب النوع (الهه) آگاهی و بصریت در یونان بر روی این کمتر گذاشته شده است. Ananke
ابرون نام یکی از اقمار “اورانوس” که قطری در حدود 1550 کیلومتر دارد. oberon
اپیمدئوس یکی از اقمار “زحل” نام یکی از برادران قهرمانان اساطیری یونان “اطلس” و “پرومته” بر روی این قیر گذاشته شده است. Epimetheus

اروپا یکی از اقمار گالیله‌ای مشتری با قطری در حدود 130/3 کیلومتر و 900 و 670 کیلومتر فاصله از سطح سیاره که تماس سطح آن را لایه‌ای از یخ به ضخامت 100 کیلومتری پوشانده است. Europa,JII
اروس سیارکی ما بین زمین و مریخ که در سال 1898 م. کشف شده است، مدار این سیارک در نزدیکترین وضعیت به کمتر از بیست و یک میلیون کیلومتری مدار زمین می‌رسد. نام اساطیری خدای عشق که هم زمان با زمین متولد شده ، بررسی این سیارک گذاشته شده است. Eros
اطلس نزدیکترین قمر کشف به سیاره “زحل” نام قهرمان اساطیری یونان که به دستور “زئوس” خدای خدایان به بر دوش کشیدن زمین محکوم شده بر روی این قمر گذاشته شده است. Atlas
افلیا نام یکی از پانزده قمر “اورانوس” که در دهخه 1980 م . کشف شده است. نام یکی از قهرمانان نمایشنامه “هملت” اثر ویلیام شکسپیر ، بر روی این قمر گذاشته شده است. ophelia
اقمار گالیله‌ای چهار قمر “یر” ، “اروپا” ، “گانیمید” و “کالیستو” که در سال 1610 م. بوسیله “گالیله” کشف شده‌اند. قمر این چهار قمر به ترتیب 3640 ، 310 و ، و5 ، 850 و 4 کیلومتر است. این چهار قمر را با نمادهای JIV,JIII,JII,JI نیز نشان می‌دهند که ترکیبی از اعداد یک تا چهار رومی و حرف اول نام اروپایی مشتری (حرف J) است. Galilean moons
الیمیوس یکی از چهار آتشفشان خاموش مریخ و بلندترین کوه سرتاسر منظومه خورشیدی. نام اساطیری پرورش دهنده دوران کودکی “زئوس” خدای خدایان یونان ، بر روی این آتشفشان گذاشته شده است. Olympus
امبریل نام یکی از قمرهای “اورانوس” که قطری در حدود 190و1 کیلومتر دارد. Umbriel
انسلادوس یکی از قمرهای “زحل”. Enceladus
اورمزد نام باستانی سیاره مشتری که از مخفف نام “اهورامزدا” خداوندگار زرتشتیان اخذ شده است و همچنین نام روز اول از هر ماه خورشیدی.
ایکاروس سیارکی واقع در حد فاصل عطارد و خورشید که نزدیکترین جسم آسمانی به خورشید است. نام اساطیری رب النوع “ایکاروس” که با بالهائی از موم به سوی خورشید پرواز نمود، بر روی این سیارک گذاشته شده است. Icarus

بدر ماه تمام ، ماه شب چهارده ، آیبک ، اهله قمر. full moon
پاسیفا یکی از شانزده قمر “مشتری”. Pasi phae
پالاس دومین سیارکی که در سال 1802 م. کشف شده و فاصله متوسط آن از خورشید 8/2 واحد نجومی است. Pallas
پاندورا یکی از هفده قمر “زحل” نام اساطیری “پاندور” نخستین زنی که توسط “زئوس” خدای خدایان یونان باستان خلق شد، بر روی این قمر گذاشته شده است. Pandora
پرومتئوس یکی از هفده قمر “زحل” نام این قمر از نام “پرومته” یکی از پادشاهان اساطیری “کولوفون” اخذ شده است. Prometheus
پورتیا یکی از قمرهای سیاره “اورانوس” که در سال 1986 م. هنگام عبور سفینه “ویه جر (Voyager)” نزدیکی سیاره ، کشف شده است. Portia
پوک یکی از پانزده قمر سیاره “اورانوسگ که در سال 1985 م. هنگام عبور سفینه “و به جبر (Voyager)” از نزدیکی سیاره ، کشف شده است. Puck
تالاسا یکی از هشت قمر نپتون. The Lassa
تبه یکی از قمرهای شانزده گانه “مشتری” نام اساطیری دختر پادشاه “کولوفون” بر روی این قمر گذاشته شده است. Thebe
تتا – نهر ستاره‌ای با قدر ظاهری 1/3 واقع در صورت فلکی “نهر (جوی)” که بعضا “آخر النهر” نیز نامیده شده است. Theta-Eridani,.Eri
تتیس یکی از هفده قمر “زحل”. Tethys

تریتون بزرگترین قمر از قمرهای هشت گانه نپتون که با دمایی منفی 235 درجه سانتی گراد ، سردترین جسم منظومه خورشیدی است. Trition
تلستو یکی از اقمار هفده گانه “زحل” نام اساطیری یکی از چهل و یک فرزندی که از ازدواج دختران “تتیس” و “اقیانوس” ، قهرمانان اساطیری با خدا ، این افرباد شبه متولد شدند ، بر روی این قمر گذاشته شده است. Telesto
تیتان بزرگترین قمر از قمرهای هفده گانه “زحل” و تنها قمری که پیرامون آن “جو” مشاهده می‌شود. Titan
تیتانیا یکی از پانزده قمر در اورانوس با قطر 610 و 1 کیلومتر نام این قمر از نام عمومی شش دختر رب النوع اساطیری آسمان (اورانوس) اخذ شده است. Titania
تیر شهاب پدیده نورانی حاصل از برخورد شهابواره‌های جامد با جو زمین بر اثر مقاومت هوا و وجود مالش زیاد. سرعت تیرهای شهاب نزدیک 80 کیلومتر در ثانیه است و در حدفاصل 80 تا 150 کیلومتری سطح زمین مرئی می‌گردند. Falling star, meteor

فوبوس نام یکی از اقمار دو گانه سیاره “مریخ” که با قطری در حدود 16 کیلومتر و 5900 کیلومتر فاصله از سطح سیاره هر 7 ساعت و 39 دقیقه یکبار به دور میخ می‌گردد. نام فوبوس به معنی ترس و نام یکی دو صحابه رب النوع اساطیری چنگ (مریخ) ، بر روی این قمر گذاشته شده است. Phobos
فوبه یکی از اقمار “زحل” که از سطح سیاره 106×16 کیلومتر فاصله دارد. نام فوبه به معنی درخشنده و نام دختر قهرمانان اساطیری یونان “اورانوس” و “گایا” بر روی این قمر گذاشته شده است. Phoebe
کالیپسو نام یکی از هفده قمر زحل. Calypso
کالیستو یکی از اقمار گالیله‌ای. سیاره مشتری که با قطری در حدود 4850 کیلومتر ، دومین قمر بزرگ سراسر منظومه خورشیدی است. مقایسه قطر کابیستو با قطر 4880 کیلومتری سیاره عطارد نشانگر عظمت و بزرگی این قمر است. در فاصله کالیستو از سطح سیاره مشتری 1880000 کیلومتر است. Callisto , JIV
کبوتر ، حمامه مواد طبیعی غیر آلی و جامد که در پوسته بیرونی زمین ، سنگهای آسمانی و سنگهای ماه و سیارات یافت می‌شوند. Columba
کردلیا یکی از پانزده قمر اورانوس که در سال 1986 م. و به دنبال دیوار شفینه “ویجر- 2 (Voyager2) از سیاره کشف شد. Cordelia
کرسیدا یکی از پانزده قمر اورانوس که در سال 1986 م. و به دنبال دیدار سفینه “ویجر- 2 (Voyager2) از این سیاره کشف شد. Cresside
کسوف حلقوی هرگاه ماه به هنگام کسوف (خورشید گرفتگی) آنقدر از زمین دور باشد که اندازه قرص ظاهری آن از قرص خورشید کوچکتر به نظر برسد، نور خورشید همچون حلقه‌ای پیرامون ماه مشاهده می‌شود. annular eclipse
لدا یکی از شانزده قمر سیاره “مشتری”. Leda
لیستیا یکی از شانزده قمر سیاره مشتری. Lysithea
متیس یکی از شانزده قمر سیاره مشتری. Metis
میراندا یکی از پانزده قمر اورانوس که از نظر شکل ظاهری ، کره‌ای ناهمگن و صیقل نیافته است. احتمال می‌رود که اصابت شد “یک جسم آسمانی بزرگ با قمر اولیه موجب از هم پاشیدگی هر دو چسم شده و سپس خرده‌های باقی مانده – در غیاب حرارت کافی برای ذوب مجدد و ایجاد شکل منظم – بر اثر گرانش چون توده‌ای کلوخ مانند در هم تنیده شده باشند. Miranda
میماس یکی از هفده قمر زحل 188000 کیلومتر از مرکز سیاره فاصله دارد. Mimas
نایاد یکی از هشت قمر “نپتون”. Naiad
نرئید یکی از هشت قمر سیاره نپتون که هر 360 روز یکبار به دور آن می‌گردد. در خروج از مرکز “مدار این قمر 75/0 است، از همین رو حداقل فاصله آن از سیاره (1175000 کیلومتر) با حداکثر فاصله آن (11000000کیلومتر) بسیار اختلاف است. Nereid
نستور از جمله سیارکهای منظومه خورشیدی که اوج مدار آن از مدار مشتری فراتر است. Nestor , 659 Nestor
هرمس نام سیارکی که در دهم اکتبر سال 1937 م. از فاصله‌ای بسیار نزدیک به زمین (حدود 800 کیلومتری آن) عبور نمود. Hermes
هلن یکی از هفده قمر زحل. Helen
هیپریون یکی از اقمار هفده گانه زحل که قمری در حدود 480 کیلومتر دارد. Hyperion
هیمالیا یکی از شانزده قمر سیاره مشتری. Hymalia
پاپتوس یکی از هفده قمر زحل. Iapetus

یو یکی از اقمار گالیله‌ای و سیاره مشتری با قطری حدود 3640 کیلومتر واقع در فاصله متوسط 421600 کیلومتری سطح سیاره. Io,JI
مقارنه سفلی در مورد سیاره‌های زهره و عطارد ، مقارنه ، دو نوع است. یکی مقارنه سفلی و آن زمانی است که سیاره بین خورشید و زمین قرار گرفته ، و دیگری مقارنه علیا و آن وقتی است که خورشید بین زمین و سیاره واقع است. Inferior Conjuction
مقارنه علیا Superior Conjunction
مقابله وقتی که خط واصل از زمین به خورشید و از زمین به ماه یا یک سیاره ، دقیقا در یک راستا اما در دو جهت مختلف قرار داشته باشند، گفته می‌شود که ماه و یا سیاره در حالت مقابله‌اند. در چنین حالتی طول خورشید و سیاره بر روی کره سماوی 180 درجه مختلف خواهند داشت. Oppasition
حرکت مداری زمین به دور خورشید زمین دارای دو حرکت واقعی است؛ یکی حرکت وضعی و یا حرکت دورانی آن حول محورش ، که موجب حرکت ظاهری روزانه خورشید است و دیگری حرکت انتقالی و یا مداری سالیانه به دور خورشید که موجب پیدایش حرکت ظاهری سالانه خورشید در امتداد دایره البروج ، می‌باشد. The Earth’s Orbital Motion Round the Sun
نقطه حضیض در حوالی دوازدهم دی ماه (دوم ژانویه) زمین به نقطه‌ای می‌رسد که دارای نزدیکترین فاصله از خورشید است، در این حالت گفته می‌شود که زمین در نقطه حضیض است. Perihelion
نقطه اوج در حوالی یازدهم تیرماه (دوم ژوئیه) زمین به نقطه‌ای می‌رسد که دارای دورترین فاصله از خورشید است که نقطه اوج نام دارد. Aphelion
نقطه حضیض خورشیدی وقتی که زمین نسبت به خورشید در نقطه حضیض است، در آن صورت خورشید نسبت به زمین ، در نقطه حضیض خورشیدی است. Perigee
اوج خورشیدی وقتی زمین نسبت به خورشید در نقطه اوج است، خورشید نسبت به زمین در اوج خورشید است. Apogee
خط حد دوری و نزدیکی خط واصل بین دو نقطه حضیض و اوج ، به نام خط حد دوری و نزدیکی مرسوم است. Apse Line
فصول در طول مدتی که زمین در مسیر بیضی شکل ، به دور خورشید می‌گردد، امتداد محور آن به موازات خود باقی مانده و زاویه آن با سطح مدار در حدود 55/ ْ 66 است، مایل بودن محور چرخشی زمین نسبت به سطح مداری آن ، موجب بوجود آمدن فصول است. The Seasons

ماه گرفتگی در خسوف (ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه‌اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می‌کشد. سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن 1،3a80،000 کیلومتر است. طول این سایه ، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود 40000 کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر می‌کند. خسوف زمانی اتفاق می‌افتد که ماه وارد مخروط سایه زمین شود. Eclipses
حرکت قهقرایی مدار ماه محور عمود بر مدار ماه یک مخروطی را در حدود کمی کمتر از 19 سال به دور محود عمود بر دایره البروج می‌پیماید. این اثر به نام حرکت قهقرایی مدار ماه نامیده می‌شود. این اثر به همراه دو پدیده مذکور در فوق موجب رقص محوری ، محور زمین در مسیر حرکت تقدیمی آن می‌شود. Rgression of the Moon ‘s Orbit

حرکت تقدیمی عمومی حرکت تقدیمی ناشی از اثر ماه و خورشید و حرکت تقدیمی سیاره‌ای ، به عنوان تغییرات دراز مدت شناخته شده‌اند. مجموعه دو حرکت تقدیمی ، به نام حرکت تقدیمی عمومی معروف است. General Precession

مریخ (بهرام) مریخ ، سیاره سرخ فام منظومه شمسی ، نصف زمین قطر دارد و مساحت سطح آن برابر با مساحت خشکیهای روی زمین است. درست مانند زمین ، یخهای قطبی ، دره‌های عمیق ، کوه ، غبار ، طوفان و فصل دارد. در دشتهای آن مانند ماه ، گودالهای برخوردی حاصل برخورد سنگهای آسمانی دیده می‌شود. با وجود اندازه کوچکش ، بلندترین کوه و بزرگترین دره منظومه شمسی در این سیاره پیدا شده است. Mars
عطارد (تیر) عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است. از اینرو ، دمای آن در روز به 400 درجه سانتیگراد می‌رسد. در این دما سرب هم ذوب می‌شود. شبها دما افت می‌کند و احتمالا تا 200 درجه سانتیگراد پایین می‌آید. عطارد جو ندارد و نمی‌تواند گرما را نگه دارد. از اینرو دمای شب و روز آن تفاوت زیادی باهم دارند. یک بار چرخش آن به دور خود 59 روز و یک بار گردش آن به دور خورشید 88 روز طول می‌کشد. مدار عطارد کاملا به شکل بیضی است و در نتیجه فاصله آن از خورشید بین 47 تا 69 میلیون کیلومتر تغییر می‌کند. این سیاره کوچک اندکی از ماه بزرگتر است. Mercury

مشتری (برجیس) مشتری که نزدیکترین سیاره غول پیکر به خورشید است، از نظر بزرگی و جرم در مقام اول جای دارد. هنگامی که در آسمان پدیدار می‌شود، به غیر از زهره از تمام ستارگان و سیاره‌های دیگر ، نورانی تر دیده می‌شود. اشکال گوناگونی در مشتری دیده می‌شود که حتی با یک تلسکوپ کوچک نیز قابل رویت است. مثلا لکه بزرگ سرخ رنگی می‌توان در آن دید. موقعی که به مشتری نگاه می‌کنیم، فقط ابرها و توفانهای جو فوقانی آن را می‌بینیم. حتی تلسکوپهای مستقر در سفینه‌های فضایی نمی‌توانند از سطح پنهان در زیر هزاران کیلومتر گاز تیره جو آن تصویر بدست آورند. Jupiter

زحل (کیوان) زحل از جنبه‌های زیادی شبیه مشتری است، جز اینکه در اطراف آن چندین حلقه شگفت انگیز وجود دارد. جرم زحل ، صد بار بیش از جرم زمین است. و لی تقریبا تمام ماده آن به شکل گاز است و صخره‌ای نیست. لایه‌های ابری جو آن مانند ابرهای مشتری واضح نیستند. اما وجودشان حتمی است. ده قمر در اطراف زحل وجود دارد. قطر یکی از آنها که تیتان نامیده می‌شود، حدود 6000 کیلو متر است. از این رو بزرگترین قمر در منظومه شمسی به حساب می‌آید. تیتان خود دارای جوی است که از متان و آمونیاک تشکیل یافته است. Saturn

نپتون نپتون هشتمین سیاره نزدیک به خورشید و چهارمین غول گازی است. از لحاظ اندازه و ساختار شبیه به سیاره همسایه‌اش ، اورانوس ، می باشد. جو آبی رنگ و درخشان این سیاره بخاطر وجود گاز متان در آن است. شکلهای ابر مانند متعدی روی این سیاره وجود دارند که مهمترین آنها لکه سیاه بزرگ نام دارد. این لکه ، مجموعه طوفانی عظیمی به بزرگی کره زمین است. شکلهای ابر مانند نپتون ، توسط سریعترین بادهای منظومه شمسی با سرعتی معادل 2200 کیلومتر در ساعت (1370 مایل در ساعت) جابجا می‌شوند. زیر این ابرها ، جبه‌ای از یخ و گاز و هسته‌ای سنگی و کوچک قرار دارد. Nepton

پلوتون نهمین سیاره منظومه شمسی ، پلوتون (سیاره تنها) در سال 1930میلادی توسط کلاید تامباو از طریق عکسبرداریهای متوالی کشف شد. مقایسه عکسهای یک ناحیه ثابت از آسمان در شبهای مختلف نشان می‌داد که این اجرام آسمانی طی یک فاصله زمانی معین ، نسبت به ستارگان زمینه تغییر مکان می‌دهد. از همین رو وجود آن به عنوان یک سیاره جدید ، تأیید شد.

تمام قمر های منظومه ی شمسی
عطارد وزهره قمر ندارد ولی زمین یک قمر به نام ماه دارد به قطر 3659 کیلومتر وسیاره ی مریخ دوقمر دارد فوبوس با 12 کیلومتر قطر و دیموس هم 8 کیلومتر قطر دارد مشتری 63 قمر دارد که 47 قمر بی نام وقمر های کارم متیس سینوب لیسیتیا انانک لدا آدرستیا الادا پاسیفا آملتیا هیمالیه تب یو یروپا کالیستو گانیمد را شامل می شود
زحل 60 قمر دارد 36 قمر بدون نام و سیارنک هلن آلبیوریکس اطلس یان تلستو پالیاک کالیپسو یمیر کیو1 ناروس ایجیراک اریاپو پرومتئوس پاندورا فوئب جانوس اپیماتئوس میماس های پریون انکلادوس رئا لیتوس دیان تتیس تیتان است
اورانوس دارای قمر هایی به نام اونلیا -کوردلیا – ستبوس- پروسپرو – پردیتا- مب – استفانو – کاپید – فرانسیسکو – فردینانو – ماز گریت – ترینکولو- کالپبان – ژولیت – بلیندا – کرسیدا -روزالیند – دسدیمونا- بیانکا – سیکوراکس – پاک – پورتیا – میراندا – تیتانیا – اوبر نون – آمبریل و آوریل
ونپتون دارای 8 قمر به نام های صامنا تالاسا لاریسا گالاتیا دزپینا پورتئوس نرئید و تریتون می باشد
پلوتون دارای 3 قمر میباشد به نام های نیکس هیدرا وشارون وقمر آریس به نام 20051/sاست

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر

پروژه دانشجویی مقاله چرا خون در رگ ها لخته نمی شود ولی در بیرون

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله چرا خون در رگ ها لخته نمی شود ولی در بیرون رگها لخته می شود؟ در pdf دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله چرا خون در رگ ها لخته نمی شود ولی در بیرون رگها لخته می شود؟ در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله چرا خون در رگ ها لخته نمی شود ولی در بیرون رگها لخته می شود؟ در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله چرا خون در رگ ها لخته نمی شود ولی در بیرون رگها لخته می شود؟ در pdf :

چرا خون در رگ ها لخته نمی شود ولی در بیرون رگها لخته می شود؟

همان طور که می دانیم انعقاد خون یک رخداد طبیعی می باشد که باعث قطع خونریزی پس از جراحت می شود. برای مثال زمانی که ما به زمین می خوریم و زانوی ما خراشیده می شود، مشاهده می شود که پس از مدتی لایه ای تیره رنگ بر روی زخم ما درست می شود. این لایه همان خون خارج شده از زانوی ما به هنگام آسیب رسیدن است که حالا لخته شده است. این عمل یعنی لخته شدن خون توسط پلاکتها Platelets انجام می شود .

در بیماری کرونری قلب هم یک سری لخته خونی درست می شود، البته نه به خاطر جراحت خارجی بلکه به خاطر رسوب چربی در دیواره داخلی عروق. دیواره عروق به طور طبیعی صاف هستند و هیچ نقطه ای وجود ندارد که در آنجا امکان ایجاد لخته خون باشد. در اثر تصلب شرایین، دیواره رگها این ویژگی خود را از دست می دهند. و جایی که چربی رسوب کرده است، باعث تخریب سطح داخلی رگ می شود.

کلسترول یا چربی با تراکم کم Low Density Lipoprotein or LDL
کلسترول از جمله آن موادی است که برای بدن لازم است، اما به مقدار بسیار ناچیز؛ به عبارتی کلسترول اضافی باعث بروز بیماریهای قلبی و عوارض زیادی می شود. این ماده در زرده تخم مرغ، روغن جامد، گوشت قرمز، میگو و ;. موجود می باشد. مصرف بیش از حد مواد غذایی فوق باعث بالا رفتن میزان کلسترول خون می شود که این عامل باعث می شود تا کلسترول در رگهای خونرسان قلب رسوب کرده و مانع عبور خون به راحتی به قلب می شوند؛ به عبارتی باعث تنگ شدن شریانهای بدن یا تصلب شریانها Atherosclerosis می شوند. این عامل که مدت طولانی طول می کشد – در حدود 20 سال – یکی از بیماریهای شریانهای کرونری Coronary Artery Disease می باشد.

پس از تشکیل رسوب لایه درونی شریان که از جنس سلولهای مخاطی می باشد دیواره شریان کلاهکی رشته ای درست می کند و آنرا دور تا دور رسوبات درست می کند که تمامی این عوامل آسیب زیادی به شریان وارد می کند. پس از چندی با فشار زیادی که رسوبات به کلاهک وارد می کنند، آن را پاره کرده و باعث زخم شدن و آسیب شدید به دیواره سرخرگ می شوند. این عامل سبب می شود تا پلاکتهای موجود در خون ( که به لخته شن خون کمک می کنند ) به آن محل بیایند.

پلاکتها سعی می کنند تا جراحت را برطرف کنند و در مواقعی که زخم زیاد جدی نیست برطرف شده و مشکلی پیش نمی آید، اما اگر آسیب دیدگی وخیم باشد، پلاکتها هیچ کاری نمی توانند بکنند و خون را لخته می کنند. با لخته شدن خون راه شریان بسته شده و خون دیگر نمی تواند عبور کند و شریان کرونری به طور کامل بسته می شود و چون شریانهای کرونری خون را به عضلات قلب می رساند و عضلات قلب بدون خون نمی توانند فعالیت کنند از کار می افتند و حمله قلبی یاMyocardial Infraction رخ می دهد.

 

خون ما مخلوط پیچیده‌ای از قطعات جامد شناور درون مایع است. قطعات جامد آن همان گلبول‌های قرمز، سفید و پلاکت‌ها هستند. بخش مایع خون هم پلاسما نام دارد که بی‌رنگ است و عمده آن از آب تشکیل شده که البته پروتئین‌های مهمی چون پروتئین‌های مسئول انعقاد، غذا و املاح معدنی و البته گازهای دفعی به وسیله آن حمل می‌شوند انعقاد خون عملی

است که برای جلوگیری از اتلاف خون در هنگام ایجاد زخم صورت می‌گیرد. خون در محل بریدگی منعقد می‌شود و سدی را پدید می‌آورد که مانع خروج خون می‌شود. حتی زمانی که خون در داخل بدن نیز از درون رگها خارج شود، منعقد می‌شود. عمل انعقاد شامل تشکیل لخته است که از مایع خون که در این حالت به آن سرم گفته می‌شود جدا می‌شود. لخته خون

شامل یک شبکه تور مانند است که سلولهای خون بخصوص گلبولهای قرمز و پلاکتها به این شبکه‌ها می‌چسبند. در بدن این رشته‌ها از پروتئین مخصوصی به نام فیبرین تشکیل شده‌اند. فیبرین که پروتئینی نامحلول است از پروتئین دیگری به نام فیبرینوژن درست می‌شود که در پلاسما محلول است. در پلاسما پروتئین دیگری به نام پروترومبین وجود دارد که به کمک

ویتامین K در کبد ساخته می‌شود. پروترومبین در اثر ماده فعال کننده‌ای که در هنگام انعقاد خون بوجود می‌آید به ترومبین تبدیل می‌شود و وجود یون کلسیم نیز برای این تبدیل لازم است. ماده فعال کننده پروترومبین از سلولهای مجروح بدن و بویژه پلاکتهای صدمه دیده آزاد می‌شود. ترومبین حاصل با یک عمل آنزیمی فیبرینوژن را به فیبرین تبدیل می‌کند. بیشتر عوامل

انعقادی در کبد ساخته می‌شوند. برای مثال، پروتئینی در پلاسمای خون وجود دارد که مدام به وسیله سلول‌های کبدی ساخته می‌شود. این پروتئین موجب می‌شود مولکول‌هایی موسوم به “فیبرینوژن” که در پلاسما هستند، تکثیر پیدا کنند و به هم متصل شوند و رشته‌ای را به نام “فیبرین” بسازند. این رشته‌های فیبرین گلبول‌های قرمز، گلبول‌های سفید و پلاکت‌ها را در محل خون‌ریزی به دام می‌اندازند و در عرض چند دقیقه، توده‌ای نرم و ژله مانند به نام “لخته ی خون” به وجود می‌آید که

محل پارگی رگ را پرُ می کند. وقتی پوست‌مان آسیب می‌بیند و رگ خونی پاره می‌شود، باکتری‌ها در محل پارگی رگ، تجمع کرده و سعی می‌کنند از محل نشت خون وارد بدن شوند. برای همین گلبول ‌های سفید خون از جدار رگ خارج شده و به باکتری‌های مهاجم حمله می‌کنند. شاید این سئوال در ذهن‌تان شکل بگیرد که «اگر آن پروتئین مسئول انعقاد خون، همواره در پلاسمای خون است، پس چرا خون همواره در گردش طبیعی است و منعقد نمی‌شود؟» درست است. اما هم

پلاکت‌ها و هم پروتئین پلاسما به صورت غیر فعال در خون ما قرار دارند و عامل محرکی لازم است تا آنها را فعال کند. آن عامل محرک، آسیب به دیواره عروق(پارگی رگ) است، که یک پیغام از سوی بافت آسیب دیده به عوامل انعقادی می‌رساند تا روند انعقاد را شروع کنند. گاهی نیز آسیبی داخلی مانند آسیب به خود پلاکت‌ها و تخریب آنها موجب می‌شود ماده‌ای را از خود آزاد کنند که به فاکتورهای انعقاد خون، پیام شروع بدهد. اگر یکی از فاکتورهای انعقادی آن روز غایب باشد یا کارش را درست

انجام ندهد، انعقاد خون به مشکل بر می‌خورد و خون زیادی از دست می‌دهیم. بیماران هموفیلی یکی از فاکتورهای انعقاد خون را ندارند و برای همین دچار مشکل می‌شوند. از این گذشته چون عوامل انعقاد خون در کبد ساخته می‌شوند، اگر کبد، بیمار باشد مانند هپاتیت یا سیروز کبدی، روند انعقاد خون مختل می‌شود. حتی کاهش ذخیره ویتامینی در کبد مانند کمبود ویتامین K ، می‌تواند به کاهش تولید عوامل انعقادی در کبد بیانجامد.
انعقاد طبیعى خون، با تعادل فیزیولوژیک بین فاکتور هاى پیش انعقادى و فاکتور هاى ضدانعقادى ایجاد مى شود. روند انعقاد خون، پیچیده و جالب است و مولکول ها و ساختار هاى فراوانى در ارتباط با آن هستند همان طور که انعقاد صحیح و به موقع خون، باعث بقاى زندگى و ممانعت از اتلاف بیش از حد خون مى شود، جلوگیرى از انعقاد بى مورد خون هم داراى اهمیت فوق العاده زیادى است. به علاوه هنگامى که به هر علتى یک لخته خون در بدن تشکیل مى شود. بلافاصله باید واکنش هایى در جهت حل کردن لخته و ترمیم ضایعه احتمالى فعال شوند. در یک فرد سالم، همه این فرآیند ها و واکنش ها در حال تعادل هستند. خون بى دلیل لخته نمى شود، در صورت نیاز به فرآیند انعقاد خون، واکنش هاى مربوطه به سرعت انجام شده و خون به موقع لخته مى شود و سپس ظرف مدت زمانى منطقى و مطلوب، لخته تشکیل شده تحلیل مى رود و همه چیز به جاى اولش برمى گردد.

 

انحراف از مسیر هاى طبیعى در همه این موارد، به بروز بیمارى ها و عوارضى مى انجامد که در کل در مقوله بیمارى هاى انعقاد خون یا هموستاز مورد بحث قرار مى گیرند. اولین اتفاقى که متعاقب آسیب رگ هاى بدن رخ مى دهد، انقباض این رگ ها ست. انقباض عروق آسیب دیده و کم شدن قطر آنها باعث مى شود میزان خونریزى بلافاصله متعاقب آسیب کاهش چشمگیرى پیدا کند. پلاکت ها سلول هاى بسیار کوچک و بدون هسته اى هستند که به تعداد نسبتاً زیاد (150 هزار تا 450 هزار عدد در هر میلى متر مکعب) در خون وجود دارند و همراه با خون در همه رگ هاى بدن گردش مى کنند. وجود پلاکت هاى سالم و فعال، براى انعقاد خون به خصوص در آسیب سرخرگ هاى بدن که با خونریزى زیادى همراه است، ضرورى است.

پلاکت ها در محل آسیب، مستقیماً به دیوار ه رگ ها مى چسبند. تجمع پلاکت ها به تشکیل توده کوچکى مى انجامد که در صورت جزیى بودن آسیب، مى تواند جلوى خونریزى را بگیرد، اتفاق مهم ترى که متعاقب اتصال پلاکت ها رخ مى دهد، فعال شدن آنها و آزاد شدن موادى است که باعث پیشرفت مراحل بعدى انعقاد خون مى شوند. تجمع پلاکت ها، باعث شکل گیرى ساختارى موسوم به میخ پلاکتى بر روى منطقه آسیب دیده مى شود. این ساختار امکان قطع خونریزى هاى کوچک را

در مدت زمانى اندک و بدون درگیر شدن واکنش هاى پیچیده انعقادى، فراهم مى آورد. پس از اتصال پلاکت ها به دیواره رگ، آزاد شدن یک سرى مواد از آنها به همراه عملکرد فاکتور هایى که از بافت هاى آسیب دیده آزاد مى شوند، واکنش هاى زنجیره اى رخ مى دهند که نتیجه آنها تبدیل مولکول محلول در آب فیبرینوژن به یک پروتئین رشته اى غیرمحلول در آب به نام فیبرین است. رشته هاى فیبرین به صورت متقاطع قرار گرفته و یک شبکه تورى مانند را پدید مى آورند سلول هاى خون به خصوص گلبول هاى قرمز در این شبکه تورى گیر مى کنند و آنچه در آخر کار به دست مى آید، همان لخته خون است که محل آسیب دیده رگ را مى پوشاند.

 

براى تبدیل شدن فیبرینوژن به فیبرین، چندین واکنش یکى پس از دیگرى رخ مى دهند. حداقل سیزده فاکتور براى تحقق انعقاد خون به طور طبیعى مورد نیاز هستند. کمبود یا ناکارا بودن هر یک از آنها مى تواند به اختلال در لخته شدن طبیعى خون بینجامد. به عنوان مثال هموفیلى A و B که دو بیمارى ارثى خونریزى دهنده هستند، به ترتیب به علت کمبود فاکتور هاى هشت و نه رخ مى دهند. هر چند مسیر واکنش هاى انعقاد خون پیچیده به نظر مى رسد، ولى همین تعدد فاکتور هاى دخیل در این فرآیند، امکان تنظیم و کنترل آن را در سطوح مختلف فراهم مى کند.

 

ایجاد لخته ، حاصل برهم کنشهای متوالی ، منظم و پیچیده بین گروهی از پروتئینهای پلاسما ، پلاکتهای خون و مواد آزاد شده از بافتها می‌باشد. که نقش آنها در بند آمدن خونروی و حفظ خونروی و حفظ حالت هموستاز بدن می‌باشد.

اطلاعات اولیه
در سالهای اخیر تحقیقات زیادی بر روی تمام جوانب سیستم انعقاد خون انجام گرفته و با دستیابی فزاینده به فاکتورهای خالص انعقادی ، امکان مطالعه مستقیم برهم کنشها و شرایط انجام آنها ، برای هر فاکتور خاصی فراهم شده است. از آن طریق ، برهم کنشهای جدیدی مشخص شده است که از آن جمله می‌توان واکنشهای متقاطع که مسیرهای داخلی و خارجی انعقاد را بهم مربوط می‌کنند و حلقه‌های مهم فیدبک منفی و مثبت که در مراحل مختلف روند آبشاری انعقاد موثراند اشاره نمود. همچنین در چند سال گذشته ، برای بسیاری از فاکتورهای انعقادی ، DNA مکمل ار راههای DNA نوترکیب مربوطه تهیه شده و ساختمان اولیه اسیدهای آمینه آنها تعیین شده است.

مکانیسم انعقاد
سیستم انعقاد خون با فعال شدن فاکتور XII یا VII و یا هر دو شروع می‌شود. اما هنوز معلوم نیست که فعال کننده خود اینها چیست. اینها هم موجب فعال شدن پروتئینی به نام ترومبین می‌گردند. تشکیل ترومبین یک حادثه بحرانی در روند انعقاد خون تلقی می‌شود. ترومبین مستقیما قطعات پپتیدی را از زنجیره‌های و مولکول فیبرینوژن می‌شکند و ایجاد منومرهای فیبرینی می‌کند که متعاقبا به صورت یک لخته فیبرینی پلی‌مریک بسیار منظم درمی‌آیند.

به علاوه ترومبین به عنوان یک محرک فیزیولوژیک بسیار قوی برای فعال شدن پلاکتها عمل می‌کند. پلاکتها در حضور یون کلسیم ، پروترومبین را به ترومبین تبدیل می‌کنند و همین باعث افزایش مقدار ترومبین و در نتیجه شدت واکنشها می‌گردد. نقطه پایان این واکنشها ، ایجاد پلیمر فیبرین است که هنوز قوام کمی دارد اما برهمکنشهای الکتروستاتیک ما بین مولکولهای منومر فیبرین مجاور ، باعث استحکام آن می‌شود.

 

پایدار شدن نهایی لخته خون با فعال شدن فاکتور XIII یا همان فاکتور پایدار کننده فیبرین صورت می‌گیرد که شامل ایجاد پیوند کووالانسی ما بین اسید آمینه‌های لیزین با گلوتامین بین زنجیرهای و مجاور هم در مولکولهای فیبرین می‌باشد. نیز فاکتور XIII می‌تواند یک مهار کننده فیزیولوژیک فیبرینولیز را به لخته فیبرین با پیوند کووالانسی متصل می‌کند و در نتیجه لخته مربوطه در مقابل اثر لیزکنندگی پلاسمین حساسیت کمتری خواهد داشت. چنانچه در طی تشکیل لخته ، پلاکت باشد، لخته ایجاد شده کاملا جمع یا منقبض می‌شود و علت آن انقباض یک پروتئین پلاکتی است.

 

مهار کننده‌های طبیعی انعقاد
1 آنتی ترومبین III: با ترومبین به صورت یک به یک جمع شده و آن را از فعالیت باز می‌دارد.
2 کو فاکتور IIهپارین: این نیز به عنوان مهار کننده ترومبین می‌باشد، کمبود ارثی این ، می‌تواند موجب ترامبوز شود.
3 آلفا ماکروگلوبین: از جنس گلیکوپرتئین است و باز هم فعالیت ترومبین را باز می‌دارد.
4 پروتئین C: وجود نیاز به ویتامین K دارد که بوسیله ترومبین فعال شده و موجب انعقاد می‌شود.
5 پروتئین S: به عنوان کو فاکتور همراه پروتئین C عمل می‌کند و برای وجودش ، نیاز به ویتامین K است.

فیبرینولیز طبیعی
تشکیل لخته باعث قطع خونریزی از عروق صدمه دیده و مجروح می‌شود اما نهایتا باید برای برقراری مجدد جریان خون ، لخته ایجاد شده از سه راه برداشته شود. این عمل با حل شدن لخته بوسیله سیستم فیبرینولیتیک انجام می‌شود. آنزیمی به نام پلاسمین بطور متوالی برخی پیوندها را در مولکول فیبرین شکسته و باعث آزاد شدن محصولات پپتیدی و د ر نتیجه حل شدن لخته می‌شود. مکانیسمهای متعددی می‌توانند در ایجاد پلاسمین فعال دخیل باشند که در همه آنها فاکتورهای خاص انعقاد موجب تبدیل این پروتئین از شکل غیر فعال به فعال می‌شود یعنی پلاسمینوژن به پلاسمین.
اختلالات مادرزادی انعقاد خون
هموفیلی A
هموفیلی A ، شایع‌ترین اختلال مادرزادی مربوط به فاکتورهای انعقادی است. که در اکثر کمبود فاکتور انعقادی VIII ایجاد می‌شود. ژن سازنده این پروتئین بر روی کروموزوم X فرد مبتلا قرار دارد و بنابراین ، در درجه اول ، مردان همی‌زیگوت را گرفتار می‌کند. با آنکه بطور معمول در ناقلین زن ، تمایل به خونریزی دیده نمی‌شود، اما مواردی هم وجود دارد که در زنان ناقل هم کمبود بالینی فاکتور VIII دیده می‌شود.

این ناهنجاریهای ژنتیکی در افراد با فنوتیپ زنانه عبارتند از یک کروموزوم x ای که دارای ژن هموفیلی می‌باشد و فعال است. و در اثر غیر فعال شدن تصادفی کروموزوم X بطور افراطی (Extreme Lydnijtion) در زن هتروزیگوت ، X سالم غیرفعال شده است. تقریبا در 3/1 هموفیلیها نمی‌توان سابقه خانوادگی هموفیلی را پیدا کرد و به نظر می‌رسد این به دلیل وجود چندین نسل ناقل خاموش یا وقوع یک جهش جدید است.

هموفیلی B
کمبود مادرزادی فاکتور IX یا هموفیلی B نیز ، اختلالی وابسته به کروموزوم X است و میزان شیوه آن حدودا 5/1 شیوع هموفیلی A است و از نظر تظاهرات بالینی ، قطعا نمی‌توان بین هموفیلی A و B فرقی قائل شد. در هر دو ، خونریزیهای داخل مفصلی یا عضلانی ، خونریزی وسیع به دنبال عمل جراحی و عموما کبود شدگی آسان پوست می‌باشد. در هموفیلیها از علل عمده فوت ، وقوع خونریزی داخل جمجمه‌ای است. هموفیلی B نیز اختلال وابسته کروموزوم X است.
بیماری خون ویلبراند
این بیماری به صورت اتوزومی غالب منتقل می‌شود، اما در تعداد کمی از بیماران بنظر می‌رسد که به صورت اتوزومی مغلوب باشد. خونریزی در این بیماران ، مشخصا از پرده‌های مخاطی و نواحی جلدی است. در این بیماری با کمبود فاکتور VW مواجه هستیم که توسط سلولهای آندوتلیوم رگها و مگا کاریوسیتها ساخته می‌شوند و در پلاکتها ذخیره می‌گردند و در موقع لزوم ، از پلاکتها آزاد می‌گردد.
درمان اختلالات مربوط به انعقاد خون
هم اکنون با بکار بردن روش RELP یکی از روشهای قوی از مهندسی ژنتیک به بودن یا نبودن این بیماریها می‌توان در نسل بعد پی برد. همچنین |روش PCR ، توانسته است. با تولید پروتئینهای عامل انواع هموفیلی بعد جایگزینی این پروتئینها در گردش خون ، کمک شایانی به درمان این بیماریها بکند.

مکانیسم عمومی
تقریبا تمام محققین که در زمینه انعقاد خون کار می‌کنند متفق‌القول‌اند که انعقاد خون در سه مرحله اساسی انجام می‌شود:

1 در پاسخ به پاره شدن رگ یا آسیب خود خون مجموعه پیچیده‌ای از واکنشهای شیمیایی پشت سرهم با دخالت بیش از یک دوجین فاکتورهای انعقادی خون در خون انجام می‌شود. نتیجه خالص ، تشکیل مجموعه‌ای از مواد فعال شده است که روی هم فعال کننده پروترومبین نامیده می‌شوند.
2 ماده فعال کننده پروترومبین ، تبدیل پروترومبین به ترومبین را کاتالیز می‌کند.
3 ترومبین به عنوان یک آنزیم عمل کرده و فیبرینوژن را به رشته‌های فیبرین تبدیل می‌کند که پلاکتها ، گویچه‌های سرخ و پلاسما را در بین خود به دام انداخته و لخته را تشکیل می‌دهند.
شروع انعقاد
مکانیسم‌های شروع لخته شدن با ایجاد آسیب در جدار رگ یا بافتهای اطراف ، با آسیب رسیدن به خون یا تماس خون با سلولهای آندوتلیال آسیب دیده و کلاژن و سایر عناصر بافتی در خارج آندوتلیوم وارد عمل می‌شوند. این عوامل در هر مورد منجر به تشکیل فعال کننده پروترومبین می‌شوند که سپس موجب تبدیل پروترومبین به ترومبین و سایر مراحل بعدی لخته شدن می‌گردد. عموما چنین در نظر گرفته می‌شود که فعال کننده پروترومبین به دو روش تشکیل می‌شود اگرچه در حقیقت این دو روش دائما دارای واکنش متقابل با یکدیگر هستند.
1 از راه مسیر خارجی که با وارد شدن آسیب به جدار رگ و بافتهای اطراف شروع می‌شود.
2 از راه مسیر داخلی در خود خون شروع می‌شود.

تبدیل پروترومبین به ترومبین
بعد از آنکه ماده فعال کننده پروترومبین در نتیجه پارگی رگ خونی یا در نتیجه آسیب خود مواد فعال کننده در خون ، تشکیل شد آنگاه فعال کننده پروترومبین می‌تواند در حضور مقادیر کافی یون کلسیم موجب تبدیل پروترومبین به ترومبین شود. ترومبین به نوبه خود موجب پلیمریزاسیون مولکولهای فیبرینوژن و تبدیل آنها به رشته‌های فیبرین ظرف 10 تا 15 ثانیه می‌شود. به این ترتیب عامل محدودکننده سرعت ایجاد انعقاد خون معمولا تشکیل ماده فعال کننده پروترومبین است نه واکنشهایی که بعد از این مرحله قرار دارند.

زیرا این مراحل پایانی در حال طبیعی با سرعت زیاد انجام شده و لخته را تشکیل می‌دهند. پلاکتها نیز نقش مهمی در تبدیل پروترومبین به ترومبین بازی می‌کنند زیرا قسمت زیادی از ترومبین ابتدا به گیرنده‌های ترومبین بر روی پلاکتهایی که قبلا به بافت آسیب دیده چسبیده‌اند منتقل می‌شود. سپس این اتصال تشکیل ترومبین از پروترومبین را تسریع می‌کند و این عمل دقیقا در بافت ، در جایی که لخته مورد نیاز است انجام می‌شود.
ساختمان و غلظت پروترومبین و ترومبین
پروترومبین یکی از پروتئین‌های پلاسما یعنی یک آلفا -گلوبین با وزن مولکولی 700 و 68 است. پروترومبین در پلاسمای طبیعی با غلظت حدود 15 میلی گرم در دسی لیتر وجود دارد و یک پروتئین ناپایدار است که می‌تواند به آسانی به ترکیبات کوچکتر که یکی از آنها ترومبین با وزن مولکولی 700 و 33 یعنی تقریبا نصف وزن مولکولی پروترومبین است تجزیه شود. پروترومبین بطور مداوم بوسیله کبد تشکیل می‌شود و بطور مداوم در سراسر بدن برای لخته شدن خون به مصرف می‌رسد.

هرگاه کبد نتواند پروترومبین تولید کند، غلظت آن در پلاسما در ظرف یک تا چند روز آن قدر کم می‌شود که قادر به ایجاد انعقاد طبیعی خون نیست. کبد برای تشکیل طبیعی پروترومبین و نیز چهار ماده انعقادی دیگر به ویتامین K نیاز دارد. بنابراین با فقدان ویتامین K یا وجود یک بیماری کبدی که از تشکیل طبیعی پروترومبین جلوگیری کند می‌تواند غلظت پروترومبین را به مقادیر آنچنان پایینی کاهش دهد که تمایل به خونریزی ایجاد شود.

فیبرینوژن
فیبرینوژن یک پروتئین با وزن مولکولی زیاد (340000 دالتون) است که با غلظت 100 تا 700 میلی گرم در دسی لیتر پلاسما وجود دارد. فیبرینوژن در کبد تشکیل می‌شود و بیماری‌های کبدی گاهی غلظت فیبرینوژن موجود در گردش خون را کاهش می‌دهند. فیبرینوژن به علت اندازه مولکولی درشتش در حال طبیعی فقط به مقدار مختصری به داخل مایعات میان بافتی نشت می‌کند و چون یکی از فاکتورهای اساسی در روند انعقاد خون به شمار می‌رود لذا مایع بین سلولی در حال عادی لخته نمی‌شود. اما هنگامی که نفوذپذیری مویرگها بطور مرضی افزایش می‌یابد در این حال فیبرینوژن واقعا به مقادیر کافی به داخل مایعات بافتی نشت می‌کند و اجازه می‌دهد که این مایعات نیز به همان روش پلاسما و خون کامل ، لخته شوند.
تبدیل فیبرینوژن به فیبرین (تشکیل لخته)
ترومبین یک آنزیم پروتئینی با خواص پروتئولیتیک است. ترومبین بر روی فیبرینوژن عمل کرده و چهار پپتید با وزن مولکولی کم را از هر مولکول فیبرینوژن جدا می‌کند و یک مولکول مونومرفیبرین تشکیل می‌دهد که دارای این قدرت است که می‌تواند بطور اتوماتیک با سایر مولکولهای مونومرفیبرین پلیمریزه شود. بنابراین ، تعداد زیادی مولکولهای مونومرفیبرین در ظرف چند ثانیه پلیمریزه و به رشته‌های بلند فیبرین تبدیل می‌شوند این رشته‌ها ، شبکه لخته را تشکیل می‌دهند.

در مراحل ابتدایی این پلیمریزاسیون ، مولکولهای مونومرفیبرین توسط پیوندهای ضعیف غیر کووالانسی و هیدروژنی به یکدیگر می‌چسبند و رشته‌های تازه تشکیل شده در یکدیگر نیز فرو نمی‌روند. در نتیجه لخته حاصل بسیار ضعیف بوده و می‌توان به آسانی آن را از هم گسست. در طی چند دقیقه بعد روند دیگری بوجود می‌آید که تورینه فیبرینی را شدیدا محکم می‌سازد. این روند با دخالت ماده‌ای موسوم به فاکتور تثبیت کننده فیبرین به انجام می‌رسد که بطور طبیعی به مقادیر کم در گلوبولینهای پلاسما وجود دارد اما همچنین از پلاکتهای به دام افتاده در لخته آزاد می‌گردد.

قبل از آنکه فاکتور تثبیت کننده فیبرین بتواند اثری روی رشته‌های فیبرین داشته باشد باید فعال گردد همان ترومبین که موجب تشکیل فیبرین می‌شود فاکتور تثبیت کننده فیبرین را نیز فعال می‌کند. سپس این فاکتور فعال شده به صورت آنزیمی عمل می‌کند که موجب ایجاد اتصالات دوجانبه متعدد بین رشته‌های فیبرین مجاور می‌شود و به این ترتیب به مقدار فوق‌العاده عظیمی بر استحکام سه بعدی تورینه فیبرینی می‌افزاید.

لخته خون
لخته از تورینه‌ای از رشته‌های فیبرین تشکیل شده که در تمام جهات سیر می‌کنند و گویچه‌های قرمز خون ، پلاکتها و پلاسما را به دام می‌اندازند. رشته‌های فیبرین به سطوح آسیب دیده جدار رگ نیز می‌چسبند و بنابراین لخته خون به هر سوراخ رگ می‌چسبد و از این راه از خروج خون جلوگیری می‌کند. همین که یک لخته خون شروع به تشکیل شدن کرد، بطور طبیعی در ظرف چند دقیقه به خون اطراف گسترش می‌یابد. یعنی خود لخته موجب شروع یک حلقه معیوب (فیدبک مثبت) برای تولید لخته بیشتر می‌شود. یکی از مهمترین علل این موضوع این حقیقت است که عمل پروتئولیتیک ترومبین به آن اجازه می‌دهد که علاوه بر فیبرینوژن بر روی بسیاری از فاکتورهای انعقادی دیگر خون تاثیر کند.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر

پروژه دانشجویی مقاله نظرگاههای فمینیستی دربارهی تولید مثل و خان

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله نظرگاه‌های فمینیستی درباره‌ی تولید مثل و خانواده در pdf دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله نظرگاه‌های فمینیستی درباره‌ی تولید مثل و خانواده در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله نظرگاه‌های فمینیستی درباره‌ی تولید مثل و خانواده در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله نظرگاه‌های فمینیستی درباره‌ی تولید مثل و خانواده در pdf :

نظرگاه‌های فمینیستی درباره‌ی تولید مثل و خانواده

از نظر تاریخی، تعداد کمی از فلاسفه ای که از عدالت در حوزه ی عمومی سیاست دفاع کرده اند، در مورد عدالت در ساختار خانواده هم اظهار نظر کرده اند. به جای این، بیشتر آنها به خانواده به عنوان حوزه ای مجزا که باید از دخالت دولت برکنار بماند نگریسته اند.

فضای خصوصی و فضای عمومی به دو حوزه ی مجزا تقسیم می شدند که اولی در دسترس اقدامات عمومی قرار نمی گرفت. آنجا که این فلاسفه قدرت خصوصی را در خانواده برحق و مشروع نمی دانستند، بسادگی از آن می گذشتند.
جان استیوارت میل در این میان یک استثنا بود. او در اثرش به نام «انقیاد زنان» اینطور اظهار نظر کرد که نابرابری زنان در خانواده با برابری آنان در اجتماع سازگار نیست. او می گوید: پیامد

های “خودپرستی، خودویژگی ناعادلانه” ای را در نظر بگیرید که در پسران ِ خانواده هایی که تحت تسلط مردانه اداره می شوند پرورانده می شود. به این صورت که “صِرف پسر بودن، حق برتری بر همه ی افراد متعلق به آن نیمه ی دیگر از بشریت را می دهد.” (1988) . چگونه این نوع پسران می توانند به مردانی تبدیل شوند که با زنان بعنوان انسانهای برابرحقوق برخورد می کنند؟ متفکرین فمینیست این برخورد با مفهوم خانواده را بعنوان یک مفهوم متعلق به حوزه ی خصوصی و شخصی، گسترش بخشیده و تعمیق داده اند. در واقع، این فکر که “هر چیز خصوصی، یک موضوع سیاسی است” در مرکز افکار فمینیستی معاصر قرار دارد.
1- چرا خانواده، موضوع ِ بررسی اصول عدالت قرار می گیرد؟
11 – خانواده یک نهاد سیاسی است.
12 – خانواده پیشرفت و تکامل شهروندان آینده را تحت تاثیر قرار می دهد.
13 – خانواده، هم می تواند آزادی زنان را محدود کند و هم راه این آزادی را هموار کند.
2 – ساختارهای خانوادگی چگونه باید مورد ارزیابی قرار بگیرند؟

21 – ارزیابی بر اساس انتخاب.
22 – ارزیابی بر اساس برابری.
23 – منافع کودکان.
3 – انتخاب تولید مثل.

31 – سقط جنین.
32 – بارداری تجارتی (Commercial Surrogacy).
4 – نتیجه گیری.

1 – چرا خانواده موضوع بررسی اصول عدالت قرار می گیرد؟
فمینیستها اینطور اظهار نظر می کنند که حوزه های به اصطلاح خصوصی خانواده یعنی امور جنسی و تولید مثل از سه نظر باید به عنوان بخشی از حوزه ی سیاسی قلمداد شوند و از نظر اصول عدالت مورد بررسی قرار یگیرند:
1 – خانواده یک نهاد سازماندهی شده ی “طبیعی” (natural) نبوده بلکه یک نهاد اجتماعی (social) است که با قوانین اجتماعی تنظیم می شود. بنابراین، دولت نمی تواند در امور خانواده دخالت نکند: تنها مسئله ای که باقی می ماند چگونگی و اساس این دخالت است.
2- دولت منافع مهمی در پیشرفت و تکامل شهروندان آینده دارد.
3- جدایی و تقسیم کار در خانواده های سنتی جلوی فرصتها، امکانات و آزادی های زنان را در فضای اجتماعی می گیرد.
بگذارید به ترتیب به هر کدام از این سه مبحث بپردازیم.
11– خانواده یک نهاد سیاسی است
دیدگاه های سنتی به خانواده، به عنوان نهادی پیش-سیاسی (pre-political )

یا غیر سیاسی برخورد می کردند. برداشت پیش-سیاسی از خانواده از طرف آنهایی بود که اساس را بر واقعیتهایی زیست شناختی و روانشناختی می گذاشتند. آنها که برداشتی غیر سیاسی از نهاد خانواده داشتند اظهار می کردند که شرایط سیاسی مانند در تنگنا بود

ن، برخورد منافع و قدرت در قالب خانواده نمی گنجند. هر دو این پیش فرض ها مسئله برانگیز هستند و مورد انتقاد فمینیستی قرار گرفته اند.
111 – چرا خانواده یک نهاد پیش-سیاسی نیست؟
برای بسیاری از تئوری پردازان سنتی ِ موضوع خانواده، خود طبیعت، جدایی و تقسیم وظایف در درون خانواده را الزامی می کند. زنان بطور طبیعی خواهان داشتن فرزند و بزرگ کردن آنها هستند، در حالیکه مردان بطور طبیعی اینطور نیستند. (روسو 1979). بدین ترتیب یک پایه فیزیولوژیکی برای تفاوت جنسیت (gender ) وجود دارد: نقش مسلط زنان در بچه داری و کار خانگی سرنوشتی زیست شناختی (biologic ) برای آنان است.
فمینیستها سه پاسخ به این بحث داده اند.
پیروان نظریه سازنده گرایی اجتماعی (Social constructivists) هرگونه تفاوت فیزیکی یا روانی ماهَوی میان زن و مرد را که بتواند جایگاه متفاوت آنان را در خانواده توضیح بدهد، انکار می کنند. پیروان این نظریه در پی راههایی بوده اند که فرهنگ و جامعه از آن طریق حتی ظاهری ترین تفاوتهای میان زن و مرد را شکل داده اند. این دسته از فمینیستها برآنند که بسیاری از تفاوتهای میان مرد و زن که ادعا می شود موجب نابرابری هستند، در واقع باید به عنوان نتایج نابرابری در نظر گرفته شوند. برای مثال، آنها ادعا می کنند که ما نمی توانیم برداشت درستی از تفاوتهایی مانند بلندی قد و قدرت بیشتر جسمی میان مرد و زن داشته باشیم، بدون اینکه تاثیر رژیم غذایی، تقسیم کار و تمرینات فیزیکی را در نظر بگیریم. مورخین و مردم شناسان فمینیست در پی نشان دادن نقش مهم فرهنگ، دین و موقعیت طبقاتی در شک

ل دادن زندگی زنان بوده اند. (جون اسکات 1988).
فمینیستهای تفاوت گرا (Difference feminists ) وجود تفاوتهای ماهَوی زیست شناختی و روانشناختی میان مرد و زن را می پذیرند. ولی آنها در پی به چالش کشیدن مشکلات هنجاری و اجتماعی هستند که این تفاوتها می آفرینند. حتی اگر زنان بیش از مردان دارای طبیعت پرستارگرایانه (nurturing) باشند، یا اگر بیشتر در مورد روابطشان با دیگران حساس باشند، تاثیر این تفاوتها بستگی به ارزشگذاری ما دارد. (جیلیان

1982 و نودینگز 1986). بعنوان مثال اگر به کار پرورش کودکان بیشتر ارزش گذاشته شود، آنوقت باید دنیای کاری بگونه ای شکل بگیرد که زنان (و مردان) بتوانند وقت بیشتری را با فرزندانشان بگذرانند. یا اینکه ما باید به زنان (و مردان) برای کار ِ خانه و پرورش کودکان دستمزد پرداخت کنیم. فمینیستهای تفاوت گرا در پی شناساندن و ارزیا

بی دوباره ویژگی هایی هستند که بطور سنتی با زنان مربوط دانسته شده است. از دیدگاه اینان، تقسیم کار بر اساس جنسیت لزوما مشکل س

از نیست، تا وقتی که این تقسیم کار دواطلبانه

باشد و به نقش مرد و زن ارزش لازم گذاشته شود. این دیدگاه متفاوت را شاید بتوان با این لطیفه جمعبندی کرد: زنانی می خواهند به برابری با مردان برسند که هِمّت لازم را نداشته اند.
هدف و توجه یک دیدگاه و منظَر ضد انقیاد، جابجا کردن مسائل مربوط به تفاوتهای زیست شناختی و روان شناختی از مرکز بحث های مربوط به خانواده و تولید مثل است. تمر

کز یکسویه بر روی “تفاوتهای” میان مردان و زنان در مقابل “برابری” آنها، مسئله ی برخورد برابر میان انسانها را مبهم و نامشخص می کند. حتی اگر برخی تفاوتهای طبیعی هم میان مردان و زنان وجود دارد، این تفاوتها توجیه گر ساختارهای اجتماعی که موجب آسیب

پذیری زنان در برابر فقر، عدم برابری دستمزد برای کار مساوی و خشونت خانوادگی می شوند، نیستند. هر چقدر هم که ویژگی های زیست شناختی و روان شناختی زنان مبتنی بر واقعیات باشند، باز هم این تفاوتها نمی توانند موجب انقیاد اجتماعی زنان تلقی بشوند. (مک کینون:1989 و رود:1989 ). بیولوژی قادر به توضیح عدم حق مالکیت زنان (coverture) بر دارایی هایشان – در قرن هجده میلادی مالکیت دارایی های زن تماما در اختیار شوهرش بود – نیست. همچنین بیولوژی قادر به توضیح قوانین طلاق در عصر حاضر، قوانین حضانت و س

رپرستی فرزند و یا قوانین مربوط به تولید مثل زنان نیست. هیچ چیزی در طبیعت ِ ما تعیین کننده ی چگونگی ساعات کار و مدرسه نیست که بر اساس آن، اینقدر ترکیب کردن ِ کار و بچه داری برای همه مشکل و طاقت فرسا باشد. حتی اگر طبیعت دلیلی بر موضوع تفاوتهای جنسیتی (gender differences ) باشد، باز هم نمی تواند این اندازه نابرابری اجتماعی میان مردان و زنان را توضیح بدهد و یا مهمتر از آن، این نابرابری ها را توجیه کند.
112 – چرا خانواده یک نهاد غیر سیاسی نیست؟
این واقعیت، که قانون پیش از این در امور خانواده وارد شده است – مانند عدم حق مالکیت زنان بر دارایی هایشان – یک بینش و بصیرت مهم فمینیسم معاصر است. خانواده همیشه توسط قوانین شکل داده شده است، چه به اجبار و چه با قراردادهای اجتماعی. برای مثال، قوانین در ایالات متحده ی آمریکا تعیین می کنند که چه کسی می توان

د ازدواج کند، چه کسی حق والدین را داراست، چه کسی و تحت چه شرایطی می تواند طلاق بگیرد و چه کسی دارای حق ارث است. تقریبا همه ی کشورها قوانینی دارند که بر طبق آنها از ازدواج زوج های همجنسگرا و حق اختیار فرزند برای آنها جلوگیری می کنند. در برخی کشورهای دیگر، دختران از حق ارث برخوردار نیستند که این نتایج ویران گر و مخربی در وضعیت زندگی آنان دارد. خانواده در واقع همیشه تا حد زیادی توسط دولت تنظیم و کنترل شده است، و اغلب به زیان برابری زنان. (فاین مَن 1995).
با این وجود، برخی از متفکرین علوم سیاسی اینطور اظها

ر می کنند که کاربرد قانون – بطور مشخص تعق، بعنوان یک نهاد قانونی تنظیم می شود، این متفکران اظهار می کنند که مناسبات روزمره ی خانوادگی بر اساس اصول دیگری پایه ریزی شده اند. خانواده بر اساس پیوند های عشق و محبت و نه پیوندهای حقوقی بنا شده است. شرایط و موضوعات حقوقی مانند برخورد منافع، قدرت و در تنگنا قرار گرفتن به نهاد خانواده متعلق نیستند، حداقل وقتی که به صورت درست عمل می کنند. این متفکران این نظر- که با وارد کردن موضوع عدالت در خانواده مربوط می کنند – را که بر طبق آن وظیفه ی شستن ظرفها را هم باید با اصول عدالت مشخص کرد مورد نقد قرار می دهند. (ساندِل 1982).
نکته ای وجود دارد که باید در مورد ایده ال ِ خانواده بعنوان اشتراکی فرای قانون که طرز فکر اعضای آن، از زندگی ِ درهم تنیده شده و یک خیر مشترک سرچشمه می گیرد، بیان داشت. به عبارت تکان دهنده ی کریستوفر لاش، اینطور خانواده ها می توانند “بهشتی در یک دنیای بی عاطفه باشند.” ولی این نوع نگاه به خانواده در رابطه با چند موضوع مهم، نگاه محدودی است. اولا بسیاری از خانواده ها بیشتر از آنکه بر اساس عشق و رضایت بنا شده باشند، بر اساس اجبار و اضطرار پا گرفته اند. خانواده هایی که در واقعیت وجود دارند اغلب با عدم توافق ها و حتی با خشونت مشخص می شوند. در این خانواده ها، درونی کردن هنجارهای مبتنی بر عدالت، یک اصلاح و بهبود شرایط به حساب می آید. دوما، حتی در خانواده هایی

که بر اساس عشق بنا شده اند زنان در رابطه با تقسیم نابرابر کار در خانواده و پیش فرض های مربوط به بچه داری و مسئولیت های خانه داری در شرایط آسیب پذیری قرار می گیرند. در حالیکه خانواده های ایده ال در رابطه با روابظ اعضای شان می توانند در شرایطی فرای اصول عدالت

قرار بگیرند، مقتضی است که شهروندان درباره ی روشهایی که از آن طریق، ترتیبات خانوادگی روی عدالت اجتماعی و زندگی خانوادگی تاثیر می گذارند، تامل کنند. اکثر ما بطور همزمان هم اعضای یک خانواده هستیم و هم اعضای یک جامعه ی بزرگتر: ه

یچ دلیلی وجود ندارد که دیدگاه و منظری بر اساس محبت هماهنگ و سازگار نتواند در کنار یک دیدگاه و منظر بر اساس استانداردهای عدالت وجود داشته باشد. (اوکین 1989). سرانجام، با توجه به این دودیدگاه و منظر مکمل هم اما متفاوت با هم، هیچ دلیلی وجود ندارد که شهروندان برای وظیفه ی شستن ظرفها هم اصول قانونی عدالت را جستجو کنند.
عدالت، با این حال، باید در خانواده حکمروا باشد. نه فقط به خاطر اینکه خانواده ها در دنیای واقعی، با خانواده های ایده ال بسیار فاصله دارند. منافع دولت همچنین در تشویق و حفظ عدالت در خانواده ها هم هست، بخاطر تاثیرات خانواده بر روی آینده ی شهروندان و بر روی فرصت هایی که در دسترس زنان قرار می گیرد و آزادی های واقعی آنان.
12– خانواده بر روی پیشرفت و تکامل شهروندان آینده تاثیر می گذارد
تقریبا هر کسی در اجتماع ما، زندگی را در شکل و نوعی از خانواده آغاز می کند. نوع ِ خانواده ی هر کس، بر روی اینکه آن کس به چه نوع آدمی تبدیل خواهد شد تاثیر می گذارد. در خانواده، بچه ها در ابتدا با مفاهیم حق و ناحق رو به رو می شوند و همینطور سرمشق هایی که بر طبق آن در می یابند که در آینده چه خواهند کرد و چه خواهند شد. خانواده ها جای مهمی برای یادگیری اصول اخلاقی هستند. در حالیکه بیشتر خانواده ها نا

برابری و انقیاد را می آموزند و نه اصول عدالت را. با پیروی از جان ستیوارت میل، متفکرین فمینیست این نکته رامطرح می کنند که چگونه کودکان که اولین تجربیاتشان از رفتار بزرگترها، نوعدوستی نابرابر، تسلط و دیگری را زیرنفوذ خود درآوردن است، اصول عدالت را که برای شهروند شدن نیاز دارند خواهند آموخت. (اوکین 1989).
افلاطون نیز اهمیت خانواده را برای پیشرفت و تکامل اخ

لاقی افراد تصدیق می کرد. در کتاب پنجم جمهور، سقراط کشف می کند که وقتی تئوری پردازان ِ عدالت، تاثیرات خانواده را بر روی اجتماعی شدن کودکان به حساب می آورند، مجبور به این نتیجه گیری خواهند بود که نهاد خانواده باید ملغی و فسخ شود. در حالیکه تعداد کمی از فمینیستها به پیروی از افلاطون معنقد به الغای نهاد خانواده هستند، ولی تقریبا تمامی آنها به ضررت رفرم و اصلاح این نهاد معتقدند.
حانواده ها محل یادگیری اصول اخلاقی هستند، ولی نقش آنها از این هم بیشتر است. والدین نقش بسیار بزرگی در زندگی کودکانی که به آنان وابسته اند ایفا می کنند. دولت ناگزیر به تنظیم امورخانواده ها است تا: تمام کودکان تحصیل کنند، در برابر بیماری های واگیردار واکسینه بشوند و نیازهای اساسی آنها تامین شود. هیچ دولتی نمی تواند در برابر اینکه کودکان باید باسواد و دارای قابلیت های کاری در اقتصاد جامعه باشند، بی تفاوت باشد. به همین ترتیب همه ی دولت ها، حداقل تا حدودی، وابسته به نیروی کار برای پرستاری از کودکان و بچه داری هستند. کاری که امروزه به بیشترین میزان توسط زنان انجام می شود. با توجه به اهمیت زیاد این، چرا کار ِ خانه دارای رسمیت عمومی بیشتر نیست؟ فمینیستها بر روی این موضوع یعنی پرستاری در درون ِخانواده بسیار کار کرده اند. همچنین در برابر دولت تا با دخالت خود، جبران این کار ِ در خانه را بصورت عادلانه تضین کند. (کیتِی 1999). فمینیستها همچنین اظهار کرده اند که دولت های عادل باید شرایط پرستاری کودکان را طوری فراهم آورند که همه ی آنها – پسران و دختران، دارا و فقیر- دارای امکانات برابر برای رشد و شرکت فعال در اجتماع باشند.
13– خانواده می تواند هم آزادی های زنان را محدود کند، ه

م این آزادی ها را ممکن سازد
با وجود پیشرفتهایی که بوسیله ی جنبش فمینیستی در ربع آخر قرن بیستم حاصل شد، بیشتر خانواده ها بر اساس تقسیم نابرابر کار بنا شده اند. در سراسر کره زمین، زنان هنوز بیشترین قسمت کارهای خانه را انجام می دهند – نه تنها خانه داری بلکه پرورش و نگهداری کودکان. متفکران فمینیست رویکرد سنتی به خانواده که این نابرابر

ی را پوشیده و مبهم می دارد، مورد حمله قرار داده اند. برای مثال، آنها این رویکرد ِ غالب ِ اقتصادی را که بر طبق آن رئیس خانواده، مامور ِ نوعدوستی است

که منافع تمامی افراد خانواده را در نظر دارد، مورد انتقاد قرار داده اند. (برای این رویکرد نگاه کنید به بکر 1981). آنها نشان داده اند که در کشورهای فقیر، وقتی کمک های اقتصادی به جای سرپرست زن خانواده، به سرپرست مرد خانواده پرداخت می شود مقدار کمتری از آن کمک ها به کودکان خانواده می رسد. (حداد 1997).
اقتصاد دانان و جامعه شناسان فمینیست همچنین نشان داده اند که چگونه نقش زنان بعنوان یکی از والدین در خانه، توانایی آنان را برای دنبال کردن موقعیت شغلی شان و رقابت بر سر کارهایی که وقت بیشتری را طلب می کند، محدود کرده است. (برگمان 1986، فولبر 1994). بنابراین تعداد زیادی از زنان از نظر اقتصادی به شوهرانشان وابسته باقی می مانند و در صورت طلاق در برابر فقر آسیب پذیرتر هستند. در یکی از مطالعاتی که در موارد زیادی به آن استناد می شود، نشان داده شد که سطح زندگی شوهر سابق یکسال پس از طلاق به میزان 42 درصد افزایش پیدا کرده بود. در حالیکه سطح زندگی زن سابق به میزان 78 درصد کاهش پیدا کرده بود. (ویزمَن 1985). این اختلاف زیاد در درآمد و سطح رفاه نتیجه ی یک رشته فاکتورها و عوامل است و شامل این واقعیت که زنان اغلب دارای قابلیت های شغلی پایینتر و سابقه ی شغلی کمتری در مقایسه با شوهرانشان هستند.
وابستگی اقتصادی زنان همچنین موجب می شود که آنها مورد خشونت بدنی، جنسی و یا روانی توسط شوهران یا شرکای زندگی مردشان که با آنها رابطه دارند قرار بگیرند. (گوردون 1988، Global Fund for Women Report, 1992). زنان توانایی غیر متقارن و نابرابری برای خروج از رابطه ی زناشویی دارند و این، به شوهران یا شرکای زندگی شان قدرت بسیار بیشتر و مزیت های بیشتری در طول ازدواج می بخشد. (سن 1989).
مدافعان وضعیت کنونی اغلب استدلال می کنند که اگر زنان فرصت های کمتری از مردان در اختیار دارند، این بیشتر از همه بستگی به انتخاب های خود آنان د

ارد. فمینسیتها در برخورد با این ادعا، راهها و روشهایی را که این انتخاب ها را شکل داده اند مطرح کرده اند. همین انتخاب ها توسط نیروهایی که خودشان مورد ایراد هستند و انتخابی هم نیستند محدود شده اند. برخی از فمینیستها استدلال نانسی چادارو (1978) را پی می گیرند که بر طبق آن، این واقعیت که پرستاران اولیه ی کودکان مادرانشان هستند، منجر به راههای پیشرفت ِ از نظر جنسی متفاوتی برای پسران و دختران می شود. دختران هو

ت خودشان را در وَلَد همجنس خودشان (مادر) پیدا می کنند، و خودشان را بیشتر وابسته به دیگران احساس می کنند. پسران با تعریف هویتشان بصورت وَلَد غایب (پدر)، فردیت ( individuated) بیشتری احساس می کنند. چادارو استدلال می کند که “مادری” از اینجا با یک مکانیسم ناخودآگاه در طول نسل ها بازتولید می شود. و بدین ترتیب نابرابری زنان در خانه و محل کار ماندگار می شود.
کار چادارو در این مورد بحث انگیز است، ولی این انکارناکردنی است که دختران و پسران با انتظارات متفاوتی در مورد شیوه ی رفتارشان بزرگ می شوند. کودکان در طول رشدشان در مورد ویژگی ها و رفتارهای جنسی مناسبی که باید در پیش بگیرند پیام های روشن و موثرفرهنگ

ی – از والدین، معلمان، دوستان و رسانه های همگانی – دریافت می کنند. دختران باید پرستارگونه، فداکار، غیرمهاجم و جذاب باشند. “توجه داشتن و در فکر کسان دیگر بودن” (care) بعنوان یک خصلت و ویژگی زنانه تلقی می شود. این ویژگی ها بصورت سنتی موجب نابرابری زنان می شوند: پرستاران بعنوان رهبران و مدیران خوبی تلقی نمی شوند. تعداد کمی از زنان در پست های مدیریت اجرایی، ژنرال های ارتش و رهبران سیاسی کار می کنند. دختران همچنی

ن در صورت ارجحیت دادن به ازدواج و بچه داری ممکن است دچار محرومیت شوند، تا حدی که آنها کمتر از پسران محتمل است که امکان و فرصت ارتقاء قابلیت های تحصیلی و کاری را داشته باشند.
پاسخ دیگر فمینیستی، بر روی رابطه ی متقابلی که میان انتخاب زنان در خانواده از یکسو و جامعه ی ناعادلانه ی خارج از سوی دیگر وجود دارد تاکید می کند. جامعه ی ناعادلانه ای که با

تقسیم و جدایی کار اقتصادی بر اساس جنسیت، بصورتی که زنان تنها 75 درصد دستمزد مردان را در ازای کار برابر دریافت می کنند، مشخص می شود. با توجه به دستمزد پایین تر زنان، این منطقی است که در خانواده هایی که باید خودشان کار نگهداری کودکان را انجام بدهند، این زنان باشند که کار بیرون از خانه را رها کنند. وقتی که زنان از نیروی کار اجتماعی بیرون کشیده شدند، آنها در پیشرفت مهارت های کاری و داشتن درآمد، بیشتر از پیش از مردان عقب می مانند. کار نگهداری کودک بی اندازه وقت گیر است و آنها که به تنهایی این کار را انجام می دهند بعید است که بتوانند کار دیگری مانند تحصیل، فعالیت سیاسی و یا موقعیت های شغلی که وقت زیادی را می طلبد دنبال کنند. و آنها که به هر حال به طریقی کار بیرون و خانواده را با هم ترکیب می کنند، با موانع جدی رو به رو هستند. موانعی مانند: فقدان سرپرستی و نگهداری ِ مناسب کودک با کمک هزینه ی دولتی، کارهایی با انعطاف کمتر در تعیین ساعات کار برای زنانی که مجبورند از کودکان مریض شان مراقبت کنند، مدرسه هایی با برنامه ی سنگین تحصیلی که در عمل فرض را بر این می گذارند که یکی از والدین ِ محصل، در خانه هستند و همچنین کارهایی که در آنها انتظار کار در شیفت اضافی هم وجود دارد. (هوشیلد 1989). و همه اینها در کنار مسئولیت

کار در خانه قرار می گیرند. تجزیه و تحلیل آماری نشان می دهد که دوران مادری موجب کمتر شدن میزان درآمد زن می شود، حتی اگر او هیچ مرخصی از شغل خودش نگیرد. (فولبر 1994). نابرابری جنسیتی (gender inequality ) همچنین در دستیابی به مشاغل بالای اقتصادی و دولتی ادامه پیدا می کند. در این نوع مشاغل، مردان سفید پوست که 40 درصد جمعیت را تشکیل می دهند، 95 درصد

روسای کل، 90 درصد سردبیران روزنامه ها و 80 درصد اعضای مجالس قانونگذاری را اِشغال کرده اند. (رود 1997).
فمینیستها در این باور مشترک هستند که خانواده های دوران معاصر، تنها قلمرو انتخاب نیستند بلکه قلمرو اضطرار و اجبار نیز هستند. فمینیستها همچنین با هم توافق دا

رند که سلسله مراتب جنسیتی (hierarchy gender) در اجتماع ما ناعادلانه است، با اینکه آنها در مورد منشاء این ناعادلانه بودن با هم اختلاف نظردارند. در حالیکه برخی فمینیستها بر نقش خانواده بعنوان مرکز و محور بی عدالتی جنسیتی (gender injustice ) تاکید می کنند (اوکین1989)، برخی دیگر، دلایل اصلی این بی عدالتی را در ساختار کار و فرصت های کاری می بینند. (برگمان 1986). با این حال برخی دیگر هم بر سلطه جنسیتی و خشونت تاکید دارند. (مک کینون 1989). به نظر می رسد تمام این نمونه ها در نابرابری جنسیتی نقش مهمی دارند و جای تردید دارد که بتوان نقش هر یک را تقلیل داد. بخاطر همین، درک عمیق اثرات متقابل این عوامل ِ مختلف ِ انقیاد اهمیت دارد. جنسیت (gender) بدون تردید با دیگر محورهای محرومیت اجتماعی مانند نژاد و طبقه دارای رابطه و تاثیر متقابل است. در واقع، تحقیق فمینیستی بر روی موضوع خانواده، تجربیات مختلف زنان را در خانواده هایی که در آن زندگی می کنند در نظر می گیرد. نه فقط خانواده های دگرجنسگرا (heterosexual) با یک پدر و یک مادر، بلکه همچنین زنان مجرد، خانواده های متشکل از افراد همجنسگرا و خانواده هایی که در فقر زندگی می کنند. ما باید مواظب باشیم که پدیده های اجتماعی جداگانه را یک کاسه نکنیم. با اینکه من بعضی وقتها در این مقاله از “خانواده” نام می برم، در نظر گرفتن تفاوتها و شرایط مختلف خانواده ها بسیار اهمیت دارد.
اعم از اینکه خانواده، عامل اصلی باشد، یا یکی از عوامل که همراه با دیگر ساختارهای اجتماعی و انتظاراتی که فرهنگ بوجود آورده است، اشاره ی فمینیستها به راههایی ست که از آن طریق خانواده بعنوان قسمتی از یک سیستم ِ بازتولید ِ نابرابری

اجتماعی و اقتصادی ِ زنان عمل می کند. نمی توان به خانواده به عنوان جزئی جدا از آن سیستم و یا عضوی مجرد نگریست. خانواده، بعنوان یک نهاد عادلانه هم نمی تواند در نظر گرفته شود بخاطر اینکه در تعداد قابل ملاحظه و غیرقابل چشم پوشی از خانواده ها، عدالت رعایت نمی شود. برای فمینسیتها موضوع اصلی این نیست که آیا دولت می تواند در امور خانواده و تولید مثل دخالت کند یا نه، موضوع اصلی این است که چگونه و تا کجا می توا

ند.
2– ساختارهای خانوادگی چگونه باید مورد ارزیابی قرار بگیرند؟
تقسیم وظایف والدین و مسئولیت های خانه داری چگونه باید انجام گیرد؟ چه کسی باید حق کنترل درآمد خانه را داشته باشد؟ چه کسی حق تشکیل خانواده دارد؟ و یا حق داشتن فرزند؟ چه چیزی والدین و پدر و مادر را تعریف می کند؟ کودک چند قیّم می تواند داشته باشد؟ یک پدر و مادر چند فرزند می توانند داشته باشند؟ اگر امکانات و راههای متفاوتی را که تکنولوژی امروزه برای پدر و مادر شدن بوجود آورده در نظر بگیریم، پاسخ دادن به این پرسشهای پیچیده باز هم مشکل تر می شود. در زیر، من دو ارزش مهمی را که بنا بر نظر فمینیستها باید راهنمای تشکیل خانواده قرار بگیرند بررسی می کنم: انتخاب شخصی (individual choice) و برابری (equality).
2.1 – ارزیابی بر اساس انتخاب
خانواده ی سنتی در طول پنجاه سال گذشته تغییرات زیادی را به خود دیده است: افزایش تعداد زنانی که در سالهای پس از جنگ جهانی دوم به نیروی کار اجتماعی می پیوندند. افزایش چشم گیر میزان طلاق بطوری که تعداد موارد طلاق در سالهای 80 میلادی تقریبا دوبرابر و نیم این تعداد در سالهای 40 میلادی بود. تهیه ی قرص ضد حاملگی که امکان جلوگیری از بارداری های ناخواسته را برای زنان آسانتر کرد و آنها راحت تر توانستند برای بچه

دارشدنشان برنامه ریزی کنند. افزایش تعداد خانواده هایی که شامل پدر ِ تنها یا مادر ِ تنها است و همچنین افزایش تعداد خانواده های همجنسگرا و خانواده های گسترده. در سال 1989، بیست و پنج درصد از کودکان در خانواده های تک والدی زندگی می کردند که اغلب هم فقیر و بی چیز بودند و این از جهتی نشانگر بحران در خانواده ها بود. (میناو 1997). عوامل اقتصادی، تکنولوژیکی و اجتماعی، زنانی را که بعنوان مادر خانه بطور تمام وقت خانه دار بودند با شوهری که نان آور خانه بود، به یک اقلیت تبدیل کرده اند.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر

پروژه دانشجویی مقاله تعلیم و تربیت صحیح و کار آمد در pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله تعلیم و تربیت صحیح و کار آمد در pdf دارای 47 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله تعلیم و تربیت صحیح و کار آمد در pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله تعلیم و تربیت صحیح و کار آمد در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله تعلیم و تربیت صحیح و کار آمد در pdf :

تعلیم و تربیت صحیح و کار آمد

مقدمه:
تعلیم و تربیت صحیح و کار آمد یکی از ارکان مهم اساسی رشد و شکوفایی استعدادهای بالقوه تک تک افراد هر کشور برای رشد و پیشرفت همه جانبه ان جامعه می باشد. در این راستا سالت عمده بر روش دستگاه آموزش و پرورش و در عمل بر عهده مربیان و مسئولین نهاده شده است تا با استفاده از تمامی امکانات موجود بتوانند زمینه های رشد فکری، جسمی و روانی دانش اموزان را برای فراگیری علوم و فنون مختلف فراهم نمایند. به عبارت دیگر تعلیم و تربیت سعی در ایجاد هماهنگی بین ابعاد جسمی، فکری و روانی دانش اموزان با توجه به شرایط واقعی زندگی در جهت رسیدن به کمال مطلوب دارد و تربیت بدنی به عنوان یکی از عناصر مهم تعلیم و تربیت می تواند به سالم سازی و پروش قوای جسمی و فکری دانش اموزان نقش موثر و کارآمدی در توسعه دانش و قوای جسمانی و ابعاد رومی و روانی آنان داشته باشد. (9).

تربیت بدنی مدارس به عنوان یکی از عناصر مهم تعلیم و تربیت مسئله ی است که در کشور ما نسبت به آن توجه کافی نشده است مسلماً منظور از تربیت بدنی مدارس چیزی فراتر از یک ساعت بازی و سرگرمی در محیط مدرسه است که اگر چنین فرض می شد این درس از ساعت درس مدارس ضرورتی نداشت و مسلماً نیازی به این همه مراکز آموزش عالی برای تربیت معلمین تربیت بدنی در سطوح مختلف نبود اما به نظر می رسد در حال حاضر تربیت بدنی از جایگاه مطلوب و مناسبی در نزد مربیان برخوردار نمی باشد.

آگاهی از علل و عوامل ایجاد وضعیت موجود تربیت بدنی در مدارس کشور نیازمند انجام تحقیقات عمیق گسترده و کاربردی در سراسر کشور می باشد تا با ریشه یابی و تجزیه و تحلیل دقیق نتایج این تحقیقات عمیق گسترده و کاربردی در سراسر کشور می باشد تا با ریشه یابی و تجزیه و تحلیل دقیق نتایج این تحقیقات بتوان به نقاط قوت و ضعف برنامه های جاری تربیت بدنی مدارس کشور آگاهی یافت و امکان ارتقاء کمی و کیفی و اعمال اصطلاحات و تغییرات لازم در برنامه های تربیت بدنی مدارس با پشتوانه تحقیقات علمی و کاربردی فراهم شود.

با توجه به مطالب عنوان شده به نظر رسید با انتخاب عنوان بررسی نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزش وضعیت تربیت بدنی و از رهگذر انجام این تحقیق بتوان علاوه بر توصیف جنبه های کیفی و کمی امکانات میزان هماهنگی مربیان و مدیران و چگونگی نگرش آنان در مورد درس تربیت بدنی اهمیت و محتوا نموده اجرای ساعت تربیت بدنی آگاهی یافته و بتوان در جهت توسعه و ارتقاء همکاری و هماهنگی مربیان که به نظر می رسد بیشترین نقش را در برگزاری مطلوب و شایسته ی ساعت تربیت بدنی دارند به راهکارهای مناسبی دست یافت.

 

بیان مسئله:
تعلیم و تربیت و نظام آموزش و پرورش شایسته و کارآمد از جمله مهمترین عوامل پیشرفت و توسعه هر کشور در زمینه های مختلف فرهنگ، اقتصاد، حساسیت، تکنولوژی و ; می باشد تعلیم و تربیت هر کشور از نظام ارزشی و جهان بینی حاکم بر آن کشور تاثیر می پذیرد. می تواند بزرگترین نقش را در سالم سازی فضای جامعه برای اموزش فرد فرد اعضای جامعه جهت به

فعالیت رسانیدن نیروهای بالقوه آنها برای تکامل جسمی و فکری داشته باشند. تربیت افرادی که در جهت حفظ و اعتلای جامعه و مملکت خود از هر کوششی فروگذار نباشند و در این راه تربیت بدنی به عنوان امری جهت پرورش افرادی تندرست و شاداب و فعال و به عنوان عامل پیشگیری و درمان بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد آشنایی و تاثیر پذیری افراد از تربیت بدنی از دبستان آغاز و پس از گذراندن دوره های تحصیلی راهنمائی و

دبیرستان سرانجام در دانشگاه به تکامل می رسد لذا لازم کسب بهترین نتیجه برخورداری از یک برنامه آموزشی و اجرای مسجم و فضای آموزشی مناسب و استفاده مطلوب و به موقع از شاخص های ارزشیابی و کنترل در تمام مراحل می باشد

ولی در حال حاضر به نظر می رسد درس تربیت بدنی در مدارس از جایگاه مطلوب و مناسبی برخوردار نمی باشد و از نظر برخی تنها به عنوان سرگرمی و تفریح و پر کردن اوقات بیکاری دانش آموزان قلمداد شده و حتی ضرورت وجود ان را در برنامه درسی مدارس مورد سوال قرار داده اند و یا اینکه بعضی از والدین ناآگاهانه این درس را مانعی برای پیشرفت تحصیلی

فرزندان خود می داند و هیچ گاه پیگرد وضعیت ورزشی فرزند خود رد ساعت تربیت بدنی مانند سایر دروس نیستند و از طرف دیگر خود دانش اموزان نیز به سبب عدم شناخت و یا بر حسب عادت سالهای تحصیلی قبل همینکه توپ و امکانات ورزشی در اختیارشان قرار گیرد انتظارشان از ساعت تربیت بدنی برآورد شده و مشغول بازی و سرگرمی می شوند. به نظر می رسد

بلاتکلیفی معلمان و مربیان دلسوز تربیت بدنی مدارس که همه ساله همزمان با شروع سال تحصیلی با دریافت ابلاغ تدریس خود به مدارس مراجعه و یکسال تحصیلی دیگر را بدون داشتن برنامه آموزشی مدرن و هماهنگ با سایر مدارس کشور به انجام وظیفه می گذرانند نیز شامل این امری می شود البته این مسائل در مدارس و شهرها و استان های مختلف از شدت و ضعف برخوردار بوده است و در سال های اخیر با تلاش مسئولین تربیت بدنی، آموزش و پرورش همگام با ارتقاء نسبی

جایگاه عمومی ورزش در جامعه قدم هایی در جهت برنامه ریزی بهتر و بهبود کیفیت ساعت تربیت بدنی مدارس برداشتند شده است که هر چند مفید و ارزشمند بوده ولی کافی نیست و ارتقاء این درس بستگی به تلاشهای هر چه بیشتر و مستمر مسئولین، کارشناسان، مربیان، دانش اموزان و والدین آنها و تک تک افراد جامعه دارد وضعیت برخی از مهمترین عوامل موثر بر ساعت تربیت بدنی مدارس از جمله میزان تحصیلات مربیان تربیت بدنی اهمیت و جایگاه ساعت تربیت بدنی در برنامه ی درس مدارس، نحوه ارزشیابی کار دانش آموزان، امکانات آموزشی و ورزشی مدارس نحوه کار و فعالیت مربیان و چگونگی نگرش و طرز تلقی آنان در مورد درس تربیت بدنی و میزان تاثیر آن در مفید بودن ساعات ورزشی و همکاری و هماهنگی مدیران و مسئولین تا نگرش عمومی و نظام ارزشی جامعه نسبت به تربیت بدنی شرایط آب و هوایی، تهیه و تدوین کتاب درس تربیت بدنی و ; در مدارس کشور به طور دقیق مشخص نیست و تحقیقات انجام شده در این زمینه غیر هماهنگ و اندک بوده و هیچ گاه تحقیق جامع و منظمی در سطح کشور در این زمینه به عمل نیامده است اما آنچه که از مرور این تحقیقات برداشت می شود حکایت از کمبودها و نارسائیها در زمینه های مذکور در بالا دارد.
بنابراین با توجه به مطالب گفته شده آیا می توان طرز تلقی و نگرش مربیان را به عنوان عامل موثر در تغییر وضعیت کنونی درس تربیت بدنی و ورزش مدارس عنوان کرد؟

– آیا راهکارهایی برای تغییر نگرش مربیان در مورد درس تربیت بدنی و ورزش وجود دارد؟
– نگرش دبیران و مربیان تربیت بدنی تا چه حد می تواند در ارتقاء درس و ورزش تربیت بدنی موثر واقع شود؟

اهمیت و ضرورت تحقیق:
بدون شک فعالیتهای علمی و فرهنگی بدون پشتیبانی و حمایت تحقیقات و پژوهش نمی تواند حرکتی سازنده و مفید باشد زیرا پشتوانه تحقیقاتی می تواند دوام دست آوردهای تحقیق را با نیازهای واقعی جامعه ضمانت نماید اعتلای تربیت بدنی و ورزش در جامعه زمانی میسر است که تحولی سازنده و مثبت در برنامه های جاری تربیت بدنی ورزش به عمل آید بازنگری در برنامه های گذشته جاری و تدوین برنامه ای کارساز و جامع بدون تردید نیازمند تحقیقات گسترده و همه جانبه ای است که نتایج آنها بتواند خط مشی برنامه های جدید را تعیین نماید و صحت انطباق آن را با نیازهای اساسی جامعه در حال تحول ما تضمین نماید.

با توجه به اینکه تربیت بدنی به عنوان بخشی از آموزش و پرورش می تواند در توسعه و تکامل حیطه های روانی، حرکتی، عاطفی و جسمانی دانش اموزان تاثیرات مهمی داشته باشد ضرورت دارد با انجام تحقیق و پژوهش پیرامون اهمیت محتوا و نحوه اجرای درس تربیت بدنی پس از ترسیم سیمای عمومی و ساعت تربیت بدنی در حال حاضر و یا با استفاده از نظر دبیران و مربیان مدارس از نقاط قوت و ضعف موجود آگاهی یافته و با استفاده از نتایج حاصل از این تحقیق بتوان برنامه ریزیهای مناسب و مطلوبی را برای ارتقاء وضعیت موجود و تدوین نمود. این تحقیق حول 3 محور، توصیف،تعیین اولویت مسائل و مشکلات موجود در نظر سنجی پیرامون موارد اختلاف نظر تاکید دارد که در زیر به شرح هر قسمت به صورت مجزا پرداخته می شود.
الف) جنبه های توصیفی : این بخش شامل 2 قسمت است.
1) توصیف کمی امکانات و فضاها و تاسیسات ورزشی موجود در مدارس تحت بررسی به عبارت دیگر این تحقیق در پی آگاهی از چگونگی توزیع امکانات و فضاهای آموزش و پرورش در مدارس و تعیین کمبودها و نیازهای ضروری مدارس در ارتباط با ساعت تربیت بدنی به عنوان یکی از مشکلات عمده این ساعت می باشد. به نظر می رسد این جنبه از تحقیق از اولویت و اهمیت بالائی برخوردار باشد چراکه اهمیت و نقش برجسته امکانات و فضاهای آموزش ورزشی مناسب مدارس در ارتقاء کیفیت نحوه اجرای درس تربیت بدنی از یک سو و همچنین محدودیت و کم بودن اعتبارات و منابع مالی ویژه تربیت بدنی مدارس از سوی دیگر ضرورت تخصیص بودجه و اعتبارات ورزشی برای خرید وسایل و نیز احداث فضاهای ورزشی را با در نظر گرفتن نیازها و کمبودها دوچندان می نماید.

2) توصیف جنبه های کیفی: در این رابطه تحقیق در پی توصیف مواردی نظیر میزان تحصیلات ، نوع مدرک تحصیلی، سن، سابقه خدمت و ; و یا به عبارت دیگر خصوصیات فردی جامعه آماری شامل مربیان مدارس تحت بررسی و همچنین توصیف مواردی نظیر نگرش و نظر مربیان می باشد.

ب) تعیین اولویت مسائل و مشکلات ساعت تربیت بدنی متاثر از مسائل و مشکلات متعددی نظیر امکانات و فضای اموزشی، عملکرد و فعالیت مربیان، نحوه برنامه ریزیها و مدیریتها در سطوح مختلف، میزان هماهنگی و همکاری مدیران، مسئولین و دبیران تربیت بدنی، شرایط آب و هوایی و جغرافیایی، و فرهنگ عمومی و نگرش جامعه نسبت تربیت بدنی مدارس و ; می باشد.

ج) نظر سنجی مواردی نظیر : برگزاری مسابقات ورزش مدارس، ضرورت تهیه و تدوین کتاب درسی مقایسه وضعیت ساعت تربیت بدنی نحوه ارزشیابی از کار دانش اموزان و ; از جمله دیگر اهداف و دستاوردهای تحقیق می باشد تا با تاکید بر آراء تک تک آزمودنیها به یک نتیجه واحد و نهایی در هر یک از زمینه های مورد اختلاف رسیده و به هماهنگی هر چه بیشتر مربیان تربیت بدنی مدارس کمک شود.

 

اهداف تحقیق:
هدف کای تحقیق:« بررسی نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره وضعیت درس تربیت بدنی .

اهداف اختصاصی تحقیق:
1) توصیف آماری ویژگیهای فردی مربیان مدارس راهنمائی دختر کشور.
2) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی در مورد کیفیت درس تربیت بدنی در مقایسه با سایر دروس.
3) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره وضعیت کیفی آموزش ساعت تربیت بدنی مدارس تحت بررسی .
4) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره وضعیت نگرش عمومی جامعه نسبت به تربیت بدنی.
5) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره علاقه و اشتیاق دانش اموزان نسبت به تربیت بدنی.
6) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره وضعیت امکانات کمک آموزشی ، بهداشتی و کمک های اولیه و ..
7) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره وضعیت برنامه ریزیها و مدیریتهای حاکم بر تربیت بدنی مدارس تحت بررسی .
8)توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره راهکارهای مناسب برای اجرای درس تربیت بدنی.

9) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره میزان ارتقاء کیفی برنامه های جاری درس تربیت بدنی .

10) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره میزان همکاری و استقبال مدیران مدارس تحت بررسی در حل مشکلات.

11) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره امکانات و فضاهای ورزشی از لحاظ کمی و کیفی در مدارس تحت بررسی .

12) توصیف نگرش مربیان مدارس راهنمائی دختر شرکت کننده در نوزدهمین المپیاد ورزشی درباره میزان رضایت شغلی دبیران مدارس تحت بررسی.

تعریف واژگان:
نگرش: ارزیابی مداوم – مثبت یا منفی – از مردم، اشیاء و عقاید (15).
مربی تربیت بدنی : مربیانی هستند که وظیفه هدایت بدن و مهارت های حرکتی کودکان و بزرگسالان را بر عهده دارند. (7).
تربیت بدنی : فعالیتی به فرد فرصت خوداگاهی- خود پنداری و فرصت کسب مهارت و نمایش توانائی ارتباط اجتماعی ، لذت، سلامت و احساس مفید بودن می دهد (6).

« فرضیه ها یا سوالهای تحقیق»
1) بین ارتقاء سطح کیفیت امکانات و پیشرفت تربیت بدنی رابطه ای مثبت وجود دارد.
2) بین تدبیر و مدیریت مسئولان و ارتقاء وضعیت موجود تربیت بدنی در مدارس رابطه ی مثبت وجود دارد.
3)بین ارتقاء و مسایل ورزشی و ارتقا سطح تربیت بدنی رابطه ی مثبت وجود دارد.
4) بین همکاری مدیران و دبیران و پیشرفت تربیت بدنی رابطه ی مثبت وجود دارد.
5) بین ارتقاء نگرش و فرهنگ ورزش و جایگاه تربیت بدنی در جامعه رابطه مثبت وجود دارد.
6) بین کنترل و نظارت مدیران بر اجرای ساعت تربیت بدنی و ارتقاء جایگاه تربیت بدنی رابطه ی مثبت وجود دارد.
7) بین ارتقاء اشتیاق و انگیزه دانش آموزان نسبت به تربیت بدنی و پیشرفت تربیت بدنی رابطه ی مثبت وجود دارد.
8) بین آموزش و اجرای متاسب درس تربیت بدنی و پیشرفت تربیت بدنی رابطه ی مثبت وجود دارد.
9) بین برنامه ریزیها و مدیریتها مطلوب در سطوح مختلف و ارتقاء
جایگاه تربیت بدنی رابطه ی مثبت وجود دارد.
10) بین برگزاری مسابقات ورزشی و پیشرفت سطح تربیت بدنی رابطه ی مثبت وجود دارد.
11) بین ارتقاء امکانات کمک آموزشی، بهداشتی و کمکهای اولیه و پیشرفت تربیت بدنی رابطه مثب وجود دارد.
12) بین رضایت شغلی مربیان و ارتقاء جایگاه تربیت بدنی رابطه ی مثبت وجود دارد.

« محدودیتهای تحقیق»
محدودیتهای قابل کنترل:
1) انتخاب مربیان به صورت تصادفی انتخاب شد.
2) تحقیق بر روی مربیان کلیه تیم ها« هندبال» « بدمینتون» والیبال و ; صورت گرفت.
3) تحقیق بر روی مربیان مدارس دفتر صورت گرفت.
4) تحقیق زمانی صورت گرفت که تیم ها در زمان استراحت بودند.
5) زمان تحقیق « کلیه نشانه ها زمان» آخر شب توزیع شد و حدود یک ربع بعد تحویل گرفته شد.

محدودیتهای غیر قابل کنترل:
1) عدم آگاهی از پر کردن دقیق پرسشنامه ها توسط نمونه آماری .
2) پاسخ ندادن یا دو جواب زدن به برخی از سوالات پرسشنامه.
3) عدم کنترل دقیق شرایط
4) مشکلات زمانی به دلیل کمبود وقت
5) عدم برگشت کلیه پرسشنامه های توزیع شده
6) عدم همکاری بعضی از مربیان

فصل 2
«مقدمه»
آروسون نگرش را چنین تعریف کردند « ارزیابی مداوم – مثبت یا منفی – از مردم ، اشیاء و عقاید . نگرش به ورزش ممکن است مشخصا مثبت یا منفی می باشد و اطلاع از ماهیت نگرش ها برای روان شناسان ورزش ، مربیان و معلمان حائز اهمیت است. [15]
یکی از علومی که خواص علفی آن در ابعاد فرهنگی و اجتماعی با روز روشن است و در بهداشت و سلامتی جسم ، در نشاط و تفریح خاطر و در افزایش اقلیت های کار بردن عضلات نقش موثر و کار ساز دارد ورزش و تربیت بدنی است و به همین خاطر است که کشورهای مختلف جهان در قوانین جاری خود ، جایگاه ویژه ای را برای تربیت بدنی و ورزش پیش بینی نموده و سازمان ها و نهاد های مختلف را برای گسترش آن بوجود آوردند اند چنانکه در جامعه اسلامی که همه امور فرهنگی ، اجنماعی و همه مسائل ارزشی آن مبتی بر فرهنگ اسلامی است به این مهم توجه خاصی شده و دولت در این زمینه کوشش همه گیر و توجهی همه جانبه مبذول می دارد [1]
افراد از ابتدائی ورود به دنیای ناشناخته ، پیوسته در این تلاش اند که به کمک حرکت و تربیت به زندگی خوب و سالم و پر طراوت دست یابد و برای دست یابی به نشاط و تندرستی باید از ورزش مدد جوید. برای رسیدن به چنین هدفی لازم است مربیان آگاه تربیت بدن با مطالعات علمی گسترده به آموزش صحیح تربیت بدنی به کودکان و نوجوانان همت گمارند باید دانست که ایران امروز بیش از همیشه بر رشد و توسعه همه جانبه ی قوای ذهنی و اخلاقی در امر ورزش نیازمند است تا بتواند نیازهای کودکان و نوجوانان را در هر زمینه های ورزشی بر آورد کند . بنابراین سعی مربیان ورزش این سرزمین یابد دراین باشد که آموزش تربیت بدنی و ورزش نوین را در اقصی نقاط ایران توسعه دهند و اصول و فلسفه ان را به عنوان یک علم حیاتی و در عین حال ملموس ، در میان کودکان و نوجوانان به شکل مطلوب رواج دهند[3]
تربیت بدنی جز دمکمله آموزش و پرورش عمومی است که می خواهد بوسیله فعالیتهای جسمانی ، ورزشها کمک کند تا استعداد های نهفته دانش اموزان شکوفا و به حد اعلای رشد و تکامل خود برسد و به عبارت دیگر تربیت بدنی نوعی آموزش است : یک روش ویژه اصلاح جسم و جان است : یک شیوه خاص برای تکوین شخصیت است و برآن است که از طریق فعالیتهای عضلات بزرگ بدن دانش اموزان به هدفهای عمومی آموزش و پرورش نائل شود.
تربیت بدنی هدف ارائه ورزشها را بر هدف می گیرد تا در رفتار دانش اموزان تغییر مطلوب دانمی بوجود آورد تربیت بدنی تبعی را به این منظور به کار می برد تا قوت و تندرستی دانش اموزان را افزایش دهد ، ادب و سولک آنها را شایسته تر گرداند . لیکن استفاده از فعالیتهای عضلات بزرگ به خاطر تفریح و سرگرمی ، تربیت بدنی نیست زیرا ان نوع از فعالیتها صرفا جنبه ی تفریحی و سرگرم کنندگی دارند[9]
و در این فصل پیشینه تحقیق در دو بخش ارائه می گردد:
بخش 1 تحقیقاتی که در ارتباط با موضوع تحقیق در داخل کشور کار شده است
و بخش 2 پژوهشهای که در خارج کشور کار شده است .

« تحقیقات صورت گرفته در داخل کشور »
1) مجید کاشف و حسین مجتهدی ( 1368) موضوع بررسی وضعیت جاری مدارس را از واحد پژوهش و تحقیق اداره کل تربیت بدنی و وزارت اموزش و پرورش را عنوان تحقیق خود انتخاب کرد . این تحقیق اهداف زیر را در دستور کار خود داشت الف . بررسی امکانات و فضاهای ورزشی ب : بررسی سطح تحصیلات معلمین ج : بررسی وضعیت شخص معلمین .
اهم نتایج حاصل از این تحقیق عبارتست از :

1) کمبود وسایل و لوازم ورزشی در حد بسیار بالایی بود
2) کمبود اطلاعات علمی معلمین مهمترین مشکل مهمترین مشکل بود 3) میانگین سن معلمین 25 سال و میانگین سابقه تدریس حدود 4 سال بود [2]قوام الدین حلیلی در سال 1369 عنوان بررسی عوامل مانع پیشرفت درسی تربیت بدنی در مقظع راهنمایی شهر باختران را در دستور کار خود داشت . اهم نتایج حاصل از این تحقیق عبارت بودند از :
1، کمبود امکانات و وسایل ورزشی بهترین فاکتور بود 2، پایین بودن سطح تحصیلا

ت معلمین ورزشی دومین فاکتور بود 3، کافی نبودن بودجه و سرانه ورزشی سومین فاکتور به شعار می رفت.[4]
3) مهرعلی همتی نژاد در سال 1369 تحقیق خود را با عنوان تجزیه و تحلیل برنامه های تربیت بدنی دروس گیلان انجام داد .
این تحقیق 3 هدف عمده ای که

داشت عبارت بودند از :
1 بررسی
2 بررسی برنامه ریزیها
3 بررسی محتوای برنامه های تربیت بدنی مدارس .

 

و اهم نتایج تحقیق عبارت بود از:
1) اکثر معلمین دارای مدرک فوق دیپلم بودند
2) هر هفته 2 ساعت کلاس تربیت بدنی برای دانش آموزان در نظر گرفته شده بود

3) معلمان در ارتباط با موضاعات درسی و تخصصی دارای اطلاعات کافی نبودند. [12]
4) عباسعلی گائینی در سال 1372 بررسی مشکلات موجود درس تربیت بدنی ندارس سراسر کشور را موضوع تحقیق خود انتخاب کرد.
اهم نتایج حاصل از این تحقیق عبارت بودند از:
1) سطح تحصیلات معلمین در سطح پایینی بود

2) امکانات و فضاهای ورزشی مهمترین مشکل اجرای درس تربیت بدنی بود
3) اولیاء دانش اموزان حساسیت لازم را نسبت به تربیت بدنی نداشتند
4) نگرش و فرهنگ عمومی درباره درس تربیت بدنی در سطح پایینی بود .
5) هماهنگی و همکاری لازم بین مدیران و معلمان در سطح پایینی بود [13]
6)گان هادی پور در سال 1374 با انتخاب عنوان بررسی تنگناهای موجود درس تربیت بدنی استان چهارمحال بختیاری برای اخذ درجه کارشناس ارشد به نتایج زیر دست یافت .
سطح کمی و کیفی امکانات در سطح پایینی بود 2) معلمین تخصص کافی در رشته ی خود نداشتند 3) معلمین ورزش دروس دیگر را نیز تدریس می کردند 4) وقت کمی برای ساعت تربیت بدنی در نظر گرفته شده بود . ( 2 ساعت ) [5]
پیشینه تحقیق
تحقیقات انجام گرفته در زمینه موضوع تحقیق در خارج از کشور :
پس از بررسی و مرور تحقیقات انجام شده در داخل کشور که با موضوع این تحقیق مشابهت و نزدیکی داشت در این تحت به چند نمونه از تحقیقاتی اشاره می شود که در خارج از کشور انجام گرفته و از جهاتی با موضوع این تحقیق مشابهت دارند .
*جوند (1986) تحقیقی با عنوان امتحان و ارزشیابی برنامه های تربیت بدنی مدارس پسرانه منتخب ایالت کالیفرنیا انجام داد این تحقیق با هدف بررسی میزان تاثیرات موارد، حمایت و هم کاری مدیریت، موقعیت ها و برنامه های مختلف ورزشی پرداختن به مربیگری، نقش امکانات: لوازم و تجهیزات، عضویت معلم در سازمان های تخصصی و نقش تعهد معلم تربیت بدنی در برنامه های تربیت بدنی مدارس مورد نظر انجام گرفت و اهم نتایج بدست آمده از ان به قرار زیر است:
– حمایت مدیریت مهم ترین فاکتور برنامه های می باشد
– تعهد دبیر تربیت بدنی دومین عامل موثر در برنامه ها می باشد
– امکانات و تجهیزات سومین

– تسهیلات عامل موثری بر برنامه ها نبوده و داراری کمترین تاثیر می باشد
– برنامه های مختلف ورزشی تعیین کننده موفقیت برنامه ها نمی باشد. [8]

* کراس ( 1973) عنوان مطالعه موقعیت برنامه های تربیت بدنی مدارس ایالت و پسکانین را برای تحقیق خود در نظر گرفت این تحقیق اهداف زیر را در دستور کار خود داشته است. الف – بررسی وضعیت شخصی معلمین ب) بررسی وضعیت سازماندهی و سیستم آموزشی ج ، بررسی وضعیت امکانات و تجهیزات مورد نیاز .

خلاصه مهمترین نتایج حاصل از این تحقیق به قرار زیر است :
– میانگین سن معلمین 25 سال ، میانگین سابقه تدریس 11 سال و میانگین داشتن پست اجرائی 7 سال و میانگین حقوق سالیانه آنها 7624 دلار بوده است
– عضویت معلمین در گروهها و شوراهای ورزشی بسیار پایین است.
– رشته ی تحصیلی 78 % معلمین تربیت بدنی بوده است .

– بیشتر درسی که معلمین گزرانده بودند عبارتند از سازمان دهی . مدیریت آموزشی.
روش تدریس
– تست سلامتی که باید برای هر دانش آموز صورت گیرد در 19 % مدارس انجام می شده است.
– به علت عدم امکانات ارائه ورزشهای داخل سالن و ورزشهای فضای باز در فصل زمستان محدود بوده است
– در ارزشیابی درس تربیت بدنی ، نحوه اجرای مهارتهای مختلف ورزشی ، آمادگی جسمی و تست هوش بالاترین نمره را به خود اختصاص داده است. [10]

• کاگر ( 1972) تحقیقی با عنوان درس برنامه های تربیت بدنی مدارس متوسطه پسرانه انجام داد این تحقیق که اهداف زیر را مدنظر داشت الف : بررسی آمادگی تخصصی و زمینه های قلبی معلمان ب: بررسی سطوح علمی معلمین ج: بررسی محتوای برنامه های تربیت بدنی د: بررسی روشهای اموزش .

اهم نتایج حاصل از این تحقیق به قرار زیر است :
– بسیاری از معلمان برای تدریس تربیت بدنی امادگی خوبی داشتند همه انها دارای مدرک تحصیلی لیسانس بوده و 37% آنها دارای مدرک فوق لیسانس بوده و یا دانشجوی دوره فوق لیسانس بودند.
– کمتر از 20 % معلمان عضو سازمانهای تخصصی تربیت بدنی بودند.
– 7% معلمان برای تعییین نمره تربیت بدنی دانش آموزان از امتحان کتبی استفاده می کردند [11]
لاگاری (1974) تحقیق خود را با عنوان « بررسی وضعیت درس تربیت بدنی در مدارس انجام داد. اهداف این تحقیق به قرار زیر بودند.
– الف . بررسی نحوه تهیه اطلاعات آموزشی اساتید و مدرسین مدارس
ب. بررسی سطوح آموزشی معلمین .
ج. بررسی برنامه ریزیها و مواد آموزشی
اهم نتایج حاصل از این تحقیق :
– همه معلمین دارای مدرک تحصیلی لیسانس بردند.
– 27% درصد از معلمین دارای تجربه آموزشی کمتر از2 سال در تربیت بدنی بودند.
– بعضی از معلمین به علت کمبود معلم ورزش در مدارس دیگر نیز تدریس می نمودند.
– بیشتر معلمین رشته های مختلف ورزشی را تدریس می نمودند .
– بیشتر مدارس مورد تحقیق دارای فضاهای آموزشی برای ژیمیناستیک ، بولینگ بودند ولی استخر شنا نداشتند [14]
• سوارزد (1970 ) تحقیق خود را با عنوان « ارزشیابی برنامه های تربیت بدنی مدارس پسرانه و دخترانه «پورتوریکو » در پورتلند انجام داد. الف. بررسی امکانات و تجهیزات موجود ب. بررسی آما دگی تخصصی معلمان ورزشی ج . بررسی برنامه های آموزشی د. بررسی میزان گرایش دانش اموزان به تربیت بدنی اهداف این تحقیق را شامل می شدند . موارد زیر از جمله مهمترین نتایج تحقیق می باشد.
– حمایت مدیریت مدرسه . نحوه کنترل و راهنمایی های ایمنی مدرسه در حد عالی بوده است .
– تنوع ورزشها به علت محدودیت وسایل امکان پذیر نبوده است.
– هیچ کدام از مدارس قادر به ارائه مطلوب حداقل نیازهای تربیت بدنی نبودند .
– به علت عدم وجود امکانات یک برنامه مدون آموزشی وجود نداشت .
– علی رغم عدم وجود امکانات ، میزان گرایش دانش آموزان به تربیت بدنی عالی بوده است.
– معلمان در ارتباط با موضوعات درسی و تخصصی دارای اطلاعات کافی بوده اند .[17]
• بای (1918) در تحقیق خود با عنوان تعیین وضعیت برنامه های تربیت بدنی مدارس متوسطه پسرانه مسیحی که با اهداف الف) بررسی وضعیت تحصیلی معلمان تربیت بدنی ب) بررسی اهمیت درس تربیت بدنی در مدارس مورد نظر ج) بررسی کیفیت ارائه درس تربیت بدنی در مدارس مورد نظر د) بررسی امکانات موجود تربیت بدنی انجام گردید و به نتایج زیر دست یافت.
-معلمان تربیت بدنی 46% مدارس مورد نظر فاقد مدرک تحصیلی تربیت بدنی بوده اند.
-میانگین سابقه تدریس تربیت بدنی معلمین 5 سال بوده است.
-میانگین تعداد دانش اموزان در هر کلاس 20 نفر بوده است.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
» نظر
<   <<   51   52   53   54   55   >>   >